
اتحاد خبر - سعیده دشتی : نهمین نمایشگاه ساخت داخل نفت، گاز و پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه، فقط یک گردهمایی صنعتی نبود؛ پنجرهای بود رو به آیندهای که میتواند مسیر توسعه بوشهر و حتی اقتصاد ملی را بازنویسی کند. نمایشگاهی که در آن، «اعتماد به توان ایرانی» نه یک شعار تکراری، بلکه یک واقعیت زنده و قابل لمس بود....
سعیده دشتی
نهمین نمایشگاه ساخت داخل نفت، گاز و پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه، فقط یک گردهمایی صنعتی نبود؛ پنجرهای بود رو به آیندهای که میتواند مسیر توسعه بوشهر و حتی اقتصاد ملی را بازنویسی کند. نمایشگاهی که در آن، «اعتماد به توان ایرانی» نه یک شعار تکراری، بلکه یک واقعیت زنده و قابل لمس بود.

وقتی در سالنها قدم میزدی، میان گفتوگوها، غرفهها و چشمهای امیدوار متخصصانی که سالها در دل صنعت جنگیدهاند، چیزی فراتر از تکنولوژی و تجهیزات دیده میشد؛ باور دوباره به خود.
نقطه عطف این رویداد، سخنان سخاوت اسدی مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بود. او حقیقتی را بر زبان آورد که مدتها در ذهن فعالان صنعت مانده بود اما کمتر کسی اینگونه صریح بیانش کرده بود:
«تا وقتی برای یک قطعه ساده باید چشمانتظار مشهد و اصفهان باشیم، بوشهر هنوز استان صنعتی نیست.»
این حرف از جنس یأس نبود؛ از جنس بیدارباش بود. همه استانهای صنعتی کشور روزی از همین نقطه آغاز کردهاند:
با زیرساخت، حمایت، سیاستگذاری هوشمند و جسارت.
امروز عسلویه نیز بر لبه همین تغییر ایستاده است.
پارس جنوبی با بیش از ۸۰ هزار نیروی دائم، بازاری آماده و تضمینی برای شکلگیری دهها واحد تولیدی است. اگر سازندگان داخلی بدانند بازارشان همینجاست، چرا باید کیلومترها دورتر کارخانه بزنند؟
این نگاه، میتواند «صنعت بومی بوشهر» را نه در حرف، بلکه در عمل متولد کند.

اما امید از جایی عمیقتر میجوشید؛ از داستان ساخت داخل.
روزی نمیتوانستیم یک پیچ بسازیم.
امروز توربین، کمپرسور، پمپ و مواد شیمیایی را در داخل تولید میکنیم.
روزی بیش از دو و نیم میلیون قطعه وارد میشد؛ امروز این عدد به کمتر از یکمیلیون رسیده.
این یعنی یکونیم میلیون قطعه را مهندسان ایرانی ساختند.
این یعنی اعتماد به توان ملی دیگر افسانه نیست؛ واقعی است، قابل اندازهگیری است و در همین نمایشگاه نفس میکشد.
در بحبوحه حملات اخیر به صنعت انرژی، این حقیقت روشنتر از همیشه شد. قرار بود انرژی ایران زمینگیر شود؛ اما نشد.
پارس جنوبی حتی یک روز خاموش نماند.
دو پالایشگاه بزرگ ظرف ۴۸ ساعت به مدار برگشتند.
این یعنی جبههای خاموش اما مستحکم از مهندسان و کارگران ایرانی، هر روز در قلب جنوب کشور از امنیت انرژی ایران پاسداری میکنند.
در این میان، نقشی که شاید کمتر دیده شد، اما اسدی به آن اشاره کرد، نقش رسانهها بود:
«شما سربازان جبهه امیدید. روایت پیشرفت را شما باید زنده نگه دارید.»
در جنگ روایتها، حقیقتِ پیشرفت اگر گفته نشود، دیده نمیشود.
و امروز جوان ایرانی باید بداند که در همین عسلویه، شرکتهایی ایستادهاند که روزی تنها «رؤیا» بودند اما امروز «برند ملی»اند.
پارس جنوبی فقط یک میدان گازی نیست؛آیینه آینده ایران است.
نمایشگاه عسلویه فقط یک رویداد سالانه نیست؛
آغاز یک عصر تازه برای صنعتیشدن بوشهر است—اگر بخواهیم، اگر تصمیم بگیریم، اگر همراه شویم.
اعتماد به ساخت داخل امروز به یک مسیر ملی تبدیل شده؛مسیر سختی است، اما روشن است.
و این روشنایی، از دل همین جغرافیای گرم جنوب، آرامآرام دارد به سوی سراسر ایران میتابد.امید اینبار واقعی است؛
و آینده، بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
