
اتحاد خبر-فریده فهیمی: صفهای چندصدمتری خودروها مقابل جایگاههای سوخترسانی برازجان ودیگر شهرهای استان بوشهر، آنهم در دمای 50 درجه و رطوبت 90 درصد مردادماه، دیگر یک تصویر عجیب نیست؛ به بخشی تلخ از روتین روزانه مردمی تبدیل شده که در قلب یکی از ثروتمندترین استانهای نفتخیز کشور زندگی میکنند..
فریده فهیمی
آقایان نماینده شهرستان دشتستان و دیگر نماینده های استان، آقای فرماندار، آقای استاندار و رییس شرکت پخش فرآورده های نفتی، برای راستی آزمایی صحبت های مردم هم که شده، لطفا راننده تان را یک ماشین غیر دولتی پلاک شخصی، به یکی از جایگاه های سوخت استان برسانید ببینید، وضعیت سوخت رسانی و توزیع بنزین در استان بوشهر چگونه است؟
« دراز است دست فلک بر بدی، همه نیکویی کن اگربِخرَدی. فردوسی»
جناب رییس محترم کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، وضعیت بغرنج و بحرانی کمبود بنزین استان بوشهر را لطفا به هر طریق و زبانی که می توانید (البته در صورت تمایل)، در مجلس شورای اسلامی مطرح کنید، بلکه فرجی حاصل شود.
جنوب کشور روی دریای نفت، مستغرق و مستغنی، مستقر است اما تشنه، در اوج عطش، لب دوخته به دهان حضرتعالی، که به موقع بازشود وحداقل حق موکلین تان را فریاد بزنید. « الا اگر طلبکار اهل دلی/ ز خدمت مکن یک زمان غافلی. سعدی»
صفهای چندصدمتری خودروها مقابل جایگاههای سوخترسانی برازجان ودیگر شهرهای استان بوشهر، آنهم در دمای 50 درجه و رطوبت 90 درصد مردادماه، دیگر یک تصویر عجیب نیست؛ به بخشی تلخ از روتین روزانه مردمی تبدیل شده که در قلب یکی از ثروتمندترین استانهای نفتخیز کشور زندگی میکنند. تناقضی دردناک و تحملناپذیر، استانی که چاههای نفت و گازش انرژی نیمی از کشور را تأمین میکند، ساکنانش باید ساعتها در صف بایستند تا چند لیتر بنزین برای رفتوآمد روزمره خود تهیه کنند.
شوربختانه، این یک بحران موقت نیست، یک الگوی تکراری است. کمبود بنزین در بسیاری از نقاط ایران عزیزمان سالهاست که به شکل فصلی و گاه دائمی تکرار میشود. هر بار مسئولان وعده میدهند، هر بار رسانههای محلی مینویسند، و هر بار پس از مدتی، صفها دوباره شکل میگیرند. این تکرار نشان میدهد که مشکل نه یک اتفاق موردی، بلکه ریشه در ضعف ساختاری و بیبرنامگی مزمن مدیریت انرژی در سطح استان و شاید کشور دارد.
پیامدهایی که فراتر از یک صف ساده است منتج به نتایج شومی می گردد که جز سرگردانی و فلاکت نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت:
الف-اتلاف سرمایه انسانی: کارگران روزمزد، کاسبان، رانندگان تاکسی و کامیونداران ساعتها از وقت مولد خود را در صف سوخت از دست میدهند؛ زمانی که میتوانست صرف کار، تولید یا خانواده شود.
ب-فشار اقتصادی مضاعف بر اقشار کمدرآمد: کسانی که درآمدشان مستقیماً به تردد وابسته است، هر روز بیشتر از دیروز زیر فشار این بحران خورد میشوند.
پ-افزایش تنشها و درگیریهای اجتماعی: خستگی و کلافگی ناشی از انتظارهای طولانی، بارها به دعوا و درگیری در همان صفها منجر شده است؛ نشانهای از فرسایش روحی جمعی یک جامعه.
ت-بیاعتمادی فزاینده به نهادهای مسئول: تکرار بیپاسخ این بحران، حس نادیدهگرفتهشدن مطالبات مردم بومی مناطق نفتخیز را عمیقتر کرده و شکاف میان مردم و مسئولان را گسترش میدهد.
مسولان محترم استان بوشهر، «نیکی چه کرده ایم تا روز/ نیکو دهند مزد عمل ما را؟ پروین اعتصامی.» چرا مردمی که بر روی دریایی از نفت و گاز زندگی میکنند، باید برای ابتداییترین نیاز روزمره خود التماس کنند؟ آیا این ضعف در برنامهریزی توزیع سوخت است؟ آیا زیرساخت جایگاهها متناسب با رشد جمعیت و افزایش تعداد خودروها توسعه نیافته؟ یا اینکه اساساً مناطق نفتخیز جنوب، همیشه در اولویت آخر تصمیمگیریهای کلان کشور قرار داشتهاند؟ این پرسشها را نمیتوان با سکوت یا وعدههای تکراری پاسخ داد. مردم جنوب شایسته آن هستند که دستکم در تأمین سوخت روزمره خود، دغدغهای نداشته باشند؛ منطقهای که سالهاست منابع طبیعیاش، چرخ اقتصاد کشور را میچرخاند اما خود در حاشیه توسعه مانده است.
راهحل چیست؟ توسعه جدی ظرفیت پالایشگاه های موجود، احداث جایگاههای جدید متناسب با رشد جمعیتی، شفافسازی کامل در نحوه توزیع و سهمیهبندی سوخت، و پاسخگویی مستقیم مسئولان استانی در برابر افکار عمومی، حداقل مطالباتی است که مردم این خطه از مسئولان خود دارند. زمان وعدههای تکراری به سر آمده است؛ اکنون زمان اقدام عملی است. شهروندان نجیب و تلاشگر استان بوشهر را، ولی نعمتان خود را دریابید. .« حی عل خیر العمل، مسول محترم.»
نگه کردن به درویشان، منافی بزرگی نیست/ سلیمان با چنان حشمت، نظرها بود با مورش. حضرت حافظ
نوزدهم مرداد1405