کد خبر: 219813 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 17 دي 1404 - 13:50
خدای من

اتحاد خبر - آزیتا ایران نژاد: خدایا در لحظه های سخت تنهایی و پریشانی، دل متلاطم  و ناآرام  من را به ساحل آرامش برسان، در هجوم رنگها، نیرنگها و دورنگی‌ها روی زیبای تو هست که می تواند آبی باشد بر آتش سرگردانی من ....

آزیتا ایران نژاد

 

خدایا در لحظه های سخت تنهایی و پریشانی، دل متلاطم  و ناآرام  من را به ساحل آرامش برسان، در هجوم رنگها، نیرنگها و دورنگی‌ها روی زیبای تو هست که می تواند آبی باشد بر آتش سرگردانی من .
در تالار های تاریک و وحشت زای ناامیدی، در دوراهی‌های شک و تردید و در دره‌های عمیق غفلت و فراموشی، یاد تو می‌تواند من را به خود بیاورد، دلگرم کند و دست های یخ زده‌ام به شاخه های سبز و پر بار امید برساند.
خدایا می خواهم در جمع روشن آینه‌ها  بنشینم و گیسوان آرزوهایم را ببافم و از تو بپرسم که دل چگونه باید بتپد  و چشم چگونه می تواند آینه و دریا را در خود جای دهد و حرف‌هایم   چگونه می‌تواند ترجمه‌ای از نام های شیرین تو باشد. 
خدایا می دانم اگر  رد شب را بگیرم به خانه ملکوتی تو می‌رسم و اگر رد کوهستانها را بگیرم در  چشم های تو بیدار می شوم. اگر نسیم مهربانی تو به خانه‌ام  نوزد از شکوفه های بهاری خالی می شوم. خدایا مگذار از جبروت تو جدا شوم و بر شاخه‌ای شکسته بنشینم. 
خدایا نمی خواهم  تا طلوع آفتاب  بخوابم که  فرشتگان دست خالی از کنار خانه‌ام بگذرند، نمی خواهم به ابرها اجازه بدهم که بین من و تو فاصله بیندازند، بلکه می‌خواهم در حضور چشم های کنجکاو ستاره ها به آستانت پر بکشم و آن قدر به تو نزدیک شوم که کهکشانها بتوانند روی دست‌هایم بنشینند. در را به رویم باز کن!

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/219813