
اتحاد خبر - سید حسام مزارعی : از مراکز کنترل و ارتباطات دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به قلب تپنده بندر یاد می شود.. خاطره ای شنیدنی از دو کارشناس قدیمی مراکز کنترل ترافیک دریایی اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر، رضا خیاطی فر و سعید محمد تقوایی مربوط به تیرماه سال 1384 و در مرکز کنترل...
سید حسام مزارعی
کارشناس اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر
از مراکز کنترل و ارتباطات دریایی سازمان بنادر و دریانوردی به قلب تپنده بندر یاد می شود. مرکز هماهنگی و جستجو و نجات دریایی با کارشناسانی متخصص، متعهد و بی ادعا؛ شب زنده داران و بیداردلان دریادلی که برای نجات جان انسان ها و گرفتاران در دریا از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. اگر بخواهیم مصداقی این تعهد و امیدواری را به تصویر بکشیم به ذکر خاطره ای شنیدنی از دو کارشناس قدیمی مراکز کنترل ترافیک دریایی اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر، رضا خیاطی فر و سعید محمد تقوایی مربوط به تیرماه سال 1384 و در مرکز کنترل ترافیک دریایی بندر عسلویه می پردازیم تا گوشه ای از فداکاری ها و کار پر از استرس و پرچالش این بخش مهم عملیات دریایی را به تصویر بکشیم.
یکی از شیفت های کاری مرکز کنترل ترافیک دریایی بندر عسلویه در شرجی ترین فصل سال، حدود ساعت 10 شب، یدک کش ذوالفقار در تماس رادیویی با کنترل عسلویه اعلام می کند که یک فروند موتورلنج به نام امیر1 به ناخدایی "سالم فرهانی" و 5 نفر ملوان در موقعیت 26 41 N و 053 39 E اعلام اضطرار کرده و در حال غرق شدن است. خیاطی فر سریع موقعیت مورد نظر را از روی نقشه پیدا کرده و متوجه می شود فاصله موتورلنج مضطر تا کیش و لاوان 16 مایل، تا بندر لنگه 17 مایل و تا بندر عسلویه 85 مایل است.
چندین بار موتورلنج را صدا می زند اما به دلیل دوری مسافت، جوابی دریافت نمی کند. یک لحظه صدایی روی کانال 16 بلند می شود: "ما داریم غرق می شیم... کمک کنید."
رضا با لاوان مارین از طریق VHF، تماس رادیویی برقرار می کند اما کسی پاسخگو نیست. با کنترل کیش تماس می گیرد و آن ها هم اعلام می کنند به دلیل شرایط بسیار نامساعد جوی، شناوری ندارند که به موقعیت اعزام کنند.

هماهنگی های ابتدایی با اداره ایمنی بوشهر انجام می شود و بالاخره در ساعت 22:50، شناور ناجی 8 از بندر عسلویه بصوب موقعیت موتور لنج درفاصله 85 مایلی اعزام می شود. رضا و سعید بیکار ننشسته و می اندیشند از کجا و چگونه برای موتور لنج مضطر کمک بفرستند. باز به نقشه رجوع می کنند و موقعیت موتور لنج را بر روی نقشه بررسی می کنند. موقعیت مورد نظر به ساحل خیلی نزدیک است و مشخص می شود شناور به گِل نشسته است.
ناگاه نوشته ای با خط ریز و کمرنگ روی نقشه در خط ساحلی توجه رضا رو جلب می کند، "روستای چیرو".
فاصله روستای چیرو تا موقعیت موتور لنج مضطر فقط 5 مایل است. رو به سعید می کند: "باید هر جور شده از روستای چیرو به موقعیت موتور لنج کمک بفرستیم".
سعید(با تعجب):"روستای چیرو؟!! چطور ممکنه از این فاصله 85 مایلی و روستایی که هیچ شماره و ارتباطی نداریم کمک بفرستیم"؟!
سعید مجددا درگیر عملیات می شود و چندین بار با خواندن اطلاعیه اضطرار بر روی کانال 16 به زبان فارسی و انگلیسی از شناورهای عبوری در اطراف موقعیت موتورلنج مضطر می خواهد درصورت امکان همکاری و کمک بفرستند. رضا به موقعیت در نقشه نگاه می اندازد و با خودش زمزمه می کند: "چیرو تا موقعیت موتورلنج 5 مایل بیشتر نیست و باید برای اعزام شناورهای محلی راهی وجود داشته باشه".
