
اتحاد خبر - احمد خواجه حسنی : دیالوگی ماندگار از سریال هزار دستان را غالباً در گوشه ای از ذهن دارم که کفیل نظمیه می گویند؛ «حرف و سخن نشخوار آدمیزاده. دهن آدم زنده به علامت حیات دائم باید بجنبه یا با خوردنی یا با حرف مفت»، به همین خاطر، به شخصه در حد بضاعت و دانش اندکم، در تحلیل برخی مسائل و اظهار نظرها ترجیح ام بر قلم رانی هست تا سخن رانی ، چرا که به تعبیر "هوشنگ ابتهاج"؛ «زبان بازی به حرف و صوت، معنی را زیان دارد»...
احمد خواجه حسنی
دیالوگی ماندگار از سریال هزار دستان را غالباً در گوشه ای از ذهن دارم که کفیل نظمیه می گویند؛ «حرف و سخن نشخوار آدمیزاده. دهن آدم زنده به علامت حیات دائم باید بجنبه یا با خوردنی یا با حرف مفت»، به همین خاطر، به شخصه در حد بضاعت و دانش اندکم، در تحلیل برخی مسائل و اظهار نظرها ترجیح ام بر قلم رانی هست تا سخن رانی ، چرا که به تعبیر "هوشنگ ابتهاج"؛ «زبان بازی به حرف و صوت، معنی را زیان دارد»...
امروز ، در پیگیری اخبار روزانه به جهتِ احتمالِ کسب اطلاع از اینکه بلای بعدی چه خواهد بود که بر سرمان آوار خواهد شد (هر چه را نباید دید ، ما یکان یکان دیدیم)، البته نه با دقت نظری در حد برآوردهای م ج لاریجانی! بلکه برای بررسی و کسب اطلاع نسبی ، با گزاره منسوب به قالیباف مواجه شدم که در دیدار با خانواده شهید سپهبد باقری رضوان اللّه گفته اند: «جنگ ۱۲ روزه ما را ۵۰ سال جلو انداخت و اگر جنگ اخیر رخ نمیداد ما هیچگاه به درکی که در این ۱۲ روز به آن رسیدیم، نمیرسیدیم»!!!
در واقع حق با شاهرخ مِسکوب است ؛ «اخبار ایران فلجکننده است و روح و جسم را فلج میکند» ، با مرور دوباره متن خبر مذکور به حرف ابتهاج بیش تر ایمان آوردم، لذا با توجه به ملاحظاتی از جمله نگارش و انتشار قریب به چند صد مورد یادداشت ، مقاله ، تحلیل و سرمقاله در مطبوعات ، گوشی برای شنیدن و اراده ای جدی برای اصلاحات ساختاری در نظام تصمیم گیری ندیده ام ، از این حیث رغبتی به نوشتن نداشتم لیکن علیرغم میل باطنی بر آن شدم تا به اختصار در مورد سخن قالیباف نکاتی را مرقوم دارم.
نخست «همان طور که دکتر مصدق تز «اقتصاد منهای نفت» و ایضاً علی شریعتی تز مخصوص خودش را مطرح کردند، نگارنده نیز به اقتضای شرایط، به «سخنرانی منهای شعار» تأکید دارم و باورمندم شعار دانِ مردم سال هاست از حجم انبوهی از شعائر سبک، بی خاصیت و بیهوده لبریز شده و دیگر بس است.
جناب قالیباف، شما که به رخداد این همبستگی و انسجام اجتماعی واقف هستید و به قول بانو (دخترم) ، این ایّام مرتب پزش را می دهید، بایستی بدانید و آگاه باشید که حادث شدن این همبستگی اجتماعیِ برآمده از تهاجم دشمنان پر شمار این سرزمین، پدیده ای دائمی و با ثبات نیست بلکه به مثابه متغیری وابسته، به عنوان معلولی از علّت هاست بنابراین دل خوش به این مقدار نباشید و به عنوان رئیس نهاد قانون گذاری یقین بدانید چنان چه اقدامی عاجل در جهت بازنگریهای لازم در سیاست دفاعی و امنیتی و ایضاً اعمال اصلاحات اساسی در راستای سیاستهای اجتماعی و فرهنگی نیل به رضایت جمعی همین مردمی که فی الحال از منظر شما حماسه سازند صورت نگیرد، این پدیده اجتماعی (انسجام اجتماعی و همبستگی ملّی) دیری نخواهد پایید! و آتش زیر خاکسترِ مطالبات انباشته ی ذهنی و زبانی مردم در قالب شکافها، تنشها ، تعارضات و تضادهای درون جامعه شعله ور خواهد شد.
