
اتحاد خبر: 23 اردیبهشتماه با همکاریِ انجمنِ شاهنامهخوانیِ دشتستان (هامون) و پژوهشسرای متّقینِ برازجان برگزار شد.این برنامه که حدودِ دو ساعت به درازا کشید؛ شاملِ دو بخش بود: بخشِ نخست با پیشگفتاری از دکتر یعقوب فولادی در اهمیّتِ فردوسی و شاهنامه برای ایرانیان، آغاز شد و ...
اتحاد خبر: 23 اردیبهشتماه با همکاریِ انجمنِ شاهنامهخوانیِ دشتستان (هامون) و پژوهشسرای متّقینِ برازجان برگزار شد.

این برنامه که حدودِ دو ساعت به درازا کشید؛ شاملِ دو بخش بود: بخشِ نخست با پیشگفتاری از دکتر یعقوب فولادی در اهمیّتِ فردوسی و شاهنامه برای ایرانیان، آغاز شد و سپس بانو فرخنده استادزاده با غزلی به پیشبازِ سخنرانیِ دکتر مهدی رستمی با عنوانِ
«شاهنامه و غزلِ معاصر» رفتند. دکتر رستمی که عضوِ هیئت علمیِ دانشگاهِ کازرون و خود از غزلسرایانِ توانمندِ روزگارِ ما میباشند؛ اینگونه بیان داشتند که در طیِ این هزار سال حبّ و بغضهای فراوانی در موردِ شاهنامه میبینیم که دورهٔ معاصر نیز از آن مستثنی نیست. غزلِ معاصر از جریانهای شعریِ فارسی است که بسیار وامدارِ شاهنامه میباشد؛ به ویژه در شعرِ شاعرانی چون حسین منزوی. غزلِ معاصر علاوه بر اشارات و تلمیحاتِ شاهنامهای، از بُنمایههای حماسی بسیار بهرهها بردهاست و نکتهٔ جالبِ توجّه این است که بازتاب و حضورِ این اثر در قالبِ غزل که قالبی عاشقانه و گونهای متفاوت با حَماسه است؛ بسیار گسترده و فراتر از انتظار میباشد.
پس از سخنانِ دکتر رستمی پرسش و پاسخِ کوتاهی درگرفت و با نقّالیِ بانو ترنّم قنبری بخشِ نخست پایان یافت.

پس از یک پذیراییِ مختصر، بخشِ دوّم با دَفنوازیِ بانو سوشیانت عوضفرد آغاز شد که شوری حَماسی بر نشست حاکم گردید. با مقدمهٔ دکتر فولادی از جایگاهِ تاریخیِ شاهنامه، اسپندیار بردبار، شاهنامهپژوهِ دشتستانی، سخنانِ خود را با عنوانِ «پشتوانهٔ تاریخیِ روایتهای اساطیریِ شاهنامه» به پیش برد.
بردبار بر این نظرند که روایتهای شاهنامهٔ فردوسی به عنوانِ ابرمتنی که تاریخ را در کنارِ عناصرِ اسطورهای بیان داشته دارای ریشههایِ تاریخیست. فردوسی و همروزگارانِ وی به شاهنامه به مثابهٔ تاریخ مینگریستهاند به همین دلیل واژهای چون «اسطوره» که از دورانِ خاقانی به بعد فراگیر شد حتّی یکبار نیز در شاهنامه به کار نرفته است و این خود نمایانگرِ این مهم است که اصولاً در دورانِ فردوسی به شاهنامه و چنین متونی به دیدهٔ تاریخِ ایران نگریسته میشده است. امّا واژهٔ «تاریخ» دستِ کم دو-سه بار در شاهنامه به کار رفته و این دلیلِ دیگریست که نشان میدهد شاهنامه برای مردمِ آن دوران تاریخ قلمداد میشده است.
«به تاریخِ ایران نیاز آمدم / به پیش اخترِ دیرساز آمدم».
ما از طریقِ متونِ کهن و باستانی چون تاریخِ هرودوت که در موردِ ایرانیان گفته است و همچنین قیاس و تحلیلِ دادههای شاهنامه با دادههای تاریخی، پشتوانهٔ تاریخیِ بسیاری از سازههای اسطورهایِ شاهنامه مانندِ رازِ رویینتنیِ اسفندیار و آسیبپذیریِ چشمانِ او، زندگیِ کیخسرو و کوروشِ بزرگ و... را میتوانیم دریابیم.
پس از یک پرسش و پاسخِ کوتاه، با شعری نیمایی از دکتر منوچهر بایندری در رثای فردوسی، بخشِ دوّم پایان یافت.
پایانبخشِ «سروِ سایهفکن» صدا و آوازِ اماناله ابراهیمی، شاعرِ دشتستانی، بود که با تصنیفی زیبا و صدایی شورانگیز بزرگداشت را به پایان رساندند.




