کد خبر: 224216 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 18 خرداد 1405 - 08:17
اختصاصی اتحادخبر؛
سرابِ توسعه

اتحادخبر-احمد خواجه حسنی:حسین علائی فرمانده پیشین سپاه و تحلیل‌گر ارشد سیاست خارجی در یادداشتی برای ایرنا به تاریخ ۱۷ خرداد ماه در مورد جنگ تحمیلی رمضان اظهاراتی را مطرح نموده از جمله اینکه گفته اند: «اگر بتوانیم این جنگ را به‌طور کامل خاتمه دهیم؛ خاتمه‌ای به این معنا که در آینده دوباره تکرار نشود و بتوانیم حاصل این جنگ را به فرصتی تبدیل کنیم که تحریم‌ها برداشته شده و ایران بتواند مزاحمت آمریکا را از مسیر توسعه ی خود کنار بزند و تبادلات تجاری و بانکی با دنیا را انجام دهد، شاهد توسعه‌ای سریع و جهش‌وار خواهیم بود.»

احمد خواجه حسنی

حسین علائی فرمانده پیشین سپاه و تحلیل‌گر ارشد سیاست خارجی در یادداشتی برای ایرنا به تاریخ ۱۷ خرداد ماه در مورد جنگ تحمیلی رمضان اظهاراتی را مطرح نموده از جمله اینکه گفته اند: «اگر بتوانیم این جنگ را به‌طور کامل خاتمه دهیم؛ خاتمه‌ای به این معنا که در آینده دوباره تکرار نشود و بتوانیم حاصل این جنگ را به فرصتی تبدیل کنیم که تحریم‌ها برداشته شده و ایران بتواند مزاحمت آمریکا را از مسیر توسعه ی خود کنار بزند و تبادلات تجاری و بانکی با دنیا را انجام دهد، شاهد توسعه‌ای سریع و جهش‌وار خواهیم بود.»
در همین پاراگراف کوتاه، مباحث مختلفی مطرح شده که از زوایای گوناگونی قابل بررسی است منتهی پردازش اجزاء مورد ادعای ایشان بحثی مفصل و دامنه دار است که از حوصله ی این مقال خارج است، مختصر اینکه برای وقوف به کنه ی این ادعا می توان چند مسئله را به صورت اجمالی به شرح زیر بررسی کرد؛
«خاتمه‌ ی کامل جنگ به این معنا که در آینده دوباره تکرار نشود» از چند جهت خیالی خام و ساده انگارانه است بیش تر به این دلیل که مشکل بنیادین آمریکا با ایران ماهیت استقلال طلبانه و ضد سلطه ایران است یا به عبارتی، اساس و بنیان مشکلات آمریکا، تسلیم نشدن و سلطه ناپذیری ایران است که از این جهت الگویی جهانی نیز به شمار می رود که رخداد این مهم را ایالات متحده آمریکا از ابتدا برنتابیده و کماکان با این مسئله درگیر است (گرچه در جهانی که سلطه در حوزه ی فناوری نیز تعریف می شود نمی شود به سیاق گذشته از استقلال به معنای موسع کلمه دفاع کرد و این تناقض در نوع خود محل بحث جدّی است)،  افزون بر این بنا بر نظریۀ «هالفورد مکیندر» ایران در هارتلند جهان و بر سر چهار راه نظم ژئوپلتیک جهانی خانه کرده و هم چنین سرشار از منابع عظیم انرژی است (از جمله بنگرید به مقاله ی «ای‌جی جف»، تحلیل گر ارشد امنیتی و متخصص ژئوپلیتیک، در روزنامه «جروزالم پست» که می نویسند؛ «ایران در استان همدان دارای دومین ذخیره بزرگ لیتیوم در جهان است که در سال ۲۰۲۳ کشف شده است. همچنین این کشور ۸۵ میلیون تن عناصر نادر خاکی تازه کشف‌شده در اختیار دارد. مجموع ذخایر معدنی اثبات‌شده ی ایران حدود ۷۷۰ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده است. قرن بیست‌ویکم همان‌طور که قرن بیستم بر نفت استوار بود، بر لیتیوم و عناصر نادر خاکی تکیه دارد»با این تفاسیر، قدرت های استعمارگر به این راحتی دست از سر این گربه ی چموش و بینوا برنخواهند داشت جالب تر اینکه قدرت های خارجی به شهادت فکت های تاریخی حتی اجازه ی برخی اصلاحات نیل به ترقی و پیشرفت را هم در گذشته نداده و زین پس نیز به اغلب احتمال و به انحاء مختلف نخواهند داد (برای نمونه رجوع کنید به اخراج مورگان شوستر از ایران) لذا کیسِ ایران در مواجهه با نظم نوین جهانی بسیار پیچیده تر از این حرف هاست که با امّا و اگرهای سطحی و ساده انگارانه قابل حل باشد (اگر را با مگر تجویز کردند از ایشان کودکی شد کاشکی نام)، مضاف بر اینکه نظام بین الملل فضایی آنارشیک است و دل سپردن به خاتمه ی کامل جنگ یا عدم تکرار جنگ با توجه به کلان راهبرد هژمونیک آمریکا انتظاری غیر معقول است...
در بعد، هدف از تحریم ها نیز هم چنان که از محتوای کتاب «هنر تحریم ها» اثر ریچارد نفیو از معماران اصلی تحریم های ایالات متحده ی آمریکا علیه ایران آمده،  نیل به فروپاشی داخلی و به زانو درآوردن یا تغییر رژیم در ایران است پس برداشتن تحریم ها به نحوی که علائی انتظار کنار گذاردن آمریکا را دارند با عنایت به شرایط حادث شده ی کنونی حداقل در زمین بازی فعلاً موضوعیتی ندارد...
