کد خبر: 225071 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 18 تير 1405 - 10:14
اختصاصی اتحادخبر؛
جادوی نگاهت

اتحادخبر:دل به جادوی نگاهت بی خبر افتاده بود/دیدگانم  انتظار ِ  رهگذر افتاده  بود/خواب دیدم پنجره وا شد نسیمی آمد و/عطر خوشبویی در آغوش سحر افتاده بود/تار و پود ِ  پیکرم  با یاد  تو جان  می گرفت/روی دامن اشکِ شوق َاز ، چشمِ تَر افتاده بود

دل به جادوی نگاهت بی خبر افتاده بود
دیدگانم  انتظار ِ  رهگذر افتاده  بود

خواب دیدم پنجره وا شد نسیمی آمد و
عطر خوشبویی در آغوش سحر افتاده بود

تار و پود ِ  پیکرم  با یاد  تو جان  می گرفت
روی دامن اشکِ شوق َاز ، چشمِ تَر افتاده بود

خانه ام بی عِطر و بویت کوچه ای تاریک بود
انتظارت بودم و چشمم به دَر افتاده بود

ناگهان گفتم بگیرم فالی از اقبال خویش
فال حافظ هم برایم بی اثر افتاده بود

مـهــدی پـوریــا جــم اســپــرا ( صــهـبـا )

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/225071