
اتحاد خبر - احمد خواجه حسنی : این روزها بیش از هر زمان دیگری حوصله ای برای نوشتن و پرداختن به مسائل سیاسی باقی نمانده ولی از آن جهت که توسیدید در کتاب "تاریخ جنگهای پلوپونزی" آورده اند؛ «حرف ما این است که کسی که به سیاست کاری ندارد، اصلًا کاری ندارد.» تعریضی بر سخنان اخیر وزیر آموزش و پرورش ارائه می کنم بدین امید که با حسن ظن مطالعه شود....
احمد خواجه حسنی
این روزها بیش از هر زمان دیگری حوصله ای برای نوشتن و پرداختن به مسائل سیاسی باقی نمانده ولی از آن جهت که توسیدید در کتاب "تاریخ جنگهای پلوپونزی" آورده اند؛ «حرف ما این است که کسی که به سیاست کاری ندارد، اصلًا کاری ندارد.» تعریضی بر سخنان اخیر وزیر آموزش و پرورش ارائه می کنم بدین امید که با حسن ظن مطالعه شود.
وزیر آپ از چاپ و توزیع کتابی درسی با موضوع جنگ ۱۲ روزه در همه پایههای تحصیلی در هفته آینده خبر داده و در این باره اظهار داشتند: «سه کتاب طراحی کردیم یکی برای ابتدایی، یکی برای متوسطه اول و یکی هم برای متوسطه دوم که روایت جنگ ۱۲ روزه را با عنوان «از ایرانمان دفاع میکنیم».
نخست اینکه مجاور بودن گهگاه این دو واژه (دفاع ـ ایران) باعث میشود به یک دوگانه بیگانه یا به تعبیری به یک دوراهی برسیم!
کدام دفاع؟ دفاع ذهنی شما یا دفاع واقعی و ایضاً کدام ایران؟ ایرانی که در ذهن شما منحصر به اقلیتی خاص است یا ایران واقعی و ایرانی که مردم در نظر دارند؟
(دفاعی را که شما مدعی تحقق آن هستید با انتظار، توقع و خواست اکثریت جامعه زاویه دارد)
این مورد به مثابه دوگانهای است که دانیل کانمن در کتاب درباره تصمیم گیری و قضاوت با موضوع انسان واقعی در برابر انسان اقتصادی مطرح میکند.
دنیل کانمن تأکید دارند که انسانی که اقتصاددانها از آن حرف میزنند، فقط در کتابهای خودشان وجود دارد و در دنیای واقعی نمیشود چنین انسانی را پیدا کرد.
نگارنده به واسطه ی مطالعاتی که در زمینه خطاهای شناختی داشته، به هیچ وجه قصد پیش داوری در مورد محتوا و کارکرد کتاب جدید را ندارد منتهی آن چه مبرهن است اینکه تعاریف و برداشت های حاکمیت و جامعه در معنا و مفهوم «دفاع» و «ایران» متفاوت است.
چه بسا برخی طرح ها با توجیح دفاع از ایران اجرایی و عملیاتی شده در حالی که در نگاه ناظر بیرونی مردم عملاً قابل پذیرش نیست! برای مثال تکلیف نظارت های استصوابی، تکثر نهادهای قانون گذاری، محدودیت فعالیت برخی کنش گران در کسوت های مختلف، فیلترینگ برخی اپلیکیشن های اجتماعی، ورود بی رویه اتباع و مواردی از این دست در افکار عمومی روشن است پس دفاع واقعی را برای ایران واقعی میتوان مدل کرد.
باری به هر جهت، همان گونه که قائم مقام اعتقاد داشتند «دولت سرباز می خواهد، دعاگو نمی خواهد» به باور نگارنده؛ اکنون نیز دفاع از ایران، گذار از خود فریبی و رؤیا پردازی نیل به حقیقت در پرتو منطق و عقلانیت می خواهد، کار ایرانِ درمانده و بینوا از تألیف کتاب و تبلیغات با هدف تأثیر گذاری بر ذهن و ضمیر دانش آموزان گذشته!!!
✓ اگر در واقع قصد دفاع از ایران را دارید! ضرورت دارد عطای این سیستم آموزشی که افراد را متفکر، خلّاق و ناقد بار نمیآورد بلکه تنها آنها را به نوعی تبدیل به یک «تابع محض» میکند را به لقایش بخشیده، آموزش های مهارت محور را در نظام آموزشی نهادینه کنید.
✓ چنان چه اراده ای برای دفاع از ایران دارید! مصلحت ایجاب می کند حاکمیت قانون در نهاد قانون گذاری جاری و ساری گردد! میکروفون اندک شمار نماینده های منتقد مجلس را خاموش نکنید و اجازه دهید وظیفه ی اصلی نمایندگی انجام شود و نماینده ی منتقد اجازه یابد در مکانی که به نام خانه ی ملّت بنا شده امّا دست آویز اصحاب قدرت گردیده، صدای ملّت باشد...
✓ مفروض بر این که قصد دفاع از ایران را دارید بایسته می نماید اجازه دهید وظیفه ی جامعه شناس که به زبان «پیتر برگر» نقد قدرت، کشف کارکردهای پنهان و افشاگری است، به طریقی اولي اجرایی شود.
✓ هم چنین اجازه دهید رسانه ها به صورت آزادانه، مستقل و مبتنی بر انگاره های دموکراتیک فعالیت نمایند.
✓ تشکیلات موازی را حذف نموده و با به رسمیت شناختن خواست اکثریت جامعه، مقدمات و اقدامات مقتضی را جهت ایجاد مسیر تازه، برای تغییر و دست یابی به وضع مطلوب فراهم نمائید.
✓ تندروها را از هر طیف و گرایش سیاسی که باشند مهار کنید و رضایت جمعی را سرلوحه تم شیت امورات قرار دهید.
✓ یک بار برای همیشه به این نتیجه برسید که مردم ایران نه تنها مشکل نیستند، بلکه بخش قابل توجهی از راه حل ها به جهت برون رفت از برخی مسائل و مصائب هستند.
این که کتابی چاپ شود و به اغلب احتمال، خوشایند نظام سیاسی باشد تا در آن ظفرمندانه خود را پیروز میدان قلمداد کنید نامش دفاع از ایران نیست، بلکه پرده ای است که بر روی برخی ناکارآمدی ها کشیده شده و سعی دارند آن را محکم نگه داشته تا نکند کسی از واقعیت خبر دار شود! حال اینکه در حمله ی نظامی اخیر رژیم غاصب صهیونی به کشورمان برخی واقعیات چنان عیان شده که حاجتی به بیان ندارد.