
اتحادخبر- امید دریسی:چندان که در بحبوحهٔ انتخابات اخیر آمریکا به وضوح شاهد آن بودیم مردم ایران پیگیر وقایع و نتایج انتخابات آمریکا بودند. اینکه چرا انتخابات آمریکا برای مردم ایران تا بدین حد مهم شده البته ابتدا برمیگردد به ناکارآمدی سیاستها و روشهای داخلی و طبیعی است که نگاه عامه مردم به سوی اتفاقات خارج معطوف میشود و مسائل را دنبال و گاه کارشناسی کنند!
امید دریسی
چندان که در بحبوحهٔ انتخابات اخیر آمریکا به وضوح شاهد آن بودیم مردم ایران پیگیر وقایع و نتایج انتخابات آمریکا بودند. اینکه چرا انتخابات آمریکا برای مردم ایران تا بدین حد مهم شده البته ابتدا برمیگردد به ناکارآمدی سیاستها و روشهای داخلی و طبیعی است که نگاه عامه مردم به سوی اتفاقات خارج معطوف میشود و مسائل را دنبال و گاه کارشناسی کنند!
قبل از آنکه طی سطوری مختصر به چرایی پرسش/عنوان یادداشت بپردازیم، لازم به ذکر و بازتکرار این نکتهٔ مبرهن است که: وقتی انتخاب رئیسجمهور در آمریکا و سیاستهای اعلام شدهٔ نامزد پیروز سایهٔ بر قارهٔ اروپا و شرق و کل منطقهٔ خاورمیانه میاندازد، پر بیراه نیست که ایران نیز دستخوش تغییراتی در حوزهٔ اقتصادی و سیاست خارجی شود ولو کم. این که بگوییم هیچ تفاوتی ندارد چه کسی در کاخ سفید مستقر باشد نافی واقعیات است. مردم ایران سابق هم پیگیر نتایج انتخابات در آمریکا بودهاند منتها پس از سنگهای پیاپییی که محمود احمدینژاد در چاه انداخت بیش از گذشته به اثرگذاری سیاستهای رؤسای جمهور آمریکا در کشورشان پی بردند.
وقتی مردم با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کردند که بعد از روی کار آمدن ترامپ در دورهٔ گذشته و خروج آمریکا از برجام قیمتها سر به فلک کشید طبعاً با انتخاب مجدد وی نگران تشدید تحریمها هستند و معلوم است که ریز آرا ایالت به ایالت آمریکا را رصد میکنند. چرا؟ چون برایشان مهم است که با روی کار آمدن منتخبی دیگر، تغییر را در زندگیشان لمس کنند. پس پیگیری و نگرانیشان قابل سرزنش نیست و مگر در جهان فقط آمریکاست که انتخابات برگزار میکند و چرا برای انتخابات سایر کشورها اینقدر نگران و پیگیر نمیشوند؟ از کشورهای اروپایی گرفته تا آسیایی و آفریقایی و حتی همسایگان چه فرقی میکند نخستوزیر و امیر و شیخ و رئیسجمهور این کشورها چه کسی باشد؟ دستکم این است که به نسبت اینکه چه کسی در کاخ سفید استقرار پیدا میکند کمترین سطح از اهمیت را دارا هستند. زیرا معیشت مردم به روبل روسیه و یا هیچ پول منطقهای و فرامنطقهای گره نخورده جز دلار. دلار آمریکاست که در مملکت تمامی واحدهای پولی از افغانی گرفته تا یووآن خود را با آن بهروز میکنند و اجناس و کالاهای اساسی و انواع خواربار را درگیر خود میکند و بالا میروند که پایین هم نمیآیند!
از کارگری که صبح بیدار شده و میبیند به علت مناقشات بینالمللی، دلار روی اعصاب و زندگیاش راه میرود و پنیرِ دیروز را امروز باید گرانتر بخرد و یا از او که دار و ندارش در بورس آب رفته چگونه باید انتظار داشت که با تمام وجود دلبستهٔ راهحلهای درونی باشد؟ وقتی اظهرمنالشمس است که راهحل اقتصادی ایران، سیاسی است، پس این نگرانی و این پیگیری از سوی مردم نه تنها مذموم نیست که اتفاقاً مسؤولان باید بیش از پیش به خود آیند و در برخی سیاستها تجدیدنظر کنند.
اگر مردمِ وامانده از دخل و خرج، کارشناس مسائل هستهای میشوند و از سانتریفیوژ میگویند دلیلش این است که میبینند چرخ زندگیشان به چرخ هستهای گره خورده و بدیهی است که پیرامونش به بحث مینشینند و پارهای اوقات نتیجهگیری هم میکنند!
نویسنده یادداشت معتقد است نباید جوالدوز را به مردم زد که ای آقا ای خانم تو را چه به سانتریفیوژ و ترامپ و هریس؟! به دلایلی که بالاتر بدان اشاره رفت نباید شماتت کرد و سر سوزنی باید به مسؤولان زد که شما کار را به کجا رساندهاید که مردم تا بدین حد نسبت به امور انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا از خود پیگیری نشان میدهند؟ آنقدر پیگیر، که به زعم عدهای اثرگذاری سیاستهای رئیسجمهور آمریکا در اقتصاد مملکت بیش از تصمیمات رئیسجمهور خودمان است! حداقل یک دلیل آن مشخص است، بیثباتی اقتصادی.
او که از بام تا شام پی لقمهٔ نانی است و سیاستمدار و اقتصاددان و مجلس و دولت را انتخاب کرده بیکار نیست که مجدد بنشیند و چرتکه بیندازد، اما از صدقه سر مسؤولینِ غیرکارشناس، میشود کارشناس انتخابات آمریکا و مسائل هستهای و روابط بینالملل. چرا؟ دلیل آن مشخص است، بیثباتی اقتصادی. مردمی ناگزیر و ناگریز از حساب و کتاب و چرتکه انداختن و عاقبت مواجه گشتن با واقعیتی به اسم سفرههای کوچک و کوچکتر شده.
مسؤولان با استفاده از ظرفیتهای داخلی و صد البته تنظیم روابط خارجی و گماردن افراد شایسته با نگاه باز در مناصب مختلف کاربلدیشان را ثابت کنند تا سر آخر نرخ طلا، دلار، افغانی، پنیر، خودرو، مسکن و الخ... از کف به سقف نرسد و مردم نیز به جای چشمداشت به نتایج انتخابات آمریکا، به منتخبین خود اعتماد کنند و نرخ مشارکت در انتخابات مملکت خودشان را بالا ببرند نه این که سطح به سطح به علت عدم اقبال عمومی نسبت به بهبود شرایط زندگی در مملکت نرخ مشارکت سقوط آزاد کند.