کد خبر: 225069 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 16 تير 1405 - 10:03
اختصاصی اتحادخبر؛
در حسرت باران

اتحادخبر:لک زد دل من تا که ببیند نم باران/افسوس ندیدم لب پر خنده ی یاران/ابری که نبارید و نشورد غم ما را/دل خسته ازین غم،بخدا واله و حیران/غم روی غم آمد،ز پریشانی گلها/دل تنگم ازین تنگی،صدها دل ویران

لک زد دل من تا که ببیند نم باران
افسوس ندیدم لب پر خنده ی یاران

ابری که نبارید و نشورد غم ما را
دل خسته ازین غم،بخدا واله و حیران

غم روی غم آمد،ز پریشانی گلها
دل تنگم ازین تنگی،صدها دل ویران

شد خرمن گیسوی پریشان تو در باد
سرگشته از آن حالت تو بیدک لرزان

 خشکیده همه سرو روان باغ و‌چمن را
بسیار دلم تنگ‌ شده حضرت باران

سر برده گریبان،به یکی گوشه ی خلوت 
در حسرت باران بهاری،نِگِرَم باغ بهاران

کاظم صداقت

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/225069