
اتحادخبر - دکتر مختار فیاض:رمان و در سطحی پایینتر، داستان کوتاه، از مهمترین نوع ادبی بهشمار میروند. آثاری هنری که میتوانند دست ما را بگیرند و هنرمندانه به سرزمینهای دوردست ببرند.؛ آنجا که مردمانی با فرهنگهای مختلف و متنوع زندگی میکنند. مناطقی که ما یا امکان بازدید از آنها را پیدا نمیکنیم یا اگر پیدا کنیم، به عمق روابط اجتماعی، فرهنگی یا حتی اقتصادی ...
دکتر مختار فیاض
رمان و در سطحی پایینتر، داستان کوتاه، از مهمترین نوع ادبی بهشمار میروند. آثاری هنری که میتوانند دست ما را بگیرند و هنرمندانه به سرزمینهای دوردست ببرند.؛ آنجا که مردمانی با فرهنگهای مختلف و متنوع زندگی میکنند. مناطقی که ما یا امکان بازدید از آنها را پیدا نمیکنیم یا اگر پیدا کنیم، به عمق روابط اجتماعی، فرهنگی یا حتی اقتصادی ساکنانشان پی نخواهیم بُرد.
اخیرأ رمان «خوشههای خشم» اثر جان ارنست استنبک جونیور(جان اشتاین بک) نویسنده قرن بیستمی آمریکا را خواندم. رمانی در قامت یک کتاب تاریخی، جامعهشناسی و اقتصادی.
جاناشتاینبک، نویسنده برجستهْ این رمان، با اشرافی که به مسائل اجتماعی و اقتصادی آمریکا در دههْ سیِ قرن بیستم داشتهاست، به خوبی توانسته است در قالب یک رمان نسبتاً طولانی، بحران اقتصادی جامعه آمریکا را به تصویر کشد.
خانوادهْ دوازدهنفرهْ *جود* به همراه مهمانی ناخوانده، به دلیل ورود دستگاههای مکانیزه کشاورزی و تصاحب زمینهای کشاورزیشان توسط موسسات اقتصادی دولتی، مجبور به ترک ایالت و ولایت خود میشود تا مسیری بسیار طولانی را بهمنظور رسیدن به کالیفرنیا طی نماید. هر چند در این مسیر ناهموار، بهمرور پدربزرگ و مادر بزرگ را از دست میدهند و یکی از فرزندان، داماد خانواده و مهمان، هر یک بهبهانهای مسیر خود را از جمع جدا میکنند، با اینحال خانواده با مشقت فراوان به سرزمین موعود خود میرسد ولیکن مناسبات ظالمانه میان مالک و کارگر باعث میشود تا باقیماندهْ خانوادهْ جود، با تلاش شبانهروزی، حتی موفقبه سیر کردن شکم خود نیز نشود. در انتها نیز با فرارسیدن بارش شدید و وقوع سیل پاییزی و مُردهزایی دختر خانواده، شرایطی پیش میآید تا شش عضو خانواده، محل زندگی موقتی که داشتند را ترک کرده، در انباری که در نقطهای مرتفع ساخته شده بود پناه بگیرند. نقطهْ درخشان رمان، سطرهای پایانی آن است که وقتی اعضای خانواده به همراه دختر خود که نوزادی مُرده به دنیا آورده است، با مردی پنجاه و چندساله مواجه میشوند که از گرسنگی در حال جانکندن است، دختر با تشویق مادر، راضی میشود تا سینهْ پر از شیر خود را در دهان مرد گرسنه بگذارد و او را از مرگ نجات دهد.
ممکن است بسیاری از خوانندگان صرفاً به روایت و قصهْ این کتاب توجه کنند و سرگرمی را بر دیگر ویژگیهای آن ترجیح دهند اما بیگمان علاوه بر روایت که بسیار قوی ظاهر شده است، اطلاعات بسیار ارزشمند اجتماعی، تاریخی و اقتصادی و نقد بسیار گزندهای که بر ساختار سیاسی و اجتماعی آنروز آمریکا وارد میشود، بسیار قابل اعتناست. ضمن اینکه ساختار و فصلبندی رمان نیز در نوع خود، قابل تحسین است.
رمان ۶۸۴ صفحهای «خوشههای خشم» با ترجمهْ عبدالحسین شریفیان در انتشارات نگاه چاپ و منتشر شده است.