
اتحاد خبر - سید حسین مزارعی : شاهنامه فردوسی نه تنها جنبه شعری و هنری دارد که صفت ممتاز آن است، بلکه جنبه تاریخی نیز دارد . شاهنامه به جذبه عشق به ایران و ایرانی سروده شده است. در حماسه ی استاد توس نفحه ای ست که از آن امید شادی می بخشد و راحتی می افزاید و حفظ کیان ایران و ...
سید حسین مزارعی
فرهنگی بازنشسته
شاهنامه فردوسی نه تنها جنبه شعری و هنری دارد که صفت ممتاز آن است، بلکه جنبه تاریخی نیز دارد . شاهنامه به جذبه عشق به ایران و ایرانی سروده شده است. در حماسه ی استاد توس نفحه ای ست که از آن امید شادی می بخشد و راحتی می افزاید و حفظ کیان ایران و ایرانی فارغ از هر زبان و نژاد و مذهب و تقویت اراده ملی در حوزه جغرافیایی که متکلم به زبان شیرین فارسی هستند .
فردوسی می دید بی هویتی و ستم روزگار رواج یافته و حکام عرب (که حسابشان از اسلام جداست ) بر این سرزمین تاخته اند به مصداق:
مرا عار آید از این زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
بنای کاخ بلند شاهنامه را پی میریزد و آتشی در بیشه ی اندیشه ها می افروزد.
استاد توس در مقدمه منظومه ی خود خرد را سنگ بنای آفرینش می داند و نخستین آفریده خداوند یگانه، محور اندیشه داستانهای فردوسی خرد است و گوهر داستانها حقیقت راز آمیزی است.
لذا شایسته است عصری که فردوسی در آن میزیسته مورد بررسی قرار گیرد.
ایران قرن چهارم هجری غیر از ایران پیش از اسلام وضع فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی دگرگون شده و این دگرگونی غیر ایرانی ست . فرهنگ نو شکل گرفته است اگرچه ایرانیان در پیشبرد آن سهم ویژه ای دارند ، اما ماده و جوهر آن غیر ایرانی است. مردم خراسان در شهرها و روستاها بر فرا گرفتن قرآن و حدیث نبوی و زبان عربی مشغولند .دانشمندان بار سفر می بندند تا هر جا شیخی و محدثی ببینند از او حدیثی بشنوند و در کتاب ضبط کنند. با آن که زبان مردم فارسی است کسی در صرف و نحو و در لغات آن بحث نمی کند و آن را شایسته بحث نمیداند.
اما در نیشابور مجالس متعددی بر پا می شود تا نزاع ابوبکر خوارزمی و بدایع الزمان همدانی در فلان لغت مهجور فلان تعبیر نامأنوس عربی بشنوند.
مردم در مناقشات روسای شافعی و حنفی شرکت می جویند، بازار مباحث کلامی، دینی و فقهی داغ است،در این فرهنگ نو عناصر اصیل عربی ، یونانی، هندی و تنها عنصر حامل آن ایرانی ست.
برتری عنصر عربی مدت هاست که از خراسان برافتاده است ،کوشش هایی که برای اعاده استقلال ایرانیان می شد با شکست و ناکامی مواجه شده است...
حکومت دیلمیان ، سامانیان، مامونیان همه در آستانه زوال است. قوم تازه نفس دیگری از آسیای مرکزی به صورت مهاجران و بندگان سرازیر شده اند و پست های نظامی این قوم که در خداینامه، دشمن اصلی ایرانیان قلمداد شده اند.اکنون همه جا زمام امور را در دست دارند.
در این میان اقلیت کوچکی از زیردستی فرهنگی و سیاسی رنج می کشند.این اقلیت از بازماندگان خاندان قدیم اند و سنت قدیم را حفظ کرده اند ، اما برای شکوه گذشته هیچ قدرت جسمانی و مادی در اختیار ندارند، پس ناچار به گذشته و اساطیر قدیم پناه می برند.
در حالی که بیشتر همشهریان ایشان به دنبال جمع حدیث و حضور مجالس وعظ و تذکیر هستند، ایشان دنباله جمع آشنای قدیم ملت خویش اند و به دنبال کسی هستند که از این داستانها و اسطوره ها بنای حماسی عالی بسازند.
این بازتابی ذهنی در برابر خارج و قیام معنی در برابر صورت و روح در برابر ماده است آنچه در خارج است و واقعیت دارد تسلط پاسدار فرهنگ قدیم است در برابر وضع موجود مادی واقعی خارجی.
محرک آفرینش شاهنامه همین است و عوامل صوری دیگر از قبیل کسب معاش و تقرب به سلطان و غیره عوامل تبعی و ثانوی است.
در بنای هر اثر عظیم در جهان فرهنگ علل نزدیک و انگیزه های ظاهری وجود دارد که همه آن را می بینند این گونه انگیزه ها خود دسته های طبیعی و امیال مادی و جسمانی است اما عامل دیگری نیز هست که اصیل تر است و خواسته های طبیعی و امیال مادی آلات و ابزار آن عامل است و آن پیشرفت انسانیت در برابر قهر طبیعت است خواه در زمینه ی علم و خواه در زمینه هنر.
فردوسی مانند همه ی افراد انسانی نیاز ها و احتیاجاتی دارد و برای زیستن باید مانند دیگران راه معاشی داشته باشد. مایه ی معاش او کار جسمانی نیست بلکه هنر اوست و خرید این هنر طبقه ی اشراف و حکام و سلطان وقت است و باید گفت که آفرینش هنری فقط برای خوش آمد حکام نیست.
فردوسی مانند فرخی و عنصری می توانست از آفریدن شاهنامه چشم بپوشد و به دربار محمود بشتابد و در وصف شمایل او و غلامان و اسبان و پیلان او قصیده بسراید و به قول ناصر خسرو: "کسی را که سرمایه یک جهل و کافری ست به علم و حکمت بستاید"، شاهنامه تجلی عالم معنی پهناوری ست در قالب مادی الفاظ برای مجسم ساختن روح و معنی در خارج و برای بر افراشتن کاخی که در عین مادی بودن معنویست و از باد و باران گزندی نمی بیند.
شاهنامه بازتاب اقلیت ایرانیان پاک نهادی است در قرن چهارم هجری در برابر تسلط فرهنگ جدید و برای شکوه معنی در برابر شکوه ظاهری گو اینکه یکی از این ابزار این بنا و یکی از علل فرعیه ی این بازتاب نیاز به مدح محمود و درم خواستن او باشد و این اثر گرانبها اثری است برای زنده نگه داشتن زبان شیرین فارسی و احیای فرهنگ غنی و پربار ایرانی ست و حقا در این کار موفق بوده و راز ماندگاری حماسه ی جاوید او همین است .