
اتحاد خبر-پروین تاج محمدی: کودکآزاری زخمی است که التیام نمی یابد. آمارهای تکاندهنده سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ نشان میدهد این بحران نه تنها کنترل نشده، بلکه روند صعودی خطرناکی دارد. کودکآزاری یک جرم سازمانیافته علیه بشریت است. خانوادهها باید هوشیارتر باشند، نهادها مسئولیتپذیرتر و جامعه بیتفاوت نماند...
دکتر پروین تاج محمدی
در قلب جامعه ما، درد خاموشی جریان دارد که هر روز قربانیان جدیدی میگیرد. کودکآزاری، این زخم کهنه اجتماعی، امروز به چالشی جدی تبدیل شده است. آمارهای اخیر نشان میدهد این معضل نه تنها کاهش نیافته، بلکه شکلهای پیچیدهتری به خود گرفته است. آنچه بیشتر از اعداد و ارقام نگرانکننده است، داستانهای انسانی پشت این آمارهاست. کودکانی که باید در امنیت رشد کنند، اما ناامنترین فضاها را تجربه میکنند. خانوادههایی که به جای حمایت، به منبع تهدید تبدیل میشوند. و جامعهای که گاه به جای گوش دادن به این فریادها، ترجیح میدهد صدایشان را نشنود.
این گزارش تلاش دارد با نگاهی دقیق و مستند ابعاد مختلف این بحران را بررسی کند. از تحلیل آخرین آمارهای رسمی تا بررسی خلأهای قانونی و راهکارهای پیشگیرانه. زیرا باور داریم هر کودک حق دارد در محیطی امن و سرشار از محبت رشد کند.
کودکآزاری زخمی است که التیام نمی یابد. این بحران از مرز هشدار گذشته و به یک *فوریت ملی* تبدیل شده است. آمارهای تکاندهنده سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ نشان میدهد این بحران نه تنها کنترل نشده، بلکه روند صعودی خطرناکی دارد. از کوچهپسکوچههای محروم تا آپارتمانهای بهظاهر امن شهرهای بزرگ، هیچ کودکی در امنیت کامل نیست.
آمارهای هشداردهنده سال ۱۴۰۳ به رشد ۴۰ درصدی گزارشهای کودکآزاری به اورژانس اجتماعی نسبت به سال گذشته (منبع: سازمان بهزیستی، مرداد ۱۴۰۳) اشاره دارد.
۶۷ درصد از کودکان آزار دیده زیر ۱۲ سال هستند (گزارش پزشکیقانونی، تیر ۱۴۰۳) هشدار می دهد. این گزارشات بیانگر این است که در هر *۵ ساعت* یک مورد کودکآزاری شدید در ایران رخ می دهد. (استناد به آمارهای قوه قضائیه)
بحران کودک آزاری جنسی در استانهای تهران، خوزستان و کرمان، در صدر آمار است (بررسی پروندههای قضایی نیمه اول ۱۴۰۳)
بر اساس گزارش پزشکی قانونی، در ۶ ماهه اول ۱۴۰۳ بیش از ۴,۲۰۰ مورد کودکآزاری جسمی و جنسی ثبت شده است. همچنین قتل کودکان ۲۵ درصد افزایش یافته است (مقایسه نیمه اول ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳).
در این میان آزار جنسی ۶۰ درصد موارد کودکآزاری را تشکیل میدهد، اما تنها *۱۵٪ موارد* گزارش میشود (منبع: اورژانس اجتماعی).
بر اساس گزارشات سازمان بهزیستی، ۹۳٪ آزارگران از نزدیکان کودک هستند (آمار جدید سازمان بهزیستی، مرداد ۱۴۰۳) بر این اساس، ۷۰ درصد کودکآزاری بحرانی است که به دلایل خانوادگی و فرهنگی خاموش می ماند.
کودکآزاری، بهویژه "قتل و آزار جنسی کودکان"، دیگر یک پدیده حاشیهای نیست؛ *یک بحران فراگیر است* که هر روز با اخبار هولناک جدیدی عمق فاجعه را آشکار میکند.
