
این متن گوشه ای از مشکلات موجود در مناطق زلزله زده را برای شما خوانندگان عزیز بیان می نماید، تا آخر کلام با ما همراه باشید، لطفاً: مدیریت بحران استان و شهرستان نقششان چه بود؟ جمع آوری آوار ها پس از سه روز هنوز انجام نگردیده در حالی که مسئولان مربوطه در مصاحبه با رسانه ها بخصوص صدا وسیما اظهار میکنند که آوار برداری تمام گردیده که جای بسی تامل و تاسف دارد که...
این متن گوشه ای از مشکلات موجود در مناطق زلزله زده را برای شما خوانندگان عزیز بیان می نماید، تا آخر کلام با ما همراه باشید، لطفاً:
همین سال گذشته بود که در تاریخ 6 آذر، شهرستان دشتستان و بخصوص شهر برازجان و روستاهای اطراف در مقابل یکی از بلایای طبیعی سر خم کرده و این سیل ویرانگر آسیب های جدی جانی و مالی را به مردمان این دیار وارد نمود که هرچند با پیش بینی های قبلی می توانستیم از شدت خسارت های آن بکاهیم و بعد از وقوع حادثه مدیریت بحران را بهتر انجام دهیم.
سپس در اوایل امسال زلزله ای به بزرگی 1/6 ریشتر، شهر شُنبه از شهرستان دشتی را به لرزه در آورد که بدلیل نوع بافت ساختمان ها در آن منطقه ، دچار آسیب های جانی و مالی فراوانی شدند. در امر کمک رسانی و امداد به زلزله زدگان همه بسیج شدند و در همان روز های ابتدایی وقوع زلزله مقامات استانی به همراه نیروهای امدادی و عوام که وظیفه همه ما بود در امدادرسانی به مردم خسارت دیده شتافتیم.
واقعاً جای بسی تشکر داشت این همت و تبلیغ رسانه ای، هرچند که تا مدتی این امر ادامه داشت و بعضی نابسامانی ها هم در جبران و کمک رسانی ها به وضوح مشخص بود و این مشکل بدلیل مدیریت ناکارآمد و عدم هماهنگی در برخی نهاد ها نسبت به مردمان مظلوم آن دیار بود.
فراموش نشود که مردمان آن منطقه هنوز هم با مشکلات پس از آن حادثه دست و پنجه نرم می کنند.
و اما در روز پنجشنبه مورخ 7 آذر ماه 1392 ساعت 17:21 دقیقه، در زمانی که همه مردم ذره ای به خطر وقوع زلزله هم نمی اندیشیدند، این اتفاق با قدرت 5.7 ریشتر رخ داد و متاسفانه خسارات جانی و مالی زیادی بر دوش مردم عزیز دشتستان بزرگ قرار داد.
حادثه ای که جان 7 نفر از هموطنان و هم شهرستانی هایمان را گرفت و صدها مصدوم و مجروح برجا گذاشت و دیوارهای فراوانی را در مقابل نخلهای راست قامت این دیار مجبور به فرو ریختن نمود.
بدلیل اینکه بنده فرزندی از روستای دهقاید هستم برخود واجب دانستم تا نسبت به برخی مسائل حساسیت به خرج داده و با مسئولان بلند پایه استان و همچنین نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی ارتباط برقرار نموده و این مسائل را منتقل نموده و خواهان رسیدگی بیشتر جهت رفع مشکلات نیز گردیدم اما ...
اما بسیار متاسفم که حتی با وجود حضور سریع و بموقع مسئولان عالی رتبه استان، واکنش جالب و به موقعی نسبت به این اتفاق نداشتند، هرچند این نکته فراموش نشود که مردم و بعضی از نیروهای پلیس و امداد هلال احمر نقش بسزایی در کمک رسانی اولیه داشتند.
امروز یکشنبه مورخ 10 آذرماه 92 که دست به قلم گردیده و جهت نگارش این مقاله اعتراض آمیز، به عبارت دیگر یعنی 3 روز پس از وقوع زلزله هست ولی هنوز مشکلات اولیه مذکور پابرجاست!
مدیریت بحران استان و شهرستان نقششان چه بود؟ جمع آوری آوار ها پس از سه روز هنوز انجام نگردیده در حالی که مسئولان مربوطه در مصاحبه با رسانه ها بخصوص صدا وسیما اظهار میکنند که آوار برداری تمام گردیده که جای بسی تامل و تاسف دارد که این آمار های دروغ داده می شود.
از آوار برداری که بگذریم به بحث توزیع چادر میان مردم چه در برازجان و چه در روستاها بخصوص در دهقاید پیش می آید که ایده ایجاد کمپ ایده خوبیست ولی برای شهرهایی با بافت فرسوده و یا آپارتمان نشین ها، نه روستاهایی نظیر دهقاید که حیاط خانه ها خود جهت برپا کردن چادر بهترین مکان است، در روستای دهقاید در چند مدرسه کمپ هایی ایجاد گردید با حدود 10 الی 20 چادر که نه ظرفیت آنها کافی بود و نه دردی از مردم جهت اسکان دوا می کرد.
