
اتحاد خبر - امید دریسی : استاد مطهری در کتاب حماسهٔ حسینی «بیعت» آن زمان را به مثابهٔ «رأی» این زمان میداند. نویسندهٔ این مقال نیز بر همین عقیده استوار است و مگر رأی چیزی جز «عقیده» است؟ حسین ع عقیدهاش را نفروخت. نه با فریب و پول، نه با تهدید و زور، نه با تطمیع و مقام و از همه مهمتر نه با فهم غلط در پیروی از ظلم و باطلِ زمانهٔ خویش. هیچکدام نسبتی با قیمت رأی و نظر حسینبنعلی نداشت. انتخاب او آزادگی و آزاد زیستن در آن خفقان بود....
امید دریسی
استاد مطهری در کتاب حماسهٔ حسینی «بیعت» آن زمان را به مثابهٔ «رأی» این زمان میداند. نویسندهٔ این مقال نیز بر همین عقیده استوار است و مگر رأی چیزی جز «عقیده» است؟ حسین ع عقیدهاش را نفروخت. نه با فریب و پول، نه با تهدید و زور، نه با تطمیع و مقام و از همه مهمتر نه با فهم غلط در پیروی از ظلم و باطلِ زمانهٔ خویش. هیچکدام نسبتی با قیمت رأی و نظر حسینبنعلی نداشت. انتخاب او آزادگی و آزاد زیستن در آن خفقان بود. پیامهای روشن عاشورا یکی پس از دیگری و به این زیبایی، حیف نیست از لبِ تشنه داد سخن داد؟! بله مجاهدت و ایستادگی در جنگی با آن همه قساوت و نامردی که بر حسین و یارانش تحمیل شد بلاشک اقدامی سترگ و ماندگار بوده است منتها او که میخواهد از حسین و کربلا صرفاً نمایشی از زخم و اسارت و لگد اسب به صحنه بیاورد قطعاً حسین را نشناخته است. او که میخواهد حرکت حسین از مکه تا لحظهٔ شهادت را به جلوهای از گردن نهادنِ بیاختیار برابر تقدیر تنزل دهد حتماً عاشورا و پیام آن را نفهمیده است.
ببینید که حسین ع چگونه تلاش میکند تا ارزان کشته نشود. از موعظه و مدارا و صبر تا مذاکره و مقابله تا آخرین نا، همه پیام است. حسین که راضی میشود از همین راهی که آمده برگردد و حتی راضی به ادامهٔ زندگی در مرزهاست، یعنی در جستوجوی راهی است که هم تن به ذلت ندهد و هم ارزان کشته نشود و در شمایل دیگری به اصلاح امت جدش رسول خدا ادامه دهد.
روایت است که حسین ع نظری متفاوت از امام حسن نسبت به صلح با معاویه داشتهاند ولیکن صحیح قضیه همین است که رأی امام زمان و ولی عصر خویش را بدون درنگ و تأمل میپذیرد و فراتر از آن با وجود داشتن نظری متفاوت از صلح برادرش و به واقع ولی امر زمانهٔ خود، با معاویه نه در زمان حیات و نه پس از وفات برادرش نقض پیمان نکرد و اگر چه معاویه یک به یک مفاد صلح را نقض میکرد و بر شروط فیمابین خود و امام حسن ع متعهد نماند، حسین ع اما بر سر صلح برادرش استوار ماند و عهد نشکست.
سر آخر اما معاویه شرط خلافت را نیز زیر پا نهاد تا پس از مرگ او، پسرش با همدستی عبیدالله و عمر سعد و شمر و مردمان کوفه آن هِنگامه را در کربلا به پا کنند. حسین علیه امیرالمومنین شورش کرده بود؟! حاشا و کلا. امیرالمومنین قلابی، از اساس به بهانهٔ واهیِ خونخواهی جناب عثمان، به صورت غیر دموکراتیک و حلیهگرانه عبای خلافت پوشید و پسرش یزید نیز دیکتاتورمآبانه به دنبال تحمیل بیعت بر ایشان به ضرب و زور بود و حسین که نماد آزادی و آزادگی است نپذیرفت.
عاشورا اما پیام و جنبهٔ دیگری هم دارد! تنها از یک نفر بر میآمد تا مذاکرات موفقیتآمیز امام و عمربن سعد ابیوقاص در صحرای کربلا را چند فرسخ آنسوتر و در کاخ عبیدالله زیاد ناکام بگذارد و رأی فرستادهٔ یزید بن معاویه را بزند. هماو که جانباز امیرالمؤمنین در جنگ صفین است، هماو که به روایتی شانزده بار با پای پیاده به مکه رفته است.. بله، شمربن ذیالجوشن! شمر هم بلاشک پیامی از عاشوراست!
مقدمهٔ یادداشت با ذکر نام شهید مطهری و کتاب وی آغاز شد، بنابراین پایان یادداشت نیز معطوف به پیشنهاد نویسندهٔ این سطور پیرامون جنایتی که به نام دین و توسط افراد به ظاهر مسلمان در حق امام حسین و یارانش صورت گرفته خواهد بود و اگر چه مورخین در کتب مختلف بدان پرداختهاند و در دسترس است اما رواست برای اقناع قشر مذهبیتر کتاب و نویسندهٔ مقبول آنان معرفی شود و لذا همواره مطالعهٔ کتاب «حماسهٔ حسینی» استاد مطهری پیشنهاد میشود تا به فهم بهتری نسبت به زدودن برخی شبهات و تحریفات عاشورا برسیم. ایشان تشکیک جدی نسبت به کتاب روضهالشهدا نیز دارد و نویسندهٔ آن را بوقلمون صفت خطاب میکند و مجالسِ بعضاً بیبارِ روضهخوانی را نشأت گرفته از کتاب مذکور به نویسندگی «ملاحسین کاشفی» میداند. کتاب دروغی که حدود ۵۰۰ سال پیش نگارش شده است.