
اتحاد خبر- زهرا میرزایی: در میان تمام روزمرگی ها، جای تو خالیست؛ اینکه هیچوقت نمیتوان کنار تو نشست، صدایت را شنید..من محتاجم به تو، همانطور که ماهی به دریا، گیاه به باران و شب تاریک به ماه محتاج است.
زهرا میرزایی:
در میان تمام روزمرگی ها
جای تو خالیست؛
اینکه هیچوقت نمیتوان کنار تو نشست، صدایت را شنید..
من محتاجم به تو،
همانطور که ماهی به دریا،
گیاه به باران
و شب تاریک به ماه محتاج است.
ای ماه پشت ابرم
بچه های تو در بیابانی برهوت بدون پدر آشوبند.. 
کاش میشد نخ عبایت بود
با نسیمی گرفت دستت را
کاش میشد نسیم میبودم
تا روم من به لای گیسویت
کاش اما که من دمی حتی
پلی از چوب روی یک معبر
زیر پای تو جای بود مرا لیک
این ها همه خیالات است
منم این آدمیِ سهل انگار
که کند با غمت همی افطار
شعر من بهر معرفت ز تو نه
که ز تندی روزگار من است
من همان پا برهنه ی هیچم
یاد و نامت قرار گاه من است
به قول ابراهیمی اصل :
انقده غصه خوردم از دوریت
شعر منم وزنشو از دست داد