
اتحاد خبر - ترانه فرخی : هفتهی بهزیستی، فرصتی است برای بازخوانی یک آرمان دیرینه: عدالت اجتماعی برای همه اقشار، بهویژه توانیابان. اما آنچه در واقعیت تجربه میکنیم، با آرمانها و وعدههای رسمی فاصلهای عمیق دارد.این هفته، نباید تنها مناسبتی تقویمی برای تجلیل نمادین باشد؛
ترانه فرخی
فعال اجتماعی و توانیاب
هفتهی بهزیستی، فرصتی است برای بازخوانی یک آرمان دیرینه: عدالت اجتماعی برای همه اقشار، بهویژه توانیابان. اما آنچه در واقعیت تجربه میکنیم، با آرمانها و وعدههای رسمی فاصلهای عمیق دارد.
این هفته، نباید تنها مناسبتی تقویمی برای تجلیل نمادین باشد؛ بلکه باید مجالی برای بازنگری در عملکرد نهادی باشد که مسئولیتش حمایت، توانمندسازی و پیگیری حقوق توانیابان است. اما آیا واقعاً سازمان بهزیستی در این مسیر، وظایف خود را بهدرستی انجام داده است؟
سالهاست شعارهایی چون «عدالت اجتماعی» و «برابری فرصتها» از زبان مدیران شنیده میشود، اما آنچه در زندگی روزمره ما میگذرد، با این واژگان فاصله دارد. این شکاف، ناشی از بیتوجهی به نیازهایی است که از سر ترحم نیست، بلکه ریشه در کرامت انسانی و حقوق شهروندی دارند.
*نخبگان توانیاب؛ فراموششدگان خاموش:*
در استان بوشهر –و در سطح ملی– نخبگان، هنرمندان و فعالان توانیاب بسیاری حضور دارند که با وجود توانمندیهای چشمگیر، نه شناسایی میشوند، نه حمایت میگردند. هیچ سازوکار منسجم و هدفمندی برای رشد، دیدهشدن و بهرهگیری از ظرفیت آنان تعریف نشده است. در حالیکه توانمندسازی نخبگان باید از اولویتهای اصلی بهزیستی باشد.
*کارمندان توانیاب؛ گرفتار تبعیض اداری:*
بسیاری از کارمندان توانیاب، با وجود شایستگیهای حرفهای، از فرصتهای ارتقاء شغلی و نقشهای مدیریتی محروماند. حتی در خود سازمان بهزیستی، عدالت اداری درباره همکاران توانیاب رعایت نمیشود و معلولیت آنان، گاه بهانهای برای حذف از فرایند تصمیمگیری است. چگونه میتوان از نهادی که در درون خود به برابری پایبند نیست، انتظار تحول بیرونی داشت؟
*مناسبسازی؛ مطالبهای که به وعده بدل شد*
یکی از ابتداییترین مطالبات ما، مناسبسازی فضاهای شهری و عمومی است. با وجود جلسات، مصوبات و بخشنامههای متعدد، هنوز بسیاری از معابر، ادارات، مدارس، پارکها و مراکز درمانی برای ما قابل استفاده نیستند. ورود به یک اداره یا عبور از خیابانی ساده، همچنان برای بسیاری از ما بدون کمک دیگران ممکن نیست. این وضعیت، در تضاد کامل با اصل استقلال فردی و عزت انسانی است که در قوانین بر آن تأکید شده است.
*پروژههای جدید؛ بیپاسخ به مطالبات انباشته:*
در شرایطی که هنوز نیازهای اولیه توانیابان بیپاسخ مانده، سازمان بهزیستی تمرکز خود را بر پروژههای تازهای چون فضایسازی برای سالمندان گذاشته است –که گرچه مهم است، اما نمیتوان با نادیدهگرفتن مطالبات مزمن و انباشته، به استقبال طرحهای تازه رفت. توسعه، زمانی معنا دارد که متوازن و مبتنی بر اولویتهای واقعی باشد
*از نگاه حمایتی تا رویکرد توانمندساز:*
سازمان بهزیستی باید از یک نهاد صرفاً حمایتی، به نهادی مطالبهگر، توانمندساز و تحولآفرین تبدیل شود. ما به مشارکت فعال نیاز داریم، نه فقط کمک؛ به فرصت برای حضور مؤثر در تصمیمسازیها، نه صرفاً دریافت خدمات. توسعهای که بدون صدای توانیابان طراحی و اجرا شود، توسعهای ناقص و ناپایدار خواهد بود.
*سکوت ما، رضایت نیست؛ صدای ما، حق ماست:*
اگر امروز صدایمان را بلند میکنیم، از سر گلایه نیست؛ از امید است. امید به دیده شدن، امید به اصلاح، امید به زندگی با کرامت. ما نه امتیاز میخواهیم، نه ترحم؛ ما فقط سهممان را از زندگی، از فرصتها، از شهروندی مطالبه میکنیم.
باشد که هفتهی بهزیستی، تنها برای گرامیداشت نباشد؛ بلکه نقطهی عزمی باشد برای تغییر نگاهها، تصمیمگیریهای جدی و اقدامات واقعی. راه عدالت اجتماعی، سالهاست وعده داده شده؛ اکنون زمان آن است که از آرمان، به عمل برسد.