
اتحاد خبر - محمدرضا جنگی: در نخستین ساعات بامداد جمعه، برخی مناطق کشور هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفت. این حمله که هرچند از نظر گستره جغرافیایی محدود بود، اما با هدف ضربه به زیرساختهای حساس کشور، مراکز نظامی و علمی صورت گرفت و منجر به شهادت جمعی از ...
محمدرضا جنگی
در نخستین ساعات بامداد جمعه، برخی مناطق کشور هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفت. این حمله که هرچند از نظر گستره جغرافیایی محدود بود، اما با هدف ضربه به زیرساختهای حساس کشور، مراکز نظامی و علمی صورت گرفت و منجر به شهادت جمعی از دانشمندان هستهای و فرماندهان ارشد نظامی ایران شد. این اقدام، نهتنها نقض آشکار قوانین بینالمللی و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران بود، بلکه از نظر انسانی و ملی، زخمی عمیق بر پیکر جامعه ایرانی وارد کرد.
با این حال، آنچه در دل این واقعه بیشتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت، نبود آژیرهای خطر و هشدار عمومی در شهرها بود. پرسش ساده مردم این است: چرا هیچ صدای هشداری شنیده نشد؟
آیا حمله آنچنان محدود، دقیق و زودخنثی بود که نیازی به هشدار نبود؟
یا اختلالی در سیستم هشدار رخ داده؟
یا اینکه تصمیمی آگاهانه از سوی مقامات امنیتی و رسانهای اتخاذ شده بود تا از ایجاد اضطراب عمومی، فرارهای غیرضروری و رفتارهای پرخطر در شرایط بحرانی جلوگیری شود؟
یا اینکه تصمیمگیری امنیتی و رسانهای بر این اساس انجام گرفت که جلوگیری از وحشت عمومی، فرارهای ناگهانی و ناهماهنگیهای اجتماعی، اولویتی بالاتر در آن لحظه داشت؟
با نگاهی واقعبینانه به وضعیت روانی
جامعه، میتوان درک کرد که تصمیمسازان، با نگاهی مسئولانه و مبتنی بر دادههای امنیتی، شاید بر این باور بودند که مردم بیش از هر چیز نیازمند آرامش، انسجام و ثبات روانی هستند.
در فضای روانی امروز جامعه، با فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی که بخش بزرگی از مردم را درگیر کرده، میتوان درک کرد که مسئولان نگران تبعات یک هشدار عمومی مانند آژیر باشند. فرارهای ناگهانی، ازدحام در پمپبنزینها و فروشگاهها، ترافیک سنگین، یا حتی حملات عصبی و ترس جمعی، میتوانست بهمراتب بیش از خود حمله فیزیکی، تبعات مخربتری داشته باشد.
با این حال، نباید از حق طبیعی مردم برای اطلاع داشتن از تهدیدهای مستقیم علیه امنیتشان چشم پوشید. نبود هشدار در چنین شرایطی میتواند در بلندمدت، شکافهایی در اعتماد عمومی ایجاد کند. ملت ایران بارها ثابت کرده که در بزنگاههای سرنوشتساز، همواره پشت تصمیمات کلان رهبران و مدیران عالیرتبه کشور ایستادهاند.
اما لازمه این همراهی، شفافیت نسبی، آموزشهای عمومی و احساس مشارکت واقعی در فرآیند دفاع و امنیت ملی است.
این حمله نهتنها از نظر اخلاقی، سیاسی و نظامی محکوم است، بلکه نشانهای دیگر از سیاست شکستخورده و رو به زوال دشمنانیست که سالهاست برای بیثباتسازی منطقه تلاش میکنند.
در این میان، هوشیاری و اتحاد مردم ایران، بزرگترین قدرت بازدارنده است.
اکنون وقت آن است که بهجای نگرانی، به تصمیمات مسئولانه، آرامشبخش و حسابشده حاکمیت اعتماد کنیم.
و در عین حال، خواستار تقویت سازوکارهای اطلاعرسانی، آموزش بحران و گفتمان شفاف در شرایط غیرعادی باشیم.
امید زنده است.
ایران بیدار است.
و مردم، آگاهانه ایستادهاند.