کد خبر: 224909 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 09 تير 1405 - 13:12
اختصاصی اتحاد خبر
نگاهی به مقوله امنیت و آزادی از منظر توماس هابز و جان استوارت میل

اتحاد خبر - رضا نکیسا : مسئله نسبت میان «امنیت» و «آزادی» از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفه سیاسی مدرن است. توماس هابز با طرح مفهوم «لویاتان»، امنیت را پیش‌شرط نظم اجتماعی و بقای انسانی می‌داند و برای رسیدن به آن، به حاکمیتی نیرومند و متمرکز مشروعیت می‌بخشد. در مقابل، جان استوارت میل آزادی فردی را ... 

 

رضا نکیسا


چکیده


مسئله نسبت میان «امنیت» و «آزادی» از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفه سیاسی مدرن است. توماس هابز با طرح مفهوم «لویاتان»، امنیت را پیش‌شرط نظم اجتماعی و بقای انسانی می‌داند و برای رسیدن به آن، به حاکمیتی نیرومند و متمرکز مشروعیت می‌بخشد. در مقابل، جان استوارت میل آزادی فردی را هسته اصلی پیشرفت انسانی، شکوفایی شخصیت و توسعه اجتماعی تلقی می‌کند و محدودیت قدرت دولت را برای پاسداری از ساحت خصوصی و آزادی اندیشه ضروری می‌داند   . این مقاله با رویکردی تطبیقی نشان می‌دهد که هرچند هابز و میل در دو سوی ظاهراً متعارض ایستاده‌اند، اما هر دو در پی پاسخ به یک مسئله مشترک‌اند: چگونه می‌توان نظمی سیاسی برقرار کرد که هم از هرج‌ومرج جلوگیری کند و هم امکان زندگی انسانی را فراهم آورد. با این حال،  هابز امنیت را بر آزادی مقدم می‌داند، در حالی که میل آزادی را ارزش بنیادین و اصل محدودکننده اقتدار سیاسی قرار می‌دهد. بررسی تطبیقی آنان در چارچوب «لویاتان» نشان می‌دهد که دولت نیرومند، اگرچه ضامن امنیت است، اما بدون قیود حقوقی و اخلاقی می‌تواند به تهدیدی برای آزادی بدل شود.


 کلیدواژه‌ها: هابز، میل، لویاتان، امنیت، آزادی، دولت، اقتدار سیاسی، فلسفه سیاسی

 مقدمه

رابطه امنیت و آزادی از مسئله‌های ماندگار اندیشه سیاسی است. دولت‌ها از یک‌سو وظیفه دارند امنیت شهروندان را در برابر خشونت، بی‌نظمی و تهدیدهای بیرونی تأمین کنند و از سوی دیگر نباید به گونه‌ای عمل کنند که آزادی‌های بنیادین افراد از میان برود. لذا این تنش، در قلب اندیشه سیاسی مدرن قرار دارد، بنابراین، «توماس هابز»  و »جان استوارت میل» دو صورت‌بندی کاملاً متمایز از این مسئله ارائه کرده‌اند.

هابز در اثر مشهور خود، «لویاتان»، انسان را موجودی می‌بیند که در وضعیت طبیعی درگیر ترس، رقابت و ناامنی است؛ از این‌رو تنها راه رهایی از «جنگ همه علیه همه» واگذاری قدرت به حاکمی مقتدر می داند.

در مقابل، میل در «درباره آزادی»، از آزادی فردی به‌عنوان شرط رشد شخصیت، خلاقیت و پیشرفت اجتماعی دفاع می‌کند و هرگونه مداخله دولت یا جامعه را تنها در صورتی موجه می‌داند که برای جلوگیری از آسیب به دیگران باشد.

هدف این مقاله، تحلیل تطبیقی این دو دیدگاه در چارچوب مفهوم «لویاتان» است؛ یعنی نشان دادن اینکه دولت مقتدر هابزی چگونه امنیت را تضمین می‌کند، و این تضمین چه نسبتی با آزادی در اندیشه میل دارد. همچنین بررسی خواهد شد که آیا می‌توان نوعی توازن میان این دو ارزش یافت یا ناگزیر یکی بر دیگری غلبه می‌کند؟

1.     چارچوب نظری: مفهوم «لویاتان»

لویاتان در اندیشه هابز استعاره‌ای برای  "دولت مقتدر و واحد"  است؛ قدرتی فراگیر که افراد برای رهایی از ناامنی طبیعی، آن را با قرارداد اجتماعی پدید می‌آورند. این مفهوم به‌تدریج به نمادی از دولت متمرکز، اقتدار سیاسی و قدرت تنظیم‌کننده نظم اجتماعی تبدیل شد.

