
اتحادخبر-دکتر پروین تاج محمدی:شوراهای شهری در ایران،بر پایهٔ قانون اساسی، نهادی برای ساماندهی به امور شهرها و محلی برای تجلیبخشیدن به مدیریت مشارکتی و دانشبنیان هستند. با این حال، پس از گذشت چندین دوره از برگزاری انتخابات شوراها، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا این نهادها به اهداف اولیهٔ خود دست یافتهاند یا اینکه در عمل، به صحنهای برای رقابتهای فردمحور، قومی و حمایتهای شبکه ای بدون توجه به تخصص و شایستگی تبدیل شدهاند؟
دکتر پروین تاج محمدی
شوراهای شهری در ایران،بر پایهٔ قانون اساسی، نهادی برای ساماندهی به امور شهرها و محلی برای تجلیبخشیدن به مدیریت مشارکتی و دانشبنیان هستند. با این حال، پس از گذشت چندین دوره از برگزاری انتخابات شوراها، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا این نهادها به اهداف اولیهٔ خود دست یافتهاند یا اینکه در عمل، به صحنهای برای رقابتهای فردمحور، قومی و حمایتهای شبکه ای بدون توجه به تخصص و شایستگی تبدیل شدهاند؟
✅فردگرایی به جای برنامهمحوری
مشکل بنیادین در بسیاری از انتخاباتهای شورای شهر،تبدیل شدن این نهاد تخصصی-سیاسی به عرصهای برای رقابت چهرههاست. در این مدل، رایدهندگان اغلب نه بر اساس برنامههای مدون شهری، که بر پایهٔ شناخت شخصی، رابطهٔ قومی و منطقای، یا محبوبیت فردی به نامزدها رای میدهند. این امر باعث میشود افرادی که از پشتوانهٔ شبکههای اجتماعی گسترده (از جمله حمایت نهادهای دانشجویی، فرهنگی و قومی) برخوردارند، حتی بدون داشتن سوابق مشخص در حوزهٔ مدیریت و برنامهریزی شهری، راهی به شورا پیدا کنند.
✅غیبت تفکر سیستمی و حزبی درشوراها همچون مجلس شورای اسلامی. در فقدان احزاب قدرتمند و برنامهمحور در عرصهٔ مدیریت شهری، رقابتها به جای "رای به حزب و برنامه" به "رای به شخص" تبدیل میشود. این امر نه تنها ثبات مدیریتی را کاهش میدهد، بلکه امکان ارزیابی عملکرد یک جریان فکری را نیز ناممکن میسازد.
✅ فقر تخصص در توسعهٔ شهری
شهر یک موضوع زندهٔ و پیچیده است که مدیریت آن نیازمند دانش تخصصی در حوزههایی مانند برنامهریزی شهری، حمل و نقل، محیط زیست، اقتصاد شهری و مهندسی زیرساختهاست. هنگامی که معیارهای انتخاب، خارج از چارچوب این تخصصها عمل کند، طبیعی است که شاهد حضور افرادی در شورا باشیم که درک درستی از مفاهیمی مانند "تابآوری شهری"، "حمل و نقل پاک" یا "مدیریت یکپارچهٔ پسماند" ندارند. نتیجه، تصویب طرحهای ناکارآمد، هزینهکردهای غیراصولی و در نهایت، تشدید بحرانهای کلان شهرهاست .
✅پیامدهای ناگوار فقدان تخصص و تفکر سیستماتیک در شوراهای شهری دو پیامد عمده داشته اند
❌ تصمیمگیری در مورد پروژههای کلان شهری بدون دانش کافی، سیستم را در برابر لابیها و گروههای ذینفع آسیبپذیر میکند.
❌ شهروندانی که تصمیمگیران اصلی شهر را فاقد صلاحیتهای تخصصی لازم می بینند به تدریج به نهاد شورا و حتی نظام مدیریت شهری بیاعتماد میشوند. این بیاعتمادی، مشارکت مردمی را که رکن اصلی توسعهٔ پایدار شهری است تضعیف می کند.
برون رفت از چالش عمیق ناکارآمدی شوراهای شهر در گرو ✅الزامات صلاحیتسنجی: تعریف و اجباری شدن حداقلهای مدارک تحصیلی و سوابق اجرایی مرتبط با مدیریت شهری برای داوطلبان.
✅تقویت نظام حزبی: تشویق احزاب به معرفی لیستهای برنامهمحور و متشکل از متخصصان.
✅شفافیت بیشتر: الزام نامزدها به ارائهٔ سوابق کاری، اموال و برنامههای عملیاتی مشخص و قابل ارزیابی.
✅آموزش همگانی: فرهنگسازی از طریق رسانهها برای آگاهیبخشی به شهروندان دربارهٔ اهمیت رایدهی بر اساس برنامه و تخصص به جای رابطه و شخص.
شورای شهر نباید به محفلی برای تبادل حمایتهای قومی و شبکه ای تبدیل شود.شهروندان، شهرداران و نهایتاً خود شهرها قربانی اصلی چنین رویکردی هستند. اگر به دنبال شهرهایی پایدار، هوشمند و قابل زندگی هستیم، باید از "مدیریت شایستهسالار" به جای "مدیریت رابطهمحور" دفاع کنیم. انتخابات شوراها تنها زمانی به "آزمون دموکراسی محلی" تبدیل میشود که تخصص، برنامه و اخلاق معیار نهایی گزینش باشند.