
اتحاد خبر - احمد خواجه حسنی : مجتبی رحمان دوست نماینده حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلام شهر و پردیس، در نشست علنی مجلس شورای اسلامی (روز سه شنبه، ۱۰ مهر ماه) در تذکری شفاهی ، انتقاد داشتند که مسعود پزشکیان "سیاست نمیداند" و با بیان اینکه حزبالله لبنان به تنهایی نمیتواند در مقابل اسرائیل بجنگد، سبب تضعیف حزبالله شده است!!!...
احمد خواجه حسنی
مجتبی رحمان دوست نماینده حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلام شهر و پردیس، در نشست علنی مجلس شورای اسلامی (روز سه شنبه، ۱۰ مهر ماه) در تذکری شفاهی ، انتقاد داشتند که مسعود پزشکیان "سیاست نمیداند" و با بیان اینکه حزبالله لبنان به تنهایی نمیتواند در مقابل اسرائیل بجنگد، سبب تضعیف حزبالله شده است!!! در این بین احمد زیدآبادی روزنامه نگار در یادداشتی تحت عنوان "سیاست اصواتی" در پاسخ به این انتقاد ناصواب نوشته اند؛ هر چه فکر میکنم متوجه نمیشوم چطور یک جمله که مرکب از مقداری آوا و صوتِ شبیه باد هواست، میتواند از هزاران کیلومتر آنطرفتر باعث تضعیف یا تقویتِ توان فیزیکی و عینی یک گروه چریکی شود؟
کنش و واکنش این دو مصداق بارزی از بد حمله کردن و متعاقباً بد دفاع کردن است!
نخست از هم نام خود در شگفتم! ادعای زیدآبادی از یک سو با توجه به جامعه شبکه ای امروز، با نظریه سیستم های علم مدیریت، مشهور به "اثر پروانه ای" ادوارد لورنتس(۱۹۶۱) در تناقض است (این نظریه در فحوای عامه چنین جا افتاده که بال زدن پروانه در یک نقطه می تواند طوفانی در مکان دیگری ایجاد کند)، یا به بیانی ساده تر از منظری دیگر، با هرز شدن یک واشر یا مهره ای ناچیز ، ممکن است یک چرخه ی عظیم صنعتی متوقف شود و این همه حاکی از اهمیّت بخشی به جزئیات است. در بعد، راقم این سطور در قامت دانش آموز عرصه ی روزنامه نگاری از زیدآبادی که خاک خورده ی رسانه و خود اهل مطالعه است و چند جلد کتاب را به رشته تحریر درآورده و تبعاً می بایست به قدرت کلمات آگاهی و توجه بیش تری داشته باشد، انتظار فراتر از این بود !
به اعتقاد سیمون وی در مقاله ی قدرت کلمات، "برخی کلمات همراهانی دردسر آفرین اند" ، "قدرت کلماتی نظیر منافع ملّی هم سنگ قدرت افسانه ها و هیولاهاست ولی با گمانی وهم آلود شکستش کاملاً امکان پذیر است" (با وجود تحلیل های نادرست)، سیمون وی یادآور می شود "ایضاح اندیشه، ابطال کلماتِ اساساً بی معنا و تعریف نحوه ی کاربرد دیگر کلمات با تحلیل دقیق ، شاید عجیب به نظر برسد ، امّا این کارها می تواند راهی برای جان انسان ها باشد".
بی گفتگوست «کلمهها جان دارند، برشی بر آن ها ایجاد کنید، خونشان جاری خواهد شد»(رالف والدو امرسون)، پس اثرگذاری آن ها چه به صورت مکتوب یا به بیان شفاهی رأساً متغیری وابسته است که در هر کسوت و جایگاهی با هر نگرش و رویکردی نیاز به مراقبت جدّی دارد.
در کتاب مقدس نقل است؛ ما "میوهی کلمات خود را میخوریم"، از این منظر قدرت کلمات مورد استفاده می تواند برای ما یک تهدید و یا یک فرصت محسوب شود.
به اعتبار سخن پائولو کوئیلو "از همه ی سلاح های مخربی كه بشر اختراع كرده است، "كلام"وحشتناک ترين و قوی ترين سلاح است" کلمات، قدرت بسیار زیادی در درست کردن یا خراب کردن یک روایت یا رویداد دارند ، کلمات، جنگها را آغاز کرده و به آن ها پایان دادهاند. کلمات، ثروت ساخته و ثروت ها بر باد دادهاند. کلمات، جانِ کسانی را گرفته و به دیگرانی جان بخشیدهاند پس از این بابت می بایست در به کارگیری کلمات حساسیت به خرج داد همان گونه که آلدوس هاکسلی می نویسند اگر از کلمات درست استفاده کنید، مثل اشعه ایکس است که از هرچیزی رد میشوند...
نویسنده، در مواجهه با کلیّت این موضوع (کم توجهی به چینش واژگان و کلمات) و با تاثیر از تفکرات مارتین بوبر، اندیشه «دو تن در یک تن»، یعنی رودرویی انسان با خویشتن خود یا «وجـدان»، نمی تواند و نمی بایست این نقصان را نادیده بگیرد امّا از آن جا که کاربست واژهها و جمله بندیها ، اعماقِ فکری و روحی یک فرد را نمایان میکنند و درعین حال، شاید دقیقترین روش برای شناخت انسان باشند، باورمندم، نظام فکریِ مشتمل بر رفتار و گفتار صادقانه ی دکتر پزشکیان فورانی از مطالبات انباشته فکری و زبانی مردم بر پایه ی صلح طلبی، برادری ، برابری و عدالت است از این حیث وقتی می فرمایند که "ما با امریکائی ها برادریم" یا "اگر اسرائیل سلاحهای خود را زمین بگذارد، ما هم زمین میگذاریم" برداشت منِ نویسنده که تا حدودی با منظومه ی فکری رئیس جمهور آشنایی داشته و در بسیاری از موضوعات اشتراک نظر داریم برداشتی متفاوت تر از برداشتِ فردی از جناح رقیبِ دولت فعلی است.
نباید از خاطر دور نگه داشت هر فرد یا جامعه ای «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب مفروضات، پیش دانسته ها و پیش فرض های خود درک و تحلیل می کند، نباید از خاطر برد که ما انسان ها در هر موقعیتی معمولاً آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم!
بنابراین تفاسیر چنین نقدهایی در وضعیت حساس کنونی در خوش بینانه ترین حالت، تراویدهی ذهن لجوج و بسته ای است که علی الظاهر نتوانسته به وضعیتی خالی الذهن مسلط شود (یعنی فکر خود را از هر گونه قضاوت قبلی درباره آن فرد خالی سازد) البته این یک وضعیتِ ذهنی جامعه گریز است که به این راحتیها از ناخودآگاه جمعی زدوده نمیشود، این موقعیت ذهنی منبعث از ایزولگی جمعی است و تا ساختارهای ذهنی رشد نکنند این قبیل رفتارها از جانب برخی افراد تداوم خواهد داشت، در این بین و در راستای تحقق وفاق ملّی، راه حل امّا تفاهم بین الاذهانی است که با تمرکز بر اهداف مشترک می تواند بستر ساز و فراهم کننده مقدمات وفاق ملّی ، انسجام اجتماعی و وحدت باشد اگر تدبّر کنیم.