
اتحاد خبر - بابک شاکر : مشکل اصلی در استان، فقدان مدیریتی است که بتواند با شرایط پیچیده و فشارهای متعدد کنار بیاید. مدیر باید بتواند مسائل را شناسایی کند، منابع محدود را بهدرستی تخصیص دهد و در عین حال مردم را در جریان اقدامات قرار دهد تا اعتماد عمومی حفظ شود. وقتی این ویژگیها وجود نداشته باشد، حتی ثروتهای طبیعی و ظرفیتهای اقتصادی عظیم نیز به شکلی غیرکارآمد باقی میمانند و جامعه از آن سودی نمیبرد.آنچه در بوشهر دیده میشود، مدیریت اجرایی است که در مواجهه با بحرانها غالباً به اقدامهای کوتاهمدت و نمایشی محدود میشود...
بابک شاکر
«گویند پادشاهی فرستادهی خود را با طوماری نزد دشمن فرستاد که در آن نوشته بود:امروز در همه عالم درگاه ما انبوه، خزانهی ما آباد، و لشکر ما بیش از هر کس است.
جواب داد: آری، درگاه تو انبوه است، ولی از متظلمان؛ لشکرت زیاد است، اما نافرمان. چون دولت پایان یافت، زر و لشکر سودی نداشتند، و این همه دلیل بر بیدولتی و زوال ملک توست.»
سیاست نامه / خواجه نظام الملک
در امروز بوشهر، ثروتهای خدادادی بهجای آنکه نقطهی قوت باشند، همچون زر و لشکری پرشمار در حکایت سیاستنامه شدهاند: پربسامد و پرطمطراق در ظاهر، اما در پسِ پرده، فاقد عدالت، نظارت دقیق و مدیریت اثربخشند — یعنی داشتههایی که بهدرستی به کار گرفته نشدهاند...
استان بوشهر امروز با بحرانی ملموس روبهروست؛ تورم بالا، گرانی کالاهای اساسی، بیکاری گسترده و عدم بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتهای اقتصادی، شرایطی ساخته که هر مدیری را به چالش میکشد. در چنین شرایطی، توان واقعی یک استاندار نه در وعده دادن یا سخنرانی، بلکه در تصمیمگیری عملی، اولویتبندی منابع و ایجاد هماهنگی میان نهادها و صنایع مختلف سنجیده میشود.
مشکل اصلی در استان، فقدان مدیریتی است که بتواند با شرایط پیچیده و فشارهای متعدد کنار بیاید. مدیر باید بتواند مسائل را شناسایی کند، منابع محدود را بهدرستی تخصیص دهد و در عین حال مردم را در جریان اقدامات قرار دهد تا اعتماد عمومی حفظ شود. وقتی این ویژگیها وجود نداشته باشد، حتی ثروتهای طبیعی و ظرفیتهای اقتصادی عظیم نیز به شکلی غیرکارآمد باقی میمانند و جامعه از آن سودی نمیبرد.
آنچه در بوشهر دیده میشود، مدیریت اجرایی است که در مواجهه با بحرانها غالباً به اقدامهای کوتاهمدت و نمایشی محدود میشود. پروژهها اغلب صرفاً به شکل نمادین اجرا میشوند و اثر واقعی بر معیشت مردم ندارند. صنایع بزرگ موجود در استان، از نفت و گاز گرفته تا پتروشیمی و بنادر، به جای اینکه موتور توسعه باشند، در شرایط فعلی نقش منابع بالقوهای را ایفا میکنند که هیچگاه به شکل عملی و پایدار در اقتصاد محلی به کار گرفته نشدهاند.
یکی دیگر از مشکلات، فقدان هماهنگی و پیوند میان دستگاهها و نهادهای اجرایی است. یک مدیر توانمند میتواند بخشهای مختلف را با هدفی واحد همسو کند و از منابع موجود بیشترین بهرهبرداری را داشته باشد. اما در بوشهر، ضعف در این هماهنگی باعث شده که فرصتهای اقتصادی یکی پس از دیگری هدر برود و مشکلات معیشتی مردم تشدید شود.
وضعیت استان نشان میدهد که استاندار توان لازم برای هدایت اجرایی در شرایط دشوار را ندارد. نبود اقدامهای ساختاری و بلندمدت، جایگزین واکنشهای سطحی شده و مدیریت استان بیشتر در حالت پاسخدهی فوری به مشکلات جاری گرفتار آمده است، نه در خلق راهکارهای پایدار و آیندهنگر.
نتیجه واضح است: بدون مدیریتی که بتواند منابع و فرصتها را به شکل مؤثر هدایت کند، بوشهر همچنان گرفتار بحران معیشت، بهرهوری پایین صنایع و از دست رفتن فرصتهای توسعهای خواهد بود. مردم منتظر اقدامات ملموس و تصمیمهای شجاعانهاند، اما استانداری که توان واقعی مدیریت بحران اقتصادی و اجتماعی را نداشته باشد، کشتی استان را در میان موجها بیفرمان رها کرده است.