در مورد اینکه گفته شده؛ «ایران بتواند مزاحمت آمریکا را از مسیر توسعه خود کنار بزند و تبادلات تجاری و بانکی با دنیا را انجام دهد» نیز بایسته می نماید در همین چارچوب و کانتکستی که در بالا اشاره شد قلم را به تحلیل واداشت بنابراین نباید از خاطر دور نگه داشت که ساختارهای حقوقی و سیاسی نهادها و سازمان های بین المللی عمدتاً به نحوی طراحی شده و بالطبع مدیریت می شود که راساً در عمل ابزار سیاست چند قدرت استعماری است، در این بین قاعدتاً تبادل تجاری و بانکی با دنیا در سازوکاری که مطابق الگوی مطلوب غربی ها به ویژه آمریکاست طراحی و عملیاتی شده و مدیریت می شود به این نشان که بعد از جنگ جهانی دوّم، بخشی از سازوکارهایی از جمله بانک جهانی و صندوق بین المللی پول پدید آمد و بعدها نهادهای نظارتی و فنی مانند FATF و سازوکارهای تجاری و سرمایه ای با هدف تأمین منافع بلوک غرب شکل گرفت تا کشورهای پیرامونی را به وابستگی نهادی در قالب استعمار فرانو تحت سلطه خود درآورند...امّا در مورد گزینه ی «توسعه‌ای سریع و جهش‌وار»، در حد بضاعت دانش اندک نویسنده تاکنون به منبع و مأخذی برنخورده‌ام که چنین گزاره ای و چنین عصای جادویی را در ادبیات توسعه ای تعریف یا تجویز کرده باشد! 
برای بسیاری از ما باشندگان زیسته در هارتلند جهان نشسته بر گنج امّا در رنج، توسعه شوربختانه همچون شعر سپیدی است که نه وزن دارد و نه قافیه! فقط عنصری از خیال است که آن هم به تعبیر شاعر به حبابی بر روی سراب می ماند که در خواب مستان خراب آید، از این رو باورمندم توسعه نیافتگی و مشکلات عدیده ی اقتصادی ایران، قبل از آنکه منبعث از تحریم های آمریکا باشد برآیندی از مشکلات ساختاری و نهادی داخلی است که در یادداشت های پیشین اشاراتی داشتم ولی یک نکته را نباید فراموش کرد، از منظرگاه «آندره گوندر فرانک» نویسنده ی کتاب معروف «توسعه ی توسعه نیافتگی»، هر چه کشوری بیش تر در مدار توسعه ی غربی قرار بگیرد، وابستگی اش به غرب عمیق تر می شود! به بیان او کشوری مثل ایرانِ عصر پهلوی یا حتی عربستان دهه ی ۲۰۲۰ هر قدر صنعتی تر و مدرن تر شود، اگر توسعه اش درون زا و بر اساس نیازها و ارزش های بومی شکل نگیرد، با بحران های هنجاری سیاسی و اجتماعی بیشتری رو به رو خواهد شد!!! بدین معنا که در ظاهر پیشرفت هایی حاصل خواهد شد امّا درونیات جامعه دچار شکاف می شود! در همین چارچوب «ساموئل هانتینگتون» نیز در کتاب مشهورش «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» به نکته ای مشابه اشاره می کنند و می نویسند؛ «کشورهای بی ثبات معمولاً همان کشورهایی اند که کورکورانه در مسیر نوسازی غربی پیش می روند این کشورها از ساختار سنتی خود جدا می شوند امّا نمی توانند ساختار مدرن و بومیِ تازه ای بسازند. نتیجه نوعی بی سامانی، بی ریشگی و از جا کندگی است.»
اینکه میرزا ملکم خان اصرار داشتند؛ ما نیازی به تفکر نداریم، غرب همه چیز را فهمیده ما فقط کافی است از آنان تقلید کنیم و برخی روشنفکران آن زمان وی را طرد می کردند از این منظر بود چون که به تعبیر هانتینگتون با تقلید از نسخه ی غربیِ توسعه، جامعه دچار شناوری می شود و بحران انتظارات شکل می گیرد مردم بیش تر می خواهند لكن نظام سیاسی و اقتصادی توان پاسخ گویی ندارد و همین شکاف ها به تدریج موتور محرک انقلاب ها و دگرگونی های اجتماعی می شود. (انقلاب های اجتماعی دهه ۱۹۷۰ از قبیل انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نیکاراگوئه به همین پویایی مرتبط بودند)
پس، تفاوت توسعه ی پایدار به سبک و سیاق و مدلی بومی با توجه به اقتضائات جامعه ی هدف، با توسعه ی وابسته تفاوت بسیاری دارد...
در مدل توسعه ی غربی به جای ایجاد توسعه ی درون زا، در تله ی یک اقتصاد وابسته گرفتار خواهید شد! توسعه ی وابسته هم چنان که در کتاب «جامعه شناسی انقلاب» (لویه-میرزایی ص۷۹) آمده به تدریج بر میزان نارضایتی ها خواهد افزود هم چنان که در زمان محمد رضا پهلوی مقدر شد...

