
اتحاد خبر - بابک شاکر : کنکور در ایران تنها یک آزمون ورودی برای دانشگاه نیست؛ بلکه تبدیل به نهادی فرهنگی، اقتصادی و روانی شده که تمام حیات نوجوان را در اختیار میگیرد. آنچه در ظاهر «رقابت علمی» است، در بطن خود فرآیندی نظاممند برای سرکوب خلاقیت، همسانسازی ذهنی و تخریب انگیزههای علمی و اجتماعی است. کنکور را میتوان یکی از نهادهای ایدئولوژیک دولت دانست که نه برای پرورش دانش بلکه برای بازتولید نظم موجود طراحی شده است...
بابکشاکر
کنکور در ایران تنها یک آزمون ورودی برای دانشگاه نیست؛ بلکه تبدیل به نهادی فرهنگی، اقتصادی و روانی شده که تمام حیات نوجوان را در اختیار میگیرد. آنچه در ظاهر «رقابت علمی» است، در بطن خود فرآیندی نظاممند برای سرکوب خلاقیت، همسانسازی ذهنی و تخریب انگیزههای علمی و اجتماعی است.
- کنکور بهمثابه نهاد ایدئولوژیک:
کنکور را میتوان یکی از نهادهای ایدئولوژیک دولت دانست که نه برای پرورش دانش بلکه برای بازتولید نظم موجود طراحی شده است. لوئی آلتوسر معتقد بود نهادهایی چون مدرسه و خانواده کارکرد ایدئولوژیک دارند. کنکور با مکانیزم خود، افراد را در چارچوبهایی از پیش تعیینشده قرار میدهد و توانایی تفکر انتقادی، تخیل علمی و کنجکاوی را از آنها میگیرد؛ زیرا تنها یک نوع پاسخ و یک مسیر موفقیت را مشروع میشمارد.
- عقلانیت ابزاری و حذف تخیل:
نظریهپردازان مکتب فرانکفورت مانند آدورنو، از سلطه عقلانیت ابزاری در جهان مدرن میگویند. کنکور نماد چنین عقلانیتی است؛ عقلانی که همهچیز را به نمره و رتبه تقلیل میدهد. در این منطق، دانش به جای آنکه تجربهای برای فهم جهان باشد، به یک ابزار برای صعود در نردبان رقابت بدل میشود. نتیجه این است: مرگ تخیل، مرگ سؤال، و مرگ علم به مثابه کنجکاوی.
- اقتصاد کنکور: بازارسازی برای اضطراب
از منظر جامعهشناسی انتقادی، کنکور بستری است برای تولید سود از اضطراب. صنعت آموزشی مبتنی بر کنکور، یک اقتصاد اضطرابآفرین را سامان داده که نهتنها عدالت آموزشی را نابود میکند، بلکه آموزش را به کالایی برای مصرف بدل میسازد. در این بازار، خلاقیت جایی ندارد؛ بلکه تکرار، انباشت تست، و حافظه مکانیکی ارزشمند است.
- کنکور و «خشونت نمادین»
پیر بوردیو مفهوم «خشونت نمادین» را برای توصیف سلطهای بهکار میبرد که از طریق ابزارهای فرهنگی اعمال میشود. کنکور با القای ارزشهای مسلط به جوانان، آنها را به پذیرش نابرابریهای ساختاری و فرهنگی وامیدارد. در این میدان رقابتی، کسانی که از پیش به منابع فرهنگی و اقتصادی دسترسی نداشتهاند، محکوم به شکستاند؛ و این شکست، نه فقط تحصیلی، بلکه روانی، هویتی و وجودی است.
مسیر علمی باید با پرسشگری، تجربهگرایی، شهود و حتی خطا همراه باشد. اما نظام کنکور، ذهن را به شکل خطی، کلیشهای و بدون امکان خطا میپرورد. دانشآموزی که میتواند یک مخترع، نویسنده یا پژوهشگر باشد، در فرایند تقلیلیافته تستزنی خفه میشود. نبوغ به جای آنکه بارور شود، به انحراف کشیده میشود یا به کلی خاموش میگردد.
کنکور نه تنها سازوکاری برای انتخاب عادلانه نیست، بلکه ابزاری برای همسطحسازی، نابرابری، حذف خلاقیت و سلب انگیزه است. جامعهای که نظام آموزش آن بر ترس، فشار، و رقابت بیمارگونه استوار است، نه شهروندانی خلاق، بلکه کارمندانی مطیع و فرسوده تربیت میکند. اگر بخواهیم علمی انسانی، خلاق و پیشرو داشته باشیم، باید بهجای آزمونهای گزینشی کور، نظام آموزش را بر تجربه، کنجکاوی و عدالت بازسازی کنیم.