کد خبر: 22341 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 18 آذر 1392 - 10:50
هُف تو لوله پوليكا(42)

عبدو جوكر

ما يه خاله اي داريم كه شي كرده قباكلكي. يه دختريش هم شي كرده شُنبه. ئي دختر خاله مون اسمش طلعته ولي از كچيكي تا ايسو بنگش مي داديمه طلو! تو زلزله شُنبه، ئي طلو بيزونه از زمين و زمون سيش باريد. يعني آوار ريشون اومه دومن و پاي ميره اش اشكس و يه بچه كچيكي هم كه داشت، رفت شي آوار و عمرشه داد به شما. ديگ يه نامه اي بسي كرده سي ما كه توش پرس حال و احوالمونه كرده بي. ئي هفته بدون ئي كه خوم بخوام حرفي بزنم، نامه طلووه سيتون چاپ مي كنم :
خاله عزيزم ميش منظر و بچه خاله عزيزم عبدي، سلام. اميدوارم كه صحيح و سالم بوين و از زلزله آسيبي نديده بوين. دوش هاسي تو چادرمون سيل تلويزون مي كرديم كه يكي مث عبديه ديديم. نمي فهمم خوت بيدي يا نه. يعني اولش سليمون ديدت. گفت طلو طلو، سيل كن، ئي نه عبديه؟ سيل كردم تا مث خوته. بنظرم خوت بيدي. وايساديدي نهاي ريس جمبور و هاسي تك تك مي دادي. سليمون گفت آخرش ئي عبدو كار مي ده دس خوش.
عبدي وا... ، خاله چه طحرا؟ حال و بالش خوبه؟ مي خواسم تليفون كنم اما الآنه يه چن روزيه كه تليفونله قعط كردنه. عبدي وا... خيلي هواي خاله مه داشتوا. تا يه چن روزي هم نرين داغل خونه بخوسين. سليمون مي گفت استاندار ننهاده كه چادر وتون بدن. البته حق داره. هر چادري دويس سيصد هزارتمنه اما جون هر آدمي، مي چقه مي ارزه؟ نهايت نهايتش بيس پنج تا سي هزارتمن. خو، سيصد هزارتمن كجا، سي هزارتمن كجا! خلاصه همي كه آغاي ريس جمبور اومده برازجون، خيلي پي وضعيت ما فرق مي كنه. ما خو وختي كه زلزله اومه، آغاي احمدي نژاد سواش ورداشت رفت خارجه و او رفيقشه كه مي گن دادگاه دينداشه، بسي كرد ور ما. اما سي شما، خود خود آغاي ريس جمبور اومده تا وتون تسليت بگو. فهميدمه ننهادنشه بره بيمارستان نوتونه بوينه. عبدي وا...، ئي راسه كه مي گن بيمارستان تون از يه كپري هم سُست تر بيده و پاك رُمبسه تو هم؟ اي خوت يا خاله اسهال هم ديمتون اُفتاد، نرين تو بيمارستان جديدوا. يه كم تليت ماسي دُرُس كنين بخارين خوتون دُرُس ويمين. ئي قوللي هم كه وتون دادنه كه ظرف بيس روز يا سي روز يا دومن يا بالا، دواره اونجونله آواد مي كنيم و نمي چه مي كنيم و نمي چه خواهيم كرد، اصلا باور نكنين. اينا، نمونه اش مانيم. هني كه هنيه، بعد از چار پنج ماه، هني تو چادر زندگي مي كنيم. البته چه زندگيني. اُو ميا، برق مي ره. برق ميا، اُ مي ره. اُو و برق ميان، تليفون قعط ويمو. خلاصه ئي حال و روزگار مانه تا بينم كي خدا خوش به فريادمون مي رسه. خواسم سيتون بُگُم خوتون مواظب خوتون و خونه زندگي تون بوين كه اي خداي نكرده يه اتفاقي افتاد، هيچ كسي خوشه مسئول نمي كنه. سليمون هم اينجو دراز كشيده و سلامته مي رسنه. مي گو به عبدي بگو دس خاله يه بگير و وردارين بياين شُنبه تا بلكم بترين يه چرتي بزنين. ديه بيشتر مزاعمتون نويمم و به دس خدا مي سپارم تون./ج

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/22341