لویاتان هابزی بر چند اصل استوار است: الف. انسان‌ها در غیاب قدرت مشترک، به تعارض و بی‌اعتمادی کشیده می‌شوند. ب. امنیت مقدم بر هر امر دیگر است. ج.  انسان‌ها بخشی از آزادی طبیعی خود را واگذار می‌کنند تا صلح و نظم به دست آورند. د. اقتدار حاکم باید آن‌قدر نیرومند باشد که نتواند به‌راحتی تضعیف شود.

در این چارچوب، دولت نه صرفاً نهادی اداری، بلکه ضامن امکان زندگی مدنی است. با این حال، همین قدرت عظیم، بذر نگرانی از استبداد را نیز در خود دارد؛ نگرانی‌ای که بعد تر در اندیشه‌هایی چون میل به‌صورت دفاع از آزادی فردی بروز می‌کند.

2. توماس هابز: امنیت به‌مثابه بنیان نظم سیاسی

۲.۱. انسان‌شناسی بدبینانه هابز

هابز انسان را موجودی خودخواه، ترس‌خورده و طالب قدرت می‌بیند. از نظر او، انسان‌ها تقریباً از حیث توانایی آسیب رساندن به یکدیگر برابرند و همین برابری، زمینه رقابت و ناامنی را فراهم می‌کند. در وضعیت طبیعی، هیچ ضمانت نهایی برای مالکیت، جان و معیشت وجود ندارد؛ بنابراین زندگی انسانی به تنها »فقیرانه، زشت، حیوانی و کوتاه» فروکاسته می‌شود.

این تصویر بدبینانه از طبیعت انسان، پایه نظری دفاع هابز از دولت مقتدر است. حال که انسان‌ها به‌طور طبیعی قابل اعتماد نیستند، تنها یک قدرت برتر می‌تواند مانع فروپاشی اجتماعی شود.

۲.۲. قرارداد اجتماعی و تولد لویاتان

هابز معتقد است افراد برای فرار از وضعیت جنگی، با یکدیگر پیمان می‌بندند و قدرت خود را به یک شخص یا مجمع واحد واگذار می‌کنند. این قدرت واحد همان لویاتان است. لویاتان از آن رو ضروری است که:

الف.خشونت را مهار می‌کند، ب.  قانون را الزام‌آور می‌سازد، ج.  داوری نهایی را ممکن می‌کند، د. و در آخر صلح را جایگزین منازعه می‌نماید.

در اندیشه هابز، آزادی بدون امنیت معنای عملی ندارد. آزادی طبیعی در وضعیت پیشاسیاسی، هرچند گسترده است، اما به علت نبود تضمین، به رنج و هراس می‌انجامد. بنابراین، واگذاری آزادی به حاکم، معامله‌ای عقلانی برای کسب امنیت است.

۲.۳. تقدم امنیت بر آزادی: هابز آزادی را نفی نمی‌کند، اما آن را در نسبت با نظم سیاسی تعریف می‌کند. او آزادی را بیشتر به معنای «نبود مانع خارجی»  می‌فهمد؛ اما این آزادی فقط در جایی پایدار است که قدرت حاکم بتواند از هرج‌ومرج جلوگیری کند. از این‌رو، او عملاً امنیت را مقدم بر آزادی می‌نشاند.

 

در منطق هابز:  اگر دولت ضعیف باشد، آزادی واقعی هم از بین می‌رود؛ و   اگر دولت مقتدر باشد، ممکن است برخی آزادی‌ها محدود شوند، اما زندگی و نظم حفظ می‌شود.  پس لویاتان، در نهایت، شرط امکان آزادی حداقلی است، هرچند خود محدود کننده آزادی  است.

 ۳. جان استوارت میل: آزادی به‌مثابه شرط پیشرفت انسانی

۳.۱.  بنیادهای آزادی در اندیشه میل: میل در فضای فکری متفاوتی از هابز می‌نویسد. او در قرن نوزدهم، با مسئله «استبداد اکثریت»، فشار افکار عمومی و رشد بوروکراسی مدرن روبه‌روست. دغدغه اصلی او نه هرج‌ومرج، بلکه "خفه شدن فردیت" در برابر قدرت دولت و جامعه است.

 

در کتاب "درباره آزادی"،  میل استدلال می‌کند که آزادی اندیشه، گفتار، انتخاب سبک زندگی و تجربه‌ورزی فردی برای شکوفایی انسان ضروری است. به باور او، جامعه‌ای که در آن افراد فقط مطابق هنجارهای غالب زندگی کنند، از نظر اخلاقی و فکری فقیر خواهد شد.

