
اتحادخبر-ترانه فرخی:در بسیاری از جوامع، نابرابری جنسیتی تنها از مسیر قوانین یا ساختارهای رسمی بازتولید نمیشود؛ بلکه بخشی از آن در لایههای پنهان فرهنگ، روابط اجتماعی و رفتارهای روزمره استمرار پیدا میکند. یکی از مهمترین مسائل قابل تامل در این زمینه، نقش زنان در تکرار و تقویت کلیشههایی است که سالها علیه خود آنان به کار گرفته شده است.
ترانه فرخی
در بسیاری از جوامع، نابرابری جنسیتی تنها از مسیر قوانین یا ساختارهای رسمی بازتولید نمیشود؛ بلکه بخشی از آن در لایههای پنهان فرهنگ، روابط اجتماعی و رفتارهای روزمره استمرار پیدا میکند. یکی از مهمترین مسائل قابل تامل در این زمینه، نقش زنان در تکرار و تقویت کلیشههایی است که سالها علیه خود آنان به کار گرفته شده است.
زمانی که زنان، آگاهانه یا ناآگاهانه، به جای حمایت از یکدیگر در مسیر رشد اجتماعی، علمی و حرفهای، درگیر رقابتهای فرسایشی، قضاوتهای ظاهربینانه، تخریب شخصیت یا تکرار نگاههای محدودکننده سنتی میشوند، در حقیقت به تداوم همان نظم نابرابری کمک میکنند که سالها موضوع نقد پژوهشگران و فعالان اجتماعی بوده است.
از نگاه جامعهشناسی، تبعیض جنسیتی فقط یک مسئله حقوقی نیست؛ بلکه پدیدهای فرهنگی و اجتماعی است که در بطن جامعه بازتولید میشود. کلیشههایی مانند ناتوان دانستن زنان در مدیریت، کماهمیت جلوه دادن موفقیت زنان مستقل، یا سنجش ارزش زنان بر پایه معیارهای غیرحرفهای، زمانی قدرت بیشتری پیدا میکند که خود زنان نیز در بازتکرار آن نقش داشته باشند.
در چنین شرایطی، نخستین راهکار، تقویت فرهنگ همبستگی میان زنان است؛ فرهنگی که در آن موفقیت یک زن، تهدید برای زن دیگر تلقی نشود، بلکه نشانهای از گسترش فرصتهای اجتماعی برای همه زنان باشد. حمایت حرفهای از زنان توانمند، معرفی الگوهای موفق زن در رسانهها، ایجاد شبکههای ارتباطی و آموزشی میان زنان، و آموزش مهارت گفتوگو و کار جمعی از جمله اقداماتی است که میتواند سرمایه اجتماعی زنان را تقویت کند.
از سوی دیگر، نظام آموزشی و رسانهها نقش مهمی در کاهش بازتولید کلیشههای جنسیتی دارند. تا زمانی که در خانواده، مدرسه و فضای عمومی، نقش زنان محدود به قالبهای سنتی نمایش داده شود، تغییرات اجتماعی عمیق شکل نخواهد گرفت. آموزش احترام به تفاوتهای فردی، پذیرش سبکهای متنوع زندگی زنان و تقویت اعتمادبهنفس دختران از سنین پایین، میتواند زمینهساز جامعهای برابرتر باشد.
همچنین زنان در محیطهای کاری، دانشگاهی و اجتماعی باید به سمت ایجاد شبکههای حمایتی حرکت کنند؛ شبکههایی که بر پایه رقابت ناسالم شکل نگرفته باشند، بلکه بر مبنای انتقال تجربه، حمایت روانی، فرصتسازی و رشد جمعی عمل کنند. جامعهای که زنان در آن پشتوانه یکدیگر باشند، با سرعت بیشتری به سمت توسعه اجتماعی، عدالت و مشارکت برابر حرکت خواهد کرد.
برابری جنسیتی تنها مطالبهای از نهادهای رسمی و سیاستگذاران نیست؛ بلکه نیازمند بازنگری در روابط اجتماعی و نگرشهای فرهنگی نیز هست. تا زمانی که زنان در برابر حذف، تخریب یا بیعدالتی علیه زنان دیگر سکوت کنند، یا خود بخشی از چرخه بازتولید تبعیض باشند، دستیابی به جامعهای عادلانه و توسعهیافته همچنان با چالشهای جدی همراه خواهد بود.