کد خبر: 200594 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 28 آذر 1403 - 10:02
اختصاصی سرویس ادبی اتحادخبر
چیزی میان ما گم شده است

اتحادخبر-آزیتا ایران‌نژاد:امسال یلدا با طعمی دیگر ترانه هایش را/ بقچه‌ی لحظاتم می‌پیچد و مرزهای خلوت شب را به پاهای خسته‌ام نشان می‌دهد...

آزیتا ایران‌نژاد


امسال یلدا با طعمی دیگر ترانه هایش را در بقچه‌ی لحظاتم می‌پیچد و مرزهای خلوت شب را به پاهای خسته‌ام نشان می‌دهد.گمانم او نیز استقبال گرم و شیرین همیشگی آجیل‌ها و هندوانه‌ها را نمی‌بیند و پشت پنجر‌ه‌های انتظار عمیق‌ترین نفس‌های دلتنگش را با من به اشتراک می‌گذارد.تصور می‌کنم که زمین زیر صندلی‌های کهنه هموارتر و طعم پسته‌ و بادام زیر دندان‌های‌های عاریه به تلخی‌‌ می‌زند.چیزی میان ما گم شده است، اناری در اولین قدم به زمین می‌افتد و جای  خنده‌های هر ساله‌اش، تنهایی را می‌کارد و حسرت شادی‌های دسته‌جمعی و شور اشتیاق با‌ هم بودنمان از صدای عقربه‌های ساعت به سفره‌ی یلدایم نشت ‌می‌کند.
یلدا فکر میکنی درختان پشت پنجره آنقدر می‌فهمند که رنگ طولانی‌ترین شب پاییز را طوری دیگر به من نشان ‌دهند! گاهی نمی‌دانم سقف کدام خاطره‌ام چکه می‌کند بر فال حافظ و سرخی‌ انارها. شاید پاییز نمی‌داند به کدام خاطره یلدایی تکیه کرده‌ام که باد حریفم نمی‌شود .سهم من از این همه شیدایی شاید لبخند‌های گرم پسرم باشد که روی روزهای بارانی‌ام می‌پاشد و شیرینی نگاه پدر و حلاوت دست‌های مادرم که مهربانی مدام‌شان چیزی جز انتشار عشق نیست.
یلدا در سیاهی چشمم  چراغ شنیدن بگذار و ازحافظ بخوان ، باید پیراهنی برای خلوت شعرم ببافم و چسبی بیابم  که زخم ‌های روحم را ببندد و آغوشی که در آستانه‌ی زمستان ازدحام دلواپسی‌هایم را تاب بیاورد.

 

آزیتا ایران‌نژاد

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/200594