
اتحادخبر - قدرت مظاهری:یهجایی بود همین دور و وَرا که خیلی رسم و رسومای آنتیکی داشت. یکی از این رسم و رسوما، تکنیکِ آرومسازیِ درد بود اسمش. یه فرهنگستان هم تأسیس کردهبودن به همین منظور!
قدرت مظاهری
یهجایی بود همین دور و وَرا که خیلی رسم و رسومای آنتیکی داشت. یکی از این رسم و رسوما، تکنیکِ آرومسازیِ درد بود اسمش. یه فرهنگستان هم تأسیس کردهبودن به همین منظور!
اینجوری بود مثلاً که چیزای درددار و زجرآور رو یهجوری پیچوتاب میدادن و میچرخوندن که دردش کمتر شِه و اون زجر و تعَب و طاقتفرساییِ کُشنده رو نداشتهباشه دیگه.
مثلاً به ،،گرونی،، میگفتن ،،بهینهسازی قیمت،،
یعنی قیمتا تصمیمگرفتن وضعیتِ خودشونو ارتقاء بدن و یه رشدِ شخصیتی پیدا کنن. کیه مثلاً که دلِش نخواد یه قیمتِ بیچاره و بینوا، یهمقدار رشد شخصیتی داشتهباشه و مقام و منزلتِش بره بالاتر یهذره !؟
،،قطع آب و برق و گاز،، !؟ نه جانم، این چه فرمایشیه که میکنید !؟ این فقط یهنَمه ،،ناترازی،، انرژیه که فاکتورای انرژی یهمقدار دلخور شدن و فعلاً بطور موقت، با مصرفکننده قهر کردن و درحال حاضر توی اتاقای جداگونهای زندگی میکنن. بههمین زودیا هم مشاوری، معاونی، چیزی میاد، پولی میگیره، آشتیشون میده و بَرِشون میگردونه سرِ خونهزندگیشون !
،،اعتراض،، !؟ ... نه بابا، اعتراض چیه ؟ این فقط یهمقدار ،،تجمع غیرقانونی،، و یا ،،اغتشاش،،ه! یعنی مردم، اشتباهی جمعشدن که الکی و از سرِ شکمسیری ،،غشغش،، بخندن و حال کنن تو خیابونا. بهزودی هم یا با اشکآوری، باتومی، ساچمهای چیزی برمیگردن میرن خونههاشون، یا اینکه خودمون جور دیگهای بَرِشون میگردونیم تا قانون از دَسِشون ناناعت نشه !
،،فیلترینگ،، ... ایبابا؛ شماها هم دوسدارین همهچی رو گُندهاش کنینها. این طفلِ حرومزاده -ببخشید؛ این طفلِ معصوم- اسمش ،،صیانت،،ه، نه فیلترینگ. مگه روغن و هوای ماشینه که فیلتر بخواد آخه ! یا مثلاً دوربینه که برا عدم ورود نورای اضافی، فیلتر بذاریم رو لنزش !؟ یه اینترنتِ موذی و پدرسوختهاس که حواسِمون نباشه بهش، عینهو یه گیشا، مفت و مجانی به همه پامیده. بنابراین باید با ،،صیانت،، توسط آقازادهها، پولِ این پادادنه، بیاد تو حسابِ صاحبصیانت !
،،فقر،، !؟ ... فقر کجا بود قربونِ روی ماهِت، دو چشمونِ سیاهِت. اینکه فقط یه ،،چالشِ معیشتی،، کوچولوئه. مثِ رژیم گرفتن، مثِ فَستینگ، مثِ وجتریَن بودن ! این کجاش فقره آخه !؟ طرف، خودش با تصمیم خودش، دوسداره چیزی نخوره و نپوشه و ننوشه.
،،بیکاری،، !؟ ... دستِتون درد نکنه. بیکاری کجا بود بابامجان ! این فقط و فقط ،،مرحلهی گذارِ شغلی،،ه! مثِ یه بوکسور که قبل از ورود به رینگ، یهذره گرم میکنه خودشو تا برای مشتایی که قراره تو سر و صورتِش بخورن، آمادگیِ کافی داشتهباشه. پس اینو نمیگن بیکاری. میگن مرحلهی گذارِ شغلی. متوجهِ عرضَم شدین !؟
،،موشک،، !!!؟؟؟
نه نه نه، اصلاً و ابداً اینو نگیدها ! ... موشک، اونیه که باهاش میرن فضا و گاهگاهی هم تو مدرسه، کاغذیشو میساختیم و پرتمیکردیم تو سر و صورت همدیگه. اینایی که میان میخورن تو کوچهخیابونا و زار و زندگیمون، اینا اسمِشون ،،پرتابه،،اس درواقع. پرتابه. یعنی همینجوری پرتاب میشه بالا و میاد زمین. مثِ یه سیب که بازیبازی میکنیم باهاش و هیییییچ ترسی نداره وقتی بالاپایین میشه. سه بخش هم داره این پرتابه. بیاین بخشکنیم با همدیگه که بمونه تو ذهنِمون : پَر ... تا ... به ! دیدین چقده دوسداشتنی شد حالا !؟ ... والا ... چیبود اون واژهی چغر و نچسبِ موشک !؟
خلاصه اون فرهنگستانه، هنوز داره از بودجهی عمومی پول میگیره و دردای آدما رو براشون آرومسازی میکنه. مثلاً اگه همین فردا یه ترکشِ موشک خورد تو یکی از عضوای شریفِ بدنِتون و از زندگی فلجِتون کرد، اصلاً نگران نَشین. فقط و فقط کافیه یه زنگ بزنید به فرهنگستانِ آرومسازیِ درد تا براتون یه واژهی ریپَکی بسازه و آرومِتون کنه. مثلاً و احتمالاً میگه ،،عضوتراشی با تراشهی پرتابهای،، ... دیدین چقد شاعرانه شد ... بریم صفحاتِ بعدی ...