
اتحاد خبر - بابکشاکر : نثر فارسی، قرنهاست که بستر اندیشه، تاریخنگاری و مکاتبات رسمی ما بوده است. از منشآت قدیم تا نامههای دیوانی دورههای مختلف، نثر فارسی علاوه بر انتقال پیام، حامل ادب، خرد و نظم ایرانی بوده است. با اینحال، در روزگار ما ــ بهویژه در محیطهای اداری و سازمانی ــ این میراث ارزشمند بهشکلی نگرانکننده در حال فرسایش است. روز نثر فارسی فرصتی است تا با نگاهی انتقادی به این وضعیت بنگریم و از خود بپرسیم: چه بر سر نثر اداری امروز آمده است؟...
بابکشاکر
نثر فارسی، قرنهاست که بستر اندیشه، تاریخنگاری و مکاتبات رسمی ما بوده است. از منشآت قدیم تا نامههای دیوانی دورههای مختلف، نثر فارسی علاوه بر انتقال پیام، حامل ادب، خرد و نظم ایرانی بوده است. با اینحال، در روزگار ما ــ بهویژه در محیطهای اداری و سازمانی ــ این میراث ارزشمند بهشکلی نگرانکننده در حال فرسایش است. روز نثر فارسی فرصتی است تا با نگاهی انتقادی به این وضعیت بنگریم و از خود بپرسیم: چه بر سر نثر اداری امروز آمده است؟
در سالهای حضور و فعالیت در محیطهای سازمانی، یک چالش دائمی و آزاردهنده همواره خود را نشان داده است: بیاعتنایی عمیق به نگارش صحیح مکاتبات رسمی. نامهها، یادداشتها، گزارشها و مستندات اداری، نهتنها شفافیت لازم را ندارند، بلکه اغلب مملو از خطاهای نگارشی، ساختارهای غلط، جملات مبهم و ترکیبهای ناپختهاند. چنانکه گویی نوشتن در سازمانها به عملی شتابزده و فرعی تبدیل شده است، نه یک مهارت بنیادی و تعیینکننده.
نکتهٔ مهم آن است که سخن از پیچیدهنویسی یا استفاده از واژههای دشوار و غریب نیست. مشکل دقیقاً در جایی آغاز میشود که نثر ساده، روشن و درست فارسی جای خود را به زبان کلیگویی، اصطلاحات فرسودهٔ اداری و ترکیبهای نادرست میدهد. وقتی نامهای قرار است تصمیم سازمانی را اعلام کند، یا گزارشی مبنای یک اقدام مهم قرار گیرد، هر واژه باید بار معنایی دقیق و روشن خود را داشته باشد. کاستی در نگارش، کاستی در فهم و در نهایت کاستی در تصمیم و عمل است.
بیتوجهی به نثر فارسی در متون اداری، پیامدهایی فراتر از یک اشتباه نگارشی ساده دارد. نثر اداری امروز بخشی از حافظهٔ معاصر ماست. سازمانها و نهادها از طریق همین متون دربارهٔ خود سخن میگویند، تاریخ خود را ثبت میکنند و برای نسلهای بعدی ردپایی برجا میگذارند. وقتی این متون سست، مبهم و فاقد استاندارد باشند، حافظهٔ سازمانی و دیوانی کشور نیز ضعیف و ناپایدار خواهد شد. اگر نسلهای آینده بخواهند به مکاتبات امروز رجوع کنند، آیا با یک روایت دقیق و قابل اعتماد روبهرو میشوند یا با مجموعهای از نوشتههایی که نیازمند تفسیر و بازسازی مداوماند؟
در چنین فضایی، ضرورت بازگشت جدی به آیین نگارش بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. بسیاری از کشورها برای نثر اداری دستورالعملهای دقیق و اجباری دارند؛ اما در ایران، این موضوع اغلب به دورههای آموزشی گذرا یا توصیههای غیرالزامی محدود شده است. سازمانها باید بدانند که نگارش صحیح، بخشی از حرفهایگری است، نه امری تشریفاتی. سرمایهگذاری روی آموزش نگارش، نه تجمل، بلکه اقدامی زیرساختی برای ارتقای کارآمدی و نظم درونی نهادهاست.
در روز نثر فارسی، ضروری است اعتراف کنیم که اگرچه دربارهٔ زیبایی ادبیات فارسی بسیار سخن میگوییم، اما در عمل، نثر رسمی کشور را به حال خود رها کردهایم؛ نثری که باید نمایندهٔ شفافیت، نظم و عقلانیت باشد. احیای نثر اداری صحیح، احیای شأن زبان و احترام به حافظهٔ سازمانی است. شاید لازم باشد بپذیریم که نخستین گام در اصلاح ساختارهای پیچیدهٔ اداری، نه در چارتهای مدیریتی، بلکه در سطر سطر نامهها و گزارشهایی آغاز میشود که هر روز نوشته و خوانده میشوند.
روز نثر فارسی، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید ما را وادار کند به این پرسش پاسخ دهیم: آیا زبان رسمی ما شایستهٔ تاریخ، فرهنگ و خرد ایرانی است؟ اگر پاسخ منفی است ــ که هست ــ اکنون زمان آن است که در بازآموزی نثر اداری جدیت به خرج دهیم و از بیاعتنایی زبانفرسا فاصله بگیریم. چرا که آیندهٔ سازمانها، همانقدر که در عملکردشان رقم میخورد، در نوشتههایشان نیز ماندگار میشود.