کد خبر: 221993 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 03 فروردين 1405 - 08:48
اختصاصی اتحاد خبر
رؤیا فروشی در کشوری که "خر وفیل" نمادهای بی اخلاقی دو حزب اند در روحی واحد

اتحاد خبر - رویا نیکنام : آن روز هم که هانس بلیکس در خاطرات خود از نبود سلاح های کشتار جمعی حزب بعث عراق نوشت؛ غیرمستقیم از رؤیا فروشی آمریکایی حرف می زد. این که دموکراسی با توپ و تانک شوخی ای بیش نخواهد بود. این که جهان پساآمریکاییِ فرید زکریا، همان آمریکاییزه کردن دوباره ی جهان است در صورتبندی هویت های قومی/نژادی وابسته و سرسپرده.این که خر و فیل نمادهای بی اخلاقی دو حزب اند در روحی واحد....

رویا نیکنام

آن روز هم که هانس بلیکس در خاطرات خود از نبود سلاح های کشتار جمعی حزب بعث عراق نوشت؛ غیرمستقیم از رؤیا فروشی آمریکایی حرف می زد. این که دموکراسی با توپ و تانک شوخی ای بیش نخواهد بود. این که جهان پساآمریکاییِ فرید زکریا، همان آمریکاییزه کردن دوباره ی جهان است در صورتبندی هویت های قومی/نژادی وابسته و سرسپرده.این که خر و فیل نمادهای بی اخلاقی دو حزب اند در روحی واحد. دو حزب که در کارکرد رویی سخت به همسانی دارند.  در آمریکا روح کاپیتالیسم در دو کالبد حزبی رخ می نماید و هر بار به صورتی خود را بازتولید می کند. مک کین یا اوباما، ترامپ یا هریس فرقی نمی کند. اینجا لیبرال دموکراسی رؤیایی بیش نیست. اینجا سرزمین فاشیست ها و نئوفاشیست هاست. اینجا قلمرو فیل بی اخلاق است. اینجا آمریکاست. سرخ پوستان اینجا سفیدپوست ترند! در اینجا اسطوره از تاریخ مدرن اش آغاز می شود.
نماد دموکراسی در آمریکا یعنی سلطه ی الیگارشی مالی -نظامی به پشتوانه فروختن وصدور دموکراسی (فاشیسم)
به این جمله ی بودریار دقت کنید:
*«جنگ خلیج فارس اتفاق نیفتاد»*
این عبارت معنادار و تذکار دهنده درست در زمانی توزیع می شود که بوش پسر با همدستان دولت پنهان مرموز یهودی تبارش دستور حمله به عراق بی تسلیحات کشنده را صادر می کنند. آنجا که رسانه پیشاپیش واقعیت حرکت می کند تا تمام مفاهیم ضد بشری جنگ برای بینندگان تلویزیونی عادی سازی شود. به عبارتی چیزی که قرار است در غیرانسانی ترین و ضد بشری ترین شکل آن اتفاق بیفتد پیشاپیش اتفاق افتاده باشد. گویی جنگ تنها در زمان وانموده ی رسانه ای آن قابل باور است و نه آنچه به وضوح پیش چشمان تاریخ رخ می دهد. بودریار خطر ویرانگر چنین جنگی را که چگونگی وقوع آن پیشاپیش توسط رسانه مشخص شده به ما گوشزد می کند. گویی امر واقعی قرار است تنها در امر حاد واقعی قابل باور باشد.
عمل تجاوز را جذاب کردن و به آن وجه نمایش و تئاتریکال دادن.
خاصیت این جنگ ها که ابتدا در فضای رسانه رخ می دهند این است که در وجه داده ها و آمارها متوقف می شوند. یعنی ما در منطق امر مجازی گرفتار می شویم تا امر واقع جنگ عادی سازی شود. بی شک جامعه ی مصرفی بودریار صورت دیگری از همین عادی سازی است در فضای سلطه ی سرمایه. همان سرمایه که پیشتر با جنگ یکسان پنداشته می شد. آری جنگ خلیج فارس تمام مخاطره اش در حدود و ثغور رسانه ای آن، سی ان ان یا فاکس نیوزی آن گزاره بندی می شود بی آن که کسی از خود جنگ و مخاطره های ذاتی اش پرسشی به عمل آورد. به یاد بیاوریم  بودریار عبارت «جنگ تر وتمیز» را در چنین فضای تحلیلی به کار می برد تا هشدارمان دهد مبادا از رونمایی از عمل کشتار در وجدان انسانی خویش دست بکشیم. این سان تمام هدف او رسوایی وانمایی، وانموده یا بازنمایی چیزی است که در برابر دیدگان مان رخ می دهد و ما تنها اطلاعات و اخبار جعلی آن را از زبان رسانه های خبری بازنمایی کننده می شنویم.  او خوب می داند چگونه ما را علیه ما برانگیزد و یا نفرت ما را علیه دولت_ ملت خویش (با همه ی ضعف های بنیادین ساختاری آن) تحریک نماید، یا ما را علیه امر ملی بشوراند .
در این ساعات دشوار  ودربی دلیلی یک جنگ مدرنیسته ی فاشیستی وجهانی که وحشی تر ،نومیدتر ودیجورتر از پیش گشته وچراغ ها فرو مرده اند و دانایان، فاجعه را به سکوت برگزار می کنندو بقول چریک پیر ناصر زرافشان که گفت: "حساب ایران از جمهوری اسلامی جداست وحساب جمهوری اسلامی هم از آمریکا واسرائیل جداست." یعنی اینکه سرنوشت این کشور، در جامعه ی تحول خواه ایران فقط به دست مردم ایران خواهد بود نه نیروی نظامی بیگانه یا یه مشت وطن فروش که کارشان در خارج از کشور بی اخلاقی وهرزه گردی وهرزه درایی وهرزه گرایی وهرزه نگاری است.
  در اینجا که  کودکان مان یکی یکی از دست می روند تا فاتحان نظام سلطه وسرمایه به یمن بی کنشی و بی حسی های اخلاقی ما وتباهی کور راه خرد وفروپاشی معنا وغیاب اخلاق وتربیت وفرهنگ،در پارتی های فاشیستی شبانه اشان، خون خاور بنوشند وسرمست وفربه بر تخت خوابهای ابریشمین خود بلمند تا صبحی دیگر وخون آشامی دیگر.
بر ماست  ضرورت آشتی ملی،خودیابی ملی، ترمیم شکاف عمومی در سایه خرد جمعی تا حول ایران گرد آمده  وبه خویش متذکر شویم:
"آن کس که بر در می کوبد شباهنگام / به کشتن چراغ آمده است."
《نامت بلند باد ایرانم. تو سیمرغ داری. بر اوج ها مکان داری. ققنوس داری. بر قاف آشیان داری. تو شاهنامه داری. رستم داری. کیخسرو داری، تقاص خون سیاووشانت را از افراسیاب جادو خواهد گرفت.(امراله نصرالهی)》

*هنوزَم زِ خُردی به خاطر دَر است*
*که در لانـﮥ ماکیان بُرده دست*
*به منقارم آن‌سان به‌سختی گَزید*
*که اشکم چو خون از رگ آن دم جَهید*
*پدر خنده بر گریه‌ام زد که هان!*
*وطن‌داری آموز از ماکیان*
"علی اکبر خان دهخدا"

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/221993