 

۳.2. اصل آسیب:  مهم‌ترین اصل میل برای محدود کردن قدرت سیاسی و اجتماعی، "اصل آسیب"  است. بر اساس این اصل، تنها دلیلی که می‌توان به‌خاطر آن آزادی فرد را محدود کرد، جلوگیری از آسیب به دیگران است. بنابراین: دولت حق ندارد صرفاً برای «خیر خود فرد» آزادی او را سلب کندو  جامعه نیز نباید به نام اخلاق، سلیقه یا سنت، فرد را سرکوب کند.

این اصل، نقطه مقابل اقتدار گسترده لویاتان است. اگر در هابز قدرت سیاسی باید چنان وسیع باشد که بتواند نظم را تحمیل کند، در میل قدرت باید محدود بماند تا خلاقیت و استقلال فردی نابود نشود.

۳.۳. آزادی و رشد اخلاقی

میل آزادی را فقط یک حق انتزاعی نمی‌داند، بلکه آن را ابزار رشد انسان می‌شمارد. آزادی انتخاب، امکان خطا، بحث آزاد و تنوع شیوه‌های زیستن، همه به رشد عقلانی و اخلاقی جامعه کمک می‌کنند. از دید او، انسان‌ها از راه تجربه و مقایسه می‌آموزند، نه از طریق اطاعت کورکورانه.

در نتیجه، اگر هابز "امنیت" را پیش‌شرط جامعه می‌داند، میل "آزادی"  را پیش‌شرط «انسانیت کامل» می‌انگارد.

4. مقایسه تطبیقی هابز و میل

 ۴.۱. انسان و جامعه: هابز انسان را ذاتاً خودخواه و تعارض‌جو می‌بیند؛ میل انسان را موجودی تربیت‌پذیر، خود-توسعه‌گر و توانمند در انتخاب عقلانی می‌داند.  

در نتیجه نزد هابز، باید انسان را مهار کرد؛ اما در اندیشه میل، باید انسان را آزاد گذاشت تا رشد کند.

۴.۲. دولت و قدرت

در اندیشه هابز، دولت نیرومند ابزار اصلی حفظ صلح است. در اندیشه میل، دولت باید محدود و پاسخ‌گو باشد تا به حریم آزادی فردی تجاوز نکند.  

هابز از تمرکز قدرت دفاع می‌کند؛ میل از تفکیک حوزه‌های قدرت و محدودسازی مداخله دولت.

۴.۳. امنیت و آزادی

هابز می‌گوید بدون امنیت، آزادی بی‌معناست میل می‌گوید بدون آزادی، امنیت به قیمت از دست رفتن انسانیت تمام می‌شود.

5. لویاتان در پرتو نقد میل

اگرچه میل به‌صراحت با هابز وارد گفت‌وگو نمی‌شود، اما نظریه او را می‌توان نقدی بر منطق لویاتان دانست. لویاتان هابزی، هرچند امنیت می‌آورد، اما از منظر میل خطرات زیر را دارد:  گسترش اقتدار تا مرز سلطه مطلق؛  حذف تنوع و تجربه؛ تضعیف خودمختاری فرد.

"پس از منظر میل، لویاتان اگر مهار نشود، از نگهبان نظم به دشمن آزادی تبدیل می‌شود".

۶. امکان جمع میان امنیت و آزادی : با وجود تضاد ظاهری، می‌توان گفت هابز و میل هر دو به نوعی از " نظم سیاسی پایدار"  می‌اندیشند، اما از دو مسیر متفاوت. هابز می‌خواهد ابتدا امنیت را تضمین کند تا امکان زیست اجتماعی فراهم شود؛ میل می‌خواهد قدرت را محدود کند تا امنیت، بهانه‌ای برای استبداد نشود.

در نتیجه‌

به باور نگارنده،  تحلیل تطبیقی هابز و میل نشان داد که تقابل امنیت و آزادی یکی از محوری‌ترین مناقشات فلسفه سیاسی است. هابز در "لویاتان" امنیت را بر آزادی مقدم می‌داند و دولت مقتدر را شرط صلح و بقا می‌شمارد. اما میل، در مقابل، آزادی فردی را ارزش بنیادین می‌گیرد و دولت را تنها تا جایی مشروع می‌داند که از آسیب به شهروندان جلوگیری کند.  نتیجه نهایی این است که جامعه سیاسی پایدار نیازمند ترکیبی سنجیده از امنیت و آزادی است؛ ترکیبی که بدون درک همزمان دغدغه هابز و میل، به‌دست نخواهد آمد.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/224909