
اتحادخبر-بابک شاکر:امسال هم روز منابع انسانی از راه رسید، با همان سخنرانیهای تکراری درباره ارزش نیروی انسانی و شعارهای نخ نما شده مدیریتی. اما واقعیت این است که در نظامی که سود را بر انسان ترجیح میدهد، این مناسبت بیشتر به طنزی تلخ میماند. وقت آن است به جای تکرار کلیشهها، از خود بپرسیم: آیا واقعاً انسانها به...
بابک شاکر
امسال هم روز منابع انسانی از راه رسید، با همان سخنرانیهای تکراری درباره ارزش نیروی انسانی و شعارهای نخ نما شده مدیریتی. اما واقعیت این است که در نظامی که سود را بر انسان ترجیح میدهد، این مناسبت بیشتر به طنزی تلخ میماند. وقت آن است به جای تکرار کلیشهها، از خود بپرسیم: آیا واقعاً انسانها به عنوان سرمایه دیده میشوند، یا فقط ابزاری برای تولید ارزش افزودهاند؟
هنوز هم در بسیاری از سازمانها، نیروی انسانی را به چشم هزینه میبینند، نه دارایی. کارگران و کارمندان، قبل از هر چیز، شمارهای در سیستم حقوق و دستمزدند. آموزش و توسعه مهارتها، نه یک حق، که امتیازی است که فقط به گروههای منتخب تعلق میگیرد. وقتی پای کاهش هزینهها به میان میآید، اولین قربانیان، همان نیروهای انسانیاند که قرار بود "سرمایه" سازمان باشند.
شایستهسالاری؟ این واژه زیبا هم در عمل به مفهومی بیمحتوا تبدیل شده است. ساختارهای ناعادلانه استخدام و ترفیع، رابطهها را بر شایستگیها ترجیح میدهند. تبعیض سیستماتیک علیه زنان، کارگران قراردادی و اقلیتها، هر روز در سکوت ادامه دارد. حقوق اولیهای مانند دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و محیط کار سالم، برای بسیاری به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده است.
وضعیت زیرساختهای اجتماعی هم گواه روشنی بر این بیعدالتیهاست. چگونه میتوان از سرمایه انسانی سخن گفت، در حالی که میلیونها نفر از حداقلهای بهداشت، آموزش و مسکن محرومند؟ کارگرانی که ساعتها در خط تولید کار میکنند، به سختی میتوانند هزینه درمان خانواده خود را تأمین کنند. کودکان کار، به جای تحصیل، مجبورند نانآور خانواده باشند. اینها همان سرمایههای انسانیای هستند که همیشه از ارزششان سخن میگوییم.
مدیریت منابع انسانی امروز در تناقضی آشکار گرفتار شده است. از یک سو سخن از توسعه و توانمندسازی میرود، و از سوی دیگر، فشار برای افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها، کرامت انسانی را زیر پا میگذارد. قراردادهای موقت، امنیت شغلی را نابود کرده است. سیستمهای ارزیابی عملکرد، به ابزاری برای کنترل و اعمال فشار تبدیل شدهاند. در این شرایط، صحبت از "سرمایه انسانی" بیشتر شبیه پوششی زیبا برای روابط ناعادلانه کار است.
اما راهحل چیست؟ شاید باید از این توهم دست برداریم که بازار به تنهایی میتواند عدالت را برقرار کند. تجربه نشان داده که وقتی سود، معیار نهایی باشد، انسانها همیشه بازندهاند. نیاز به بازتعریف اساسی در روابط کار داریم؛ سیستمی که در آن حقوق اولیه کارگران و کارمندان، قربانی سودآوری نشود. جایی که آموزش و بهداشت، امتیاز نباشند، بلکه حق مسلم هر انسان باشند.
روز منابع انسانی میتواند فرصتی باشد برای طرح این پرسشهای اساسی. به جای جشنهای فرمایشی، باید درباره ساختارهای ناعادلانه گفتوگو کنیم. باید بپذیریم که بدون برابری فرصتها، عدالت در توزیع ثروت و احترام به کرامت انسانی، هیچ سرمایهانسانی واقعاً رشد نخواهد کرد. تا وقتی انسانها ابزار باشند، نه هدف، این مناسبت هم تنها روزی دیگر در تقویم خواهد بود.