مسئولان اگر قصد مدیریت بحران داشتند که راه حلی بسیار ساده داشت، آن هم واگذاری چادر به خانه های آسیب دیده که نه دیواری داشتند و نه سر پناهی و در اولویت بعد سایر مردم از این امکان استفاده کنند در حالی که هم اکنون دقیقا توزیع چادر عکس این موضوع اتفاق افتاده است. این موضوع بعنوان دغدغه ای جدی در بین مردم محسوس و با توجه به فصل سرما باید اساسی رفع شود.
در عبور از کوچه پس کوچه های روستا، در حیاط خانه های خود، با برپایی آتش به گرم کردن خود پرداخته در حالی که سرپناهشان آسمان است و سقفی بالای سرشان نیست، پس واضح است که باید چادر در اختیار این عزیزان قرار گیرد و مدیران از لجبازی و سوء مدیریت دست بردارند.
بحث دیگری که واقعاً جای بسی اعتراض و ناراحتی دارد، وضعیت بیمارستان جدیدالتاسیس برازجان است که در ابتدای جاده دهقاید واقع گردیده که در بارندگی اخیر طبقات فوقانی آن دچار نفوذ آب به درون ساختمان گردیده و همچنین در زلزله اخیر باعث ریزش و ترک خوردگی در برخی قسمت های آن گردید. حتی باعث مخالفت و اعتراض شدید نماینده دشتستان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گردیده، به طوری که ایشان عامل این اتفاق را "بی عرضگی" برخی از مدیران دانستند.
واقعاً جای سوال است که بیمارستانی که به گفته مهندسان آن، در برابر زلزله 7 ریشتری هم مقاوم بوده، چرا هم اکنون با این زلزله دچار این خرابی ها گردیده است؟! مجروحان ناشی از زلزله با دیدن خرابی های ساختمان بیمارستان و همچنین کمبود امکانات و پزشک به بیمارستان های گناوه ، بوشهر و یا شیراز منتقل گردیده بودند.
در واقع اثرات شتاب زدگی در زمان افتتاح و برجای گذاشتن برگ زرین خدمت به مردم اینگونه به مردم مظلوم منطقه دشتستان و استان ضربه می زند که باز هم جای بسی تاسف دارد، به عبارت دیگر بجای خدمت به مردم، ضررهای جدی به مردم می رسد که این در جای خود ظلمی نا بخشودنی است.
و اما می رسیم به سفر ریاست محترم جمهور به مناطق زلزله دشتستان و برنامه ریزی های اشتباه دست اندرکاران استان که شاید هم اشتباه واژه درستی نباشد، بهتر است از واژه های عمدی، یا مشکوک استفاده گردد.
در اولین اقدام رییس جمهور را به بیمارستان بوشهر هدایت نموده و از زلزله زدگان عیادت می نمایند، در حالی که بیمارستان برازجان که در کانون زلزله بوده ، بازدیدی بعمل نمی آید!!!
عیادت از ازلزله زدگان کار بسیار بجا و باعث دلگرمی بیماران می شود، ولی چرا ایشان را به بیمارستان شهرستان زلزله زده نبردید؟! ترس از دیدن خرابی های بیمارستان و کمبود های موجود در آن؟!
اگر این عوامل باعث شده باشد که باید به حال مدیران خود افسوس بخوریم.
مردمان این منطقه هیچ وقت از خدمت کردن به ایشان از سپاسگزاری غافل نخواهند شد ولی اینکه چندین نفر از مدیران با این دیدگاه که کیفیت را فدای کمیت کنند ، باعث مخالفت شدید مردم بوده و خواهد بود.
از بحث بیمارستان که بگذریم و هرچند اصلاً هم قابل گذشت نیست، موضوع دیگری که تعجب برانگیز است، جناب رییس جمهور را به کانون اصلی زلزله که روستای دهقاید بوده و بیشترین خسارات جانی و مالی در این روستا اتفاق افتاده، فقط به پرواز با بالگرد بسنده می نمایند، آیا جناب استاندار و فرماندار شهرستان نمی توانستند به جناب روحانی اشاره ای کند که به مردم داغدیده روستای دهقاید هم سر بزنند؟! آیا این حق عزیزان نبود که به خیال حضور جناب دکتر روحانی در روستا تجمع کرده بودند به این امید که آقای رییس جمهورشان را از نزدیک ملاقات و مشکلات را با ایشان مطرح نمایند؟!
چه کسی جوابگوی این برنامه ریزی های غلط خواهد بود؟!
مدیران استانی و شهرستانی؛ جواب مردم فرار کردن از موضوع نیست، در هر جایگاه دیگری هم که باشید این چالش روبروی شما باقی خواهد ماند.
عزیزان صداو سیما نباید به گزارش تلفنی از مدیران بسنده مینمودند، باید به روستاهای آسیب دیده از نزدیک سر میزدند و درد آنها را به سایر مردم و مسئولین منتقل می نمودند و هنوز هم برای انجام این کار دیر نشده است.
در این چند روز مردم عزیز این منظقه دچار این مشکلات شدند و حتی با بستن خیابان و تجمع نیز کاری از پیش نبردند و این نشان از عدم مدیریت صحیح در کنترل بحران در استان می باشد که امیدواریم با حضور جناب روحانی و تصمیماتی که در تهران اتخاذ می نمایند رفع و باعث دلگرمی مردم عزیز از دست داده و حادثه دیده گردد. انشالله/ح
عبدالجواد نجفی
کارشناس ارشد مهندسی مکانیک