همانطور که روی نقشه متمرکز است یهویی فکری به ذهنش خطور می کند. سریع تلفن را برداشته و مرکز مخابرات بندرعباس را می گیرد.
اپراتور مرکز تلفن بندر عباس: سلام بله بفرمایید.
رضا: سلام از کنترل بندر عسلویه تماس می گیرم. یک مورد اضطرار در دریا پیش اومده و ما یه شماره از روستای چیرو می خواهیم.
اپراتور مرکز تلفن: روستای چیرو در حوزه و تحت پوشش ما نیست و باید با مرکز مخابرات شهر میناب تماس بگیرید.
رضا: لطفا تلفن مرکز مخابرات میناب بفرمایید.
اپراتور: 0765333333
رضا مرکز مخابرات میناب را می گیرد. یکی از اون طرف خط می گه: سلام بفرمایید.

رضا: سلام از کنترل بندر عسلویه تماس می گیرم. یک مورد اضطرار در دریا پیش اومده و ما یه شماره از روستای چیرو می خوایم.
اپراتور : فقط یک شماره از مرکز تلفن روستای چیرو داریم.
رضا با خوشحالی می گه: خیلی عالیه
سریع با شماره مرکز تلفن روستای چیرو تماس می گیرد. یکی از آن طرف خط پاسخ می دهد.
رضا: سلام. مرکز مخابرات روستای چیرو؟!
اپراتور :بله بفرمایید. درخدمتم.
رضا واقعا خوشحال بود که بالاخره راه ارتباطی با روستا پیدا کرده و هیجان زده می گه:"از کنترل بندرعسلویه تماس می گیرم. یک فروند موتورلنج در حوالی روستا در حال غرق شدن است و هر شماره ای از مسئولین روستا دارید به من اعلام کنید، ممنون میشم".
اپراتور سریع جواب داد شماره همراه آقای زارعی رئیس تعاونی صیادان خوبه؟!!
رضا می گه: عالیه، عالیه
با آقای زارعی تماس گرفته و شرایط و موقعیت موتور لنج امیر1 را به ایشان اعلام می کنند. ایشان نیز قول کمک می دهند و می گه حتما و سریعا چند موتورلنج و شناور محلی به موقعیت اعزام کرده و نتیجه را نیز اعلام می کنند.
حالا رضا و سعید از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند که بالاخره تلاش ها جواب داده و توانسته اند از نزدیک ترین موقعیت ممکن در ساحل به موقعیت موتورلنج مضطر کمک بفرستند.
در ساعت 3 بامداد، رئیس تعاونی صیادی بندر چیرو در تماس با کنترل عسلویه خبر می دهد که در حال حاضر سه تا از خدمه موتورلنج را از آب گرفته اند. يک نفر توسط موتورلنج "ضریح" و دو نفر نیز توسط یدک کش کوثر1 از شناورهای لاوان مارین و جستجو برای یافتن سه خدمه ی دیگر ادامه دارد. لنج به طور کامل غرق شده و تکه های چوب و الوار در اطراف موقعیت پراکنده می باشد. در ساعت 7، مجدد زارعی در تماس با کنترل عسلویه اعلام می کند یک نفر دیگر نیز توسط موتور لنج "شراع" که در حال جستجو بود، پیدا شده و تاکنون جمعا 4 نفر نجات پیدا کرده اند ولی متاسفانه ناخدای شناور و یک نفر دیگر از ملوانان تاکنون مفقود می باشند.
این عملیات هرچند متاسفانه 2 نفرمفقودی داشت ولی خاطره اش برای همیشه در ذهن رضا و سعید نقش بسته و گاهی به هم یادآور می شوند که با چه انگیزه و تلاشی توانستند جان 4 نفر از خدمه ی آن شناور مضطر را در فاصله ی 85 مایلی و از روستای چیرو که هیچ اطلاعاتی از آن نداشتند، نجات دهند.
درود به همکاران و افسران برج کنترل و مخابرات دریایی که بدون هیچ چشمداشتی در سنگر برج کنترل و ترافیک دریایی در حال انجام وظیفه می باشند.