کد خبر: 225663 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 04 مرداد 1405 - 16:50
اختصاصی اتحاد خبر؛
« به فندُقیای کوچولو »

اتحاد خبر - قدرت مظاهری : نمی‌دونید! ... نه، شما نمی‌دونید. شاید یه‌ذره سخت‌باشه براتون درکِ اون‌موقعیت. موقعیتی که پشتِ‌سرِ هم توی خبرای رسانه‌ها، خبرِ منتشره‌ی فاکس‌نیوز میاد که ،،پارس‌جنوبی،، هم توی لیستِ اهدافِ موشکبارونِ آمریکاس و تو می‌دونی همه‌ی بمبارونا هم توی ساعاتی از شب اتفاق می‌اُفتن! ساعاتی که تو و چن‌تایی از همکارات بخاطرِ تثبیتِ شرایطِ تولید و در غیابِ هفتاد درصدِ نیروها، توی شیفتِ‌شب هستید و‌ دقیقاً جا و مکانِ‌تون وسطِ یه میدونِ مینه ! جایی که کنارِ دستِ‌ت، مخازن و لاینای گاز و نیتروژن‌ان و پشتِ‌سرت هم بویلرا و توربینای برق ! یعنی دقیقاً میونِ یه میدونِ مینِ واقعی که اگه یه‌لحظه حواسِ‌ت نباشه و انگشتِ‌ت بخوره به یه سیم‌تله و یا پاهات از کنارِ یه مین رد شَن، فاتحه‌ات خونده‌اس...

،،قدرت مظاهری،،

نمی‌دونید! ... نه، شما نمی‌دونید. شاید یه‌ذره سخت‌باشه براتون درکِ اون‌موقعیت. موقعیتی که پشتِ‌سرِ هم توی خبرای رسانه‌ها، خبرِ منتشره‌ی فاکس‌نیوز میاد که ،،پارس‌جنوبی،، هم توی لیستِ اهدافِ موشکبارونِ آمریکاس و تو می‌دونی همه‌ی بمبارونا هم توی ساعاتی از شب اتفاق می‌اُفتن! ساعاتی که تو و چن‌تایی از همکارات بخاطرِ تثبیتِ شرایطِ تولید و در غیابِ هفتاد درصدِ نیروها، توی شیفتِ‌شب هستید و‌ دقیقاً جا و مکانِ‌تون وسطِ یه میدونِ مینه ! جایی که کنارِ دستِ‌ت، مخازن و لاینای گاز و نیتروژن‌ان و پشتِ‌سرت هم بویلرا و توربینای برق ! یعنی دقیقاً میونِ یه میدونِ مینِ واقعی که اگه یه‌لحظه حواسِ‌ت نباشه و انگشتِ‌ت بخوره به یه سیم‌تله و یا پاهات از کنارِ یه مین رد شَن، فاتحه‌ات خونده‌اس.


یعنی پای لانچر هم که باشی، شلیکِ‌تو می‌کنی و تا بیان جاتو‌ تشخیص بدن، لانچرو‌ جابجا می‌کنی و یه‌جا استتارش می‌کنی که نه خودتو ببینن نه اون منجنیقِ آهنی رو.
سایتِ صنعتی و پالایشگاه ولی نه ! از شب تا صبح توی یه محدوده‌ی صنعتی محصوری و بخاطر وضعیتِ‌اضطراریِ تولید، یه‌ثانیه هم نمی‌تونی ترک‌کنی اونجا رو.
با همه‌ی این احوالات؛ نه داد و فریادی می‌زنی، نه خواهش و التماسی می‌کنی، نه از کسی می‌خوای شبا سرِ میدونا شعار بده برات و نه ناله و زنجموره‌ای می‌کنی که من اینجوری‌ام و اونجوری‌ام! همونجور ساکت و‌ استوار، مجاهدانه کارِت رو می‌کنی و اصلاً به لشکرِ استرس و اضطرابی که دورِ سرت می‌چرخن، توجهی نمی‌کنی !
صبح ولی وقتی خسّه و کوفته، توی سرویس نشسّی که برگردی خونه تا یه تجدیدِقوای کوچیک کنی برای شبِ پیشِ‌رو، همینجور که خبرای توی گوشیتو بالاپایین می‌کنی، یه باره چِشات می‌اُفتن به یه خبرِ چیپ و درِ پیت و کلی کامنتای ریز و درشت و غیرمنصفانه و زشت و ناصواب و وحشتناکِ زیرش که توی این بحرانِ اقتصادی که همه‌ی دم‌ودسگا‌ه‌های سیاسی و حکومتی، مزایای وابستگانِ‌شون رو اِن‌برابر کردن، یه خبرگزاریِ دوزاری با مدیرِ مفنگی‌اش، دوقرون دوزار افزایشِ مزایای معیشتیِ نفتیا رو‌ منتشر کرده و معترض شده که چرا باید وزارت نفت، حقِ‌معاش بده به کارمنداش !!!؟؟؟ یعنی اگه اون‌موقع با دیدنِ این خبر و کامنتای هرزه و حقیرانه‌ی بعضی مخاطبای لی‌لی‌پوتی‌اش، موشک تاماهاوک بخوره بهت و پودر بشی بری توی آسمون، دردِش به‌مراتب، کمتر از دیدنِ اون تعابیرِ چندش‌آوره !
کاش وقتی انگشتاتونو برای تایپ حروف و کلماتِ معترضانه‌تون به آدمای عملیاتیِ صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، رو صفحه‌کلیدای ماسماسکاتون می‌سروندید، یه‌ذره، فقط به‌اندازه‌ی سرِ سوزنی، فندُقای کوچولوی توی جمجمه‌هاتونو یه تلنگر می‌زدین و برای یه‌ثانیه، خودتونو توی شرایطِ شیفتای عملیاتیِ پالایشگاه‌ها توی این شبایِ ترسناک و مخاطره‌انگیز می‌ذاشتید !!!
هفته‌ی شبکاری‌ام توی سایت، امروز تموم‌شد ولی توی تمومِ این یه‌هفته‌ی بحرانی، به‌اندازه‌ی یکی‌دودقیقه‌ای که مشغولِ خوندن این خبر و کامنتای شنیعِ‌ش بودم، از درون منفجر نشدم و به‌فنا نرفتم ... خدا هم ببخشدِ‌تون، بعداً که پی به عمقِ‌فاجعه‌ی ذهنی‌تون ببرید، اپسیلونی اگه وجدان مونده‌باشه براتون، خودتون خودتونو نمی‌بخشید. مطمئنم ...

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/225663