پس تداوم این اتخاذ موضع هوشمندانه (انسجام و همبستگی)، مشروط به کاربست بایسته هایی از سوی نظام حکمرانی است.
مارتین لوترکینگ اعتقاد داشتند؛ «معیار شناخت یک انسان وضعیت او در زمان آسایش و آسودگی نیست! بلکه باید موضع وی را در درگیریها و چالشها دید.» البته به لطف سوء مدیریت ها و بی تدبیری های مستمر ، این مردم که آسودگی را تجربه نکرده اند ، در چالش ها و درگیری هایی به مانند تهاجم نظامی ۱۲ روزه امّا دگر بار برادری خود را در عوض برخی نابرادری ها و نابرابری ها ثابت کردند...
در بعد ، این درکی را که شما به راحتی و با تکیه زدن بر مخده های ایدئولوژیک فرموده اید در تجاوز ۱۲ روزه به کشورمان به آن نائل آمدید با تحمیل این همه مصائب پر شمار جمعی و هزینه های کلان اقتصادی پیرامونی آن از قبیل شهادت چند تن از سرداران ارشد نظامی و شهادت ۱۰۶۲ شهروند بی گناه ایرانی، مجروحیت ۵۸۰۰ نفر باشنده ی درمانده ، ۲۵ پیکر مجهول الهویه ، معلولیت دائمی دست کم ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر از جمع مجروحان از قطع عضو گرفته تا صدمات جسمی و روانی ماندگار، تخریب کامل۴۰۰ خانه و همچنین تخریب ۸۲۰۰ منزل دیگر به انضمام هزینه های عملیات «چکش نیمهشب» آمریکای جنایت کار علیه تأسیسات هستهای که دیگر جای خود دارد، به دست آمده!!! و این در حالی است که پیش تر بسیاری از اندیشمندان و دردمندان این سرزمین که البته از موهبت برخورداری از مشاورین منورالفکری هم چون مهدی محمدی محروم هستند!!! به این درک مهم واقف گردیده و بارها مواردی را تذکار داده بودند، شوربختانه امّا به زبان ارباب کیخسرو در مجلس یازدهم : یحتمل «حقوق و مزایای شما نمیگذارد این قبیل اتفاقات را به موقع درک کنید» ...
نکته آخر اینکه ، چندان خرسند از این نباشید که نقشه دشمنان در تجزیه ایران عزیز نقش بر آب شد چرا که اگر در پاگرد شعارهای پر طمطراق ایدئولوژیک مکثی نموده و اندکی تأمل کنید به سهولت درخواهید یافت که تجزیه لزوماً فقط سرزمینی نیست ! گرچه تغییرات سیاسی (مورد نظر دشمنان) در نظام قدرت متمرکز و متعاقباً تجزیه و فروپاشی این کهن دیار بحمدالله محقق نشد ، لیکن نباید از نظر دور نگه داشت که از منظر جامعه شناختی ، مدت هاست ما در بطن یک جامعه اتمیزه و تجزیه شده یا به قول صادق هدایت در چاهک دنیا قرار داریم! جامعه ذرّه وار ، اتمیزه یا تجزیه شده عملاً در مقابل مفهوم جامعه مدنی شکل می گیرد بدین معنی که کنش های اقلیت یک دست بر اکثریت رجحان یافته، جامعه احساس بی قدرتی یا مهجوری سیاسی کرده و بنابراین هر کس صرفاً سرش به کار خودش گرم است و اهداف و منافع جمعی پیگیری نمی شوند که البته بحث و بسط این موضوع نیازمند یادداشت مستقل دیگری است...