کد خبر: 199867 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 11 آذر 1403 - 08:04
اختصاصی اتحادخبر؛
از واوِ وفاق تا نونِ نفاق

اتحادخبر-قدرت مظاهری:بچه که بودم، پدربزرگم درحاشیه‌ی روستا کوره‌ای آجرپزی داشت و برخی اهالی آبادی را توی آن به‌شکل روزمزد به کار گرفته بود. ما بچه‌ها هم بعنوان وردست و پادو آجرها را جابجا می‌کردیم و اواخر روز با دستمزد ناچیزی که می‌گرفتیم، صف می‌بستیم جلوی دکانِ ،،دِی‌عبدالرضا،، که از شیرِ گنجشک داشت تا جانِ آدمیزاد.بعضی از هم‌ولایتی‌های خسته از...

،،قدرت مظاهری،،

...
بچه که بودم، پدربزرگم درحاشیه‌ی روستا کوره‌ای آجرپزی داشت و برخی اهالی آبادی را توی آن به‌شکل روزمزد به کار گرفته بود. ما بچه‌ها هم بعنوان وردست و پادو آجرها را جابجا می‌کردیم و اواخر روز با دستمزد ناچیزی که می‌گرفتیم، صف می‌بستیم جلوی دکانِ ،،دِی‌عبدالرضا،، که از شیرِ گنجشک داشت تا جانِ آدمیزاد.
بعضی از هم‌ولایتی‌های خسته از کار، شروع به غُرغُر می‌کردند و دائم درحالِ نِق و نوق بودند. کار به جایی رسید که از غُرغُرکردن و نِق زدن، وارد مرحله‌ی ناسزاگویی و فحاشی شده و در نبودِ پدربزرگ، آشکارا او را سِب و لعن می‌کردند.
روزی با یکی‌شان که از خودم خیلی بزرگ‌تر بود، درگیر شدم و در پاسخ به فحشی که نثار پدربزرگ کرده بود، تکه‌آجری پرت کردم. مردکِ فحاش در اِزای پرتاب تکه‌آجر که به هیچ جایش هم نخورده بود، کشیده‌ای محکم بیخ گوشم خواباند و دستم را چنان پیچاند که دردش مثل پیچ و تابِ ماری کهنه، تا سال‌ها توی کتفم بازی می‌کرد.
شب، ماوقع از طریق مادرم به‌اطلاع پدربزرگ رسید و فردایش کنار کوره‌پزخانه منتظر پیچاندنِ گوشِ فرد خاطی توسط پدربزرگ شدیم اما در کمال حیرت، پدربزرگ، مردکِ فحاش را مورد نوازش و دلجویی قرار داد و حکمش را بعنوان سرکارگرِ کوره‌پزخانه صادر کرد. مادرم که معترض شده بود، با این پاسخ پدربزرگ روبرو شد که : ،،برای توسعه‌ی کوره‌پزخانه، نیاز به وفاق و همدلی داریم،،
همان دیدگاه پدربزرگ اما موجب انهدام کوره‌پزخانه و جمع‌شدنِ تمامی وجوه آن از روستا شد. همان مردکِ فحاش که هیچ تخصص و تبحری در هیچ زمینه‌ای بجز فحاشی و لیچارگویی و مهمل‌بافی نداشت، غروبِ یک روز پاییزی، به‌دلیلِ قراردادنِ مخزن نفت‌کوره در مجاورت آتش، باعث انفجار شدید کوره و محو همیشگی آن در حاشیه‌ی آبادی شد.
،،وفاق،، اگر بمعنای واقعی کلمه، با همان کاراییِ ،،وفاق،، است، چرا فقط منوط به قوه‌ی مجریه شده و قوای دیگر نظیر مقننه و قضاییه را شامل نمی‌شود !
چرا رادیوتلویزیون، بنیادها و بنگاه‌های اقتصادی وابسته به حاکمیت، آستان‌های مقدس مذهبی، ارگان‌های نظامی و امنیتی و نهادهای شبیه به آنها نیاز به چینشی ،،وفاق،،آمیز در خود نمی‌بینند !
چرا دولت ویرانگر پیشین، پاکبان‌های نواحی و محلات را هم عوض کرد تا حتی سیطره‌ی خود بر جمع‌آوری زباله‌های شهری را هم به رخ مردم بکشد !
وفاق اگر ،،وفاق،، واقعی است، باید در همه‌ی حوزه‌های تصمیم‌گیری و در همه‌ی ارکان حاکمیت بُروز و ظهور یابد. نه‌اینکه قوه‌ی مجریه را گوشتِ نذری فرض کرده و آن را به همه تعارف کنند اما باقیِ مناصب حکومتی، مشمول خالص‌سازی شده و مختص خواص و خودی‌هایشان شود.
چینشِ این روزهای قوه‌ی مجریه متأسفانه به گونه‌ای است که انگار هرروزه داریم بصورت دسته‌جمعی کشیده می‌خوریم و دست‌مان پیچانده می‌شود و هرچه فریادمان بلندتر می‌شود، کمتر به گوش پدربزرگ می‌رود.
کِی و چه مدتِ دیگر کوره‌پزخانه با همه‌ی متعلقاتش توسط نفاق‌ْدوستانِ وفاقْ‌نما منهدم شود، خدا داند !
*و از قضا میانِ واو و نون هیچ حرف و فاصله‌ای نیست.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/199867