کد خبر: 219811 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 16 دي 1404 - 10:40
سوتفاهم

اتحاد خبر - سیده محبوبه هاشمی زاده: در اوج دوچشمان شبت گم شده بودم/ مهتابی و من غرق تلاطم شده بودم/ ای بغض پُر از حرف،به آواز سکوتت/ بر گونه ی یک غنچه ترنُّم شده بودم/ در مویرگ جاری هر ژاله سحرگاه/ با سوز عطش،خاک تیمم شده بودم...

سوتفاهم 

در اوج دوچشمان شبت گم شده بودم
مهتابی و من غرق تلاطم شده بودم

ای بغض پُر از حرف،به آواز سکوتت
بر گونه ی یک غنچه ترنُّم شده بودم

در مویرگ جاری هر ژاله سحرگاه
با سوز عطش،خاک تیمم شده بودم

مشتاق ترین بر دَمی از نیم نگاهت
چون دغدغه آدم وگندم شده بودم


با بوسه ی یک بیت غزل در دل رویا
یک عاشق بی تاب وتکلم شده بودم


در شهر اذان را به تمنای تو خواندند
بر شور قنوت تو تبسم شده بودم


پیچید به گیسوی صبا عطر مسیحات 
آنگاه که چون مرده تجسم شده بودم


با شبنمی از خاطره ی غنچه،به شعرم.،
ای وای! پُر از سوتفاهم شده بودم

ای کاش به حوای دلت سیب بچسبد
تا آدمِ محتاج ترحم شده بودم 

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/219811