
اتحاد خبر - غلامعلی بدخشان : در دل سواحل سوزان جنوب، در بوشهرِ ، صدای مردمی شنیده میشود که نه از گرما مینالند، نه از شرجی… که به گرما و رطوبت، سالهاست عادت کردهاند.فریادشان از بیبرقی است؛ از قطعیهای مکرری که وسط گرمای ۵۰ درجه، آنهم با شرجی بالای ۸۰ درصد، دیگر شبیه ظلم نیست… خودش خودِ ظلم است!و دردناکتر اینکه نه در سیبری زندگی میکنیم، نه در شمالگان، نه در صحرای آفریقا...
غلامعلی بدخشان
فعال اجتماعی
تیرماه ۱۴۰۴
در دل سواحل سوزان جنوب، در بوشهرِ ، صدای مردمی شنیده میشود که نه از گرما مینالند، نه از شرجی… که به گرما و رطوبت، سالهاست عادت کردهاند.
فریادشان از بیبرقی است؛ از قطعیهای مکرری که وسط گرمای ۵۰ درجه، آنهم با شرجی بالای ۸۰ درصد، دیگر شبیه ظلم نیست… خودش خودِ ظلم است!
و دردناکتر اینکه نه در سیبری زندگی میکنیم، نه در شمالگان، نه در صحرای آفریقا...
ما در بوشهریم؛ جایی که اگر چیزی به اندازه آب، کمیاب است، انرژی نهتنها کمیاب نیست، بلکه خودش از اینجا صادر میشود!
استانی که:
بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی کشور از سواحل آن بارگیری میشود؛
بزرگترین میدان گازی جهان – پارس جنوبی – در قلب آن میتپد؛
دهها مجتمع عظیم پتروشیمی، شبانهروز مشغول شعلهافروزی و برقآفرینیاند؛
تنها نیروگاه اتمی کشور در آن واقع است؛
چندین نیروگاه برق گازی، سیکل ترکیبی و حتی خودکفا در آن شبها را به صبح میرسانند.
با این اوصاف، ما اینجاییم... در خاموشی!
در گرمایی که پوست را میسوزاند و شرجیای که نفس را میبُرد.
و در این میان، مردم، با بادبزن و صبر و لعن،روزگار را بسختی میگذرانند
و حال برسیم به اصلِ ماجرا…
ای مجلسنشینان استان بوشهر!
آهای جناب شیخ موسی احمدی!
بله، با شما هستیم، رئیس محترم کمیسیون انرژی مجلس!
سناتور عزیز! جناب شیخِ بر سریر قانونگذاری!
اگر قرار باشد شما که خود بوشهری هستید، که خود بر کرسی عالیترین نهاد نظارتی حوزه انرژی کشور نشستهاید،
صدای خُشخُش کولرهای خاموش مردمتان را نشنوید، پس این کمیسیون را چرا دارید؟
به چه کار میآید آن عنوانِ پرطمطراق «رئیس کمیسیون انرژی» وقتی در استانی با این حجم تولید انرژی،
هنوز برق خانهی مردم در ساعت ۱ بعدازظهر قطع میشود؟
و نه فقط شما، بلکه تمام نمایندگان استان، گویا در حالت ذخیره کممصرفاند.
انگار آنها نیز مثل چراغهای خیابانی ما، برنامهریزی شدهاند که در ساعات بحران خاموش شوند.
و حالا خطاب به وزیر نیرو، با تمام احترام اما با لحنی از جنس واقعیت:
جناب آقای وزیر نیرو!
اگر در این دنیا هستید، اگر در این مرز و بوم صدای مردمان جنوب را میشنوید،
بیایید و بگویید چگونه است که در استانی با این میزان تولید انرژی، مردمش باید در خاموشی بپزند؟
چگونه است که عسلویه و کنگان و دیر و جم، شبانهروز انرژی کشور را تأمین میکنند، اما خودشان از برق بینصیباند؟
برق را از ما میگیرید و برای ما قبض میفرستید؟
اگر این خاموشی، سهم عدالت است، ما سهممان را سالها پیش پرداخت کردهایم؛
با ریههایی که هوای گوگرد و گاز را بلعیدند،
با زمینهایی که به کارخانهها واگذار شد،
با نخلهایی که از تشنگی خشکیدند،
با جوانانی که بهجای کشاورزی، آچار بهدست در لولههای پالایشگاهها خزیدند…
و حالا حتی برق هم نداریم؟
بوشهر، خسته است، داغ است، و صبور… اما نه برای همیشه.
بوشهر خانهی انرژی کشور است، نه انبار تاریک آن.
مردمش نور میخواهند؛ نه وعده، نه ژست، نه سکوت.
شیخ سناتور محترم!
وقت برخاستن است…
اگر هنوز دلتان در این استان میتپد.