وقت آن رسیده است که نهادهای قضایی و سازمان های پیشگیری از بحران های روحی و جسمی و اجتماعی کودکان و نوجوانان به این بحران رو به صعود، توجهی عمیقتر و در سطح ملی داشته باشند. و اما در این میان خانواده اولین نقش پیشگیرانه را بعهده دارد. والدین باید به آموزش های فردی و اجتماعی کودکان اهتمام بورزند به ویژه در موارد ذیل:
الف) آموزش "نه گفتن" و حریم بدن .کودکان باید بدانند لمس غیرمجاز یعنی چه! و چگونه از خود دفاع کنند.
والدین با استفاده از ابزارهای ساده (کتابهای مصور، انیمیشنهای آموزشی) به هوشیاری کودکان در خود مراقبتی اقدام نمایند.
ب) نشانههای خاص و جدید را جدی بگیرند. شناخت تغییرات ناگهانی رفتاری مانند (کابوس، پرخاشگری، انزوا).
ج) به کودکان آموزش بدهید که از افراد خاص و غریبه و مکان های نامشخص، دوری نموده و با احتیاط برخورد کنند.
د) خانواده ها باید اعتماد و خوش بینی های خود را نسبت به اطرافیان محدود نمایند. کورکورانه فرزندانشان را تنها نگذارند. حتی نزدیکترین افراد، ممکن است دارای اختلالات کودک آزاری بوده و خطرناک باشند.
نظارت هوشمندانه بر ارتباطات اجتماعی کودک در فضاهایی که اجبارا در آنها باید حضور یابد. (مهدکودک، مدرسه، فضای مجازی) از دیگر مراقبت های لازم اجتماعی است.
و اما نهادها و دستگاههای حقوقی و قضایی در کجای این بحران قرار می گیرند؟
کوتاهی نهادهای مربوطه چگونه به تشدید این بحران منجر می شود؟
قوه قضاییه می طلبد که در قوانین مجازات های کودک آزاری، بازنگری و تجوید رویه نماید. خلا جایگاه پیشگیرانه قوه قضاییه در موارد ذیل آشکار می گردد:
مجازاتهای سبک برای آزارگران جنسی حتی در موارد "تجاوز". آنقدر قوانین پیچیده و مبهم دراثبات این جرم موجود است، که نهایتا به سود مجرم، پایان می یابد.
بدلیل نبود سامانه رصد مجرمان سابقهدار (مانند سیستم «مگان») این مجرمان ،براحتی در انواع حوزه های کاری و شغلی به کار گرفته می شوند.
آموزش و پرورش میتواند نقشی مؤثر در پیشگیری این بحران ایفا نماید.
متاسفانه آموزش و پرورش در تقلیل و پیشگیری بحران کودک آزاری کمرنگ و دارای ساختاری ضعیف است. در واقع آموزش و پرورش کمترین حضور در آگاهی بخشی به کودکان و نوجوانان را داشته است.
عدم آموزش مهارتهای خود مراقبتی در مدارس. و عدم آموزش والدین در زمینه پیشگیری و تشخیص کودک آزاری و همچنین پنهانکاری مدیران مدارس در ارائه گزارشات کودک آزاری در مدرسه از دیگر ناکارآمدی های این نهاد است.
رسانهها نیز غالبا با پوششی هیجانی، کودکآزاری را به یک نمایش تبدیل میکنند.
در حالی که گزارشدهی مسئولانه با منبع و گزارشات مستند، در هوشیاری والدین و نهادهای مسئول، بسیار موثر است. چه باید کرد با این بحران رو به رشد؟
اجباری شدن آموزشهای خودمراقبتی در مدارس.
تشکیل پرونده روانشناختی برای والدین قبل از تولد کودک!
برخورد قضایی:
اعدام عمومی آزارگران کودک (مانند قانون سنگاپور).
نظارت الکترونیک بر مجرمان آزاد شده.
حمایت از قربانیان در خانههای امن ویژه کودکان آزار دیده.
مشاوره رایگان برای خانوادههای درگیر.
این بحران ، بحران همه است و کودکآزاری یک جرم سازمانیافته علیه بشریت است. خانوادهها باید هوشیارتر باشند، نهادها مسئولیتپذیرتر و جامعه بیتفاوت نماند. اگر امروز سکوت کنیم، فردا ممکن است قربانی، کودک خودمان باشد.
*هیچ کودکی نباید بترسد*