کد خبر: 218516 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 10 آذر 1404 - 15:04
اختصاصی اتحاد خبر
آقای رئیس‌جمهور، دقیقاً کجایید؟!

اتحاد خبر - غلامعلی بدخشان : در روزگاری که سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود و سایه سنگین بی‌ثباتی بر سر اقتصاد کشور گسترده است، پرسشی بنیادین ذهن جامعه را درگیر کرده است: آقای رئیس‌جمهور، دقیقاً کجایید و چرا هیچ نشانی از تحقق وعده‌هایی که با صدای بلند اعلام می‌کردید دیده نمی‌شود؟ افزایش افسارگسیخته نرخ ارز و عبور دلار از مرز ۱۲۰ هزار تومان، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم گسترده و کاهش توان خرید مردم، همه و همه تصویری تلخ و غیرقابل انکار از عملکرد دولت ارائه می‌دهد؛ تصویری که نمی‌توان آن را با شعار، سخنرانی یا توجیهات سیاسی پوشاند...

غلامعلی بدخشان

در روزگاری که سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود و سایه سنگین بی‌ثباتی بر سر اقتصاد کشور گسترده است، پرسشی بنیادین ذهن جامعه را درگیر کرده است: آقای رئیس‌جمهور، دقیقاً کجایید و چرا هیچ نشانی از تحقق وعده‌هایی که با صدای بلند اعلام می‌کردید دیده نمی‌شود؟ افزایش افسارگسیخته نرخ ارز و عبور دلار از مرز ۱۲۰ هزار تومان، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم گسترده و کاهش توان خرید مردم، همه و همه تصویری تلخ و غیرقابل انکار از عملکرد دولت ارائه می‌دهد؛ تصویری که نمی‌توان آن را با شعار، سخنرانی یا توجیهات سیاسی پوشاند.

دولتی که با شعار «تغییر» و «اصلاح وضعیت مردم» روی کار آمد، امروز خود به یکی از نمادهای ناکامی و ناکارآمدی تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری آن را در شمار یکی از ضعیف‌ترین دولت‌های پس از انقلاب قرار می‌دهند. این ادعا نه از سر هیجان سیاسی، بلکه برگرفته از واقعیت‌های میدان و صدای مردمی است که هر روز با فشار معیشتی دست به گریبانند. ارزش پول ملی به شکلی سقوط کرده که مردم با تلخی می‌گویند «پول ما دیگر اعتباری ندارد» و این سقوط، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مدیریت اقتصادی دولت از مهار بحران ناتوان بوده است.

در چنین شرایطی، به جای اصلاح ساختارهای معیوب، مبارزه با فساد، کوچک‌سازی دولت، کاهش هزینه‌ها و ایجاد انضباط مالی، ساده‌ترین و البته ناعادلانه‌ترین راه انتخاب شد: تأمین کسری بودجه از جیب مردم. افزایش قیمت بنزین، بالا بردن مالیات‌ها و فشار مستقیم بر طبقه متوسط و ضعیف، سیاست‌هایی بود که بدون برنامه‌ریزی دقیق و بدون توجه به توان تحمل جامعه اجرا شد؛ سیاست‌هایی که یا از سر شتاب‌زدگی بود یا از ناامیدی، اما در هر حال نتیجه‌اش یک چیز بود: سنگین‌تر شدن بار زندگی برای مردمی که سال‌هاست زیر فشار اقتصادی نفس می‌کشند.

اکنون این پرسش با صدای بلند در جامعه تکرار می‌شود: مردم چه گناهی کرده‌اند که باید تاوان ناکارآمدی دولت را بپردازند؟ شما بارها در سخنرانی‌ها و مناظره‌های انتخاباتی اعلام کردید که «اگر نتوانم، می‌روم». امروز که نه وعده‌ها عملی شده و نه نشانی از بهبود دیده می‌شود، آیا زمان آن نرسیده که به همان سخن خود بازگردید؟ آیا وقت رفتن فرا نرسیده است؟

این نوشته نه یک شعار سیاسی، بلکه بازتاب فریاد مردمی است که صدایشان دیگر شنیده نمی‌شود؛ مردمی که زیر فشار گرانی و بی‌ثباتی کمر خم کرده‌اند و از دولتی که قرار بود امید بیافریند، تنها سنگینی بیشتری بر دوش‌شان احساس می‌کنند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند صداقت، شفافیت و پاسخگویی است. سکوت در برابر این حجم از مشکلات، تنها شکاف میان مردم و حاکمیت را عمیق‌تر خواهد کرد.

آقای رئیس‌جمهور، تاریخ به‌روشنی قضاوت خواهد کرد که شما در این روزهای سخت در کنار مردم ایستادید یا در پشت دیوارهای سکوت و وعده‌های بی‌ثمر پناه گرفتید. این پرسش همچنان باقی است و جامعه پاسخی روشن می‌طلبد: آقای رئیس‌جمهور، کجایید؟

و این فریادِ بر صفحه قلم، از حلقوم کسی برمی‌خیزد که در روزهای پرهیاهوی انتخابات، از صمیم دل یکی از طرفداران پروپاقرص شما بود؛ کسی که با امید، باور و تمام توان از نام شما دفاع کرد، اما امروز در برابر این واقعیت تلخ ایستاده است: اعتمادش برباد رفت و پاسخی نیافت.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/218516