
اتحادخبر-احمد خواجه حسنی:«خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی نگویم. اما شرافتم در گرو بیان حقیقت است. دردناک است در روزی که فؤاد شمس از فشار روزگار!! خودکشی کرد، مدیر برکشیده رئیسی معاون رئیس جمهورمان شد. اسم این هرچه باشد وفاق نیست. کج تابی است. به سهم خودم شرمنده ام.»
احمد خواجه حسنی
«خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی نگویم. اما شرافتم در گرو بیان حقیقت است. دردناک است در روزی که فؤاد شمس از فشار روزگار!! خودکشی کرد، مدیر برکشیده رئیسی معاون رئیس جمهورمان شد. اسم این هرچه باشد وفاق نیست. کج تابی است. به سهم خودم شرمنده ام.»
متن بالا، اعلام استعفای فیاض زاهد، عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت می باشد که با موافقت الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاعرسانی دولت نیز مواجه شده.
نگارنده در ابتدای آغاز به کار دولت چهاردهم، در مقاله ای از وفاق ملّی به عنوان راهبردی استراتژیک و سرنوشت ساز حمایت کرده و این پدیده را به عنوان راهی برای برون رفتِ از بسیاری مشکلات نیل به وضعیت مطلوب برشمردم لیکن زیاده خواهی طرف وفاق، به مرور کار را به انسداد مجاری وفاق کشانده و امکان تغییر در راهبرد وفاق چنان کمانه کرد که معاون فعال وزیر ارشاد را شبانه عوض کردند و گویا دو کلمه فیاض زاهد که به انتصاب «سقاب اصفهانی» مشاور رئیسی به معاونت پزشکیان اعتراض کرده، فورا او را مجبور به استعفا میکنند.در حالی که مؤکداً بر اصل شایسته سالاری به عنوان دالِّ مرکزی راهبرد وفاق ملّی از جانب پزشکیان تأکید می شد...
اولین جرعه از لیوان وفاق باعث امیدواری باشندگان بی زبان شد و جامعه را به امکان تغییر به وضع مطلوب نوید می داد از بخت بدِ ملّت درمانده و بینوا امّا علی الظاهر در ته لیوان، نفاق است که منتظر آن ها نشسته !!!
وفاق وقتی نابخردانه لباس فردیّت و خودخواهی می پوشد دیگر نه وحدت است و نه انسجام، بلکه آخرین میخ است بر تابوت اعتماد عمومی!!!
وفاق، دست آویز برخی اصحاب قدرت شده برای استفاده ابزاری از ساده اندیشی دولت در جهت به یغما بردن مشارکت جمعی، و این زمین بازی ناعادلانه ای است که به نام پزشکیان طراحی کردند، در این میان، پذیرش استعفای فیاض زاهد، فیضی است برای افراد شایسته تا منزلت و اعتبار خود را به تاراج ندهند (عاقل آن است که اندیشه کند پایان را)
در کلیه و دمنه (نصرالله منشی) آمده که؛ « هر فرمانروایی که میخواهد کشوری را نگه دارد و آرامش و آسایش مردم را فراهم کند و یاران را بخوبی آموزش دهد و دشمنان را ریشه کن نماید، باید نگذارد بی هنرانِ بد گوهر، با هنرمندان و آزادگان نژاده برابر شوند. دادن جایگاهی فراخور با شایستگیِ کارگزار، پایه و بُن مایهی کشورداری است، اگر در اینباره مُستی شود، همه چیز بهم خواهد ریخت.»