به هر جهت، توسعه از نگاه غرب ابزاری است که مسیر تحوّل کشورها را بر اساس منافع قدرت های مسلط تنظیم می کند نه منافع کشور در حال توسعه ...

✓ تجویز راهبردی:
آن چه مبرهن است اجرای نسخه های توسعه ای غرب در کشوری با مختصات جغرافیایی و ویژگی های خاص پیش تر ذکر شده ی ایران، حتماً به وابستگی منجر می شود. در این میان غرب را هم نمی توان نادیده گرفت همان طور که نمی توان به آن تکیه کرد، ایران بایستی مسیر خود را بر اساس شناخت استقلال و قدرت واقعی بنا کند.
ایران تحت زمامداری محمد رضا پهلوی متحد آمریکا بود اما متحدی که اگر به اندازه کافی قوی یا مستقل می شد می توانست تعادل منطقه ای را به نفع خود تغییر دهد پس ایران عصر پهلوی دوم هرگز اجازه نداشت از سطحی فراتر پیش برود و بالقوه قادر باشد واقعیات قدرت را به نفع خود تغییر دهد!

تعامل با جامعه ی جهانی و گسترش ارتباطِ توسعه محور حتماً تأثیر بسزایی در مسیر تحقق توسعه ی پایدار خواهد داشت لیکن بدین گونه نیست که تنها با رفع تحریم ها و ارتباط با آمریکا مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور حل شود! مشکلات اقتصادی ایران ریشه در نوع و نحوه ی مدیریت ما دارد بر این اساس اصلاح رویه ها رویکردها اولویت و ضرورت دارد.
در انتها مدل توسعه ی کنترل شده چینی را می توان با خرد جمعی ذیل نوسازی گفتمان ملّی بومی سازی و اجرایی کرد.
 چین دهه ها پیش به این مهم نائل شد که اگر چه رابطه با آمریکا توسعه نمی آورد ولی چالش با آمریکا نیز قبل از تبدیل شدن هر کشوری به یک ابر‌قدرت اقتصادی قطعاً ضد توسعه است! پس با عقلانیت و درایت، تعامل سازنده با جهان و اتکاء به نیروهای داخلی را شرط لازم برای توسعه برشمرد و به قدرتی اثرگذار در معادلات بین المللی تبدیل شد.

پ ن ؛
در این یادداشت، از برخی محتوای مطالب مجله ی عصر اندیشه استفاده گردید.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/224216