
امید دریسی: تانک اصولگرایان که تا چندی پیش در محل قلمرو خویش در پایتخت گوشت توزیع میکرده اینک به صرافت افتاده تا چنین ایدهای را در کل کشور هم جاری سازد!.. پزشکیان اما با همان دیدارش با ظریف پیام خود را در موضوع سیاست خارجی صادر کرد و از گذشته نیز بارها چه عیان و چه تلویحی، بر دلجویی از مردم سخن رانده.. و به این میاندیشد تا با پشتوانهای از حضور مردم....
✍امید دریسی
با پایان یافتن دور اول نطقها و گفتوگوها و دیدن و شنیدن تنها چند برنامه از کاندیداها در تلویزیون اینگونه به مخاطب القاء شد و به نظر آمد که شخصیت هر کدام از نامزدها نسبت به تعریفی که از جایگاه ریاستجمهوری دارند چیست و این جستار البته برآوردی ناظر بر حضور اولیهٔ شش کاندیدای این دوره از انتخابات در تلویزیون است و طبعاً تا ارائهٔ برنامههای بعد و البته مناظرات، این تفسیر میتواند دستخوش تغییر و مبنای قضاوت بهتر و کاملتری شود.
بنابراین تا اینجای کار در بارهٔ قاضیزاده هاشمی و زاکانی میتوان به توییت حسامالدین آشنا استناد کرد که این دو را سربازِ شطرنج لقب داد تا وزن این دو نفر در صحنهٔ انتخابات پیش رو به همین مقدار و نه بیشتر مشخص شود و البته تانک اصولگرایان که تا چندی پیش در محل قلمرو خویش در پایتخت گوشت توزیع میکرده اینک به صرافت افتاده تا چنین ایدهای را در کل کشور هم جاری سازد! بله جایگاه ریاستجمهوری از نگاه تانک اصولگرایان یعنی همین که پر گوشت بیاید و تعریف هم دارد که گوشت ران است! یعنی هیچ مشاوری در ستاد او پیدا نمیشود تا به زاکانی یادآور شود که گیریم گوشت هم دادیم! شغل، مسکن، تورمِ افسارگسیخته و... را چه کنیم؟! آخر ما با این همه ثروت خدادادی به کجا رسیدهایم که نامزدی بیابد و چشم در چشم مجری و در تلویزیون بگوید: «یه کسی میتونه بیاد صف وایسه گوشت بگیره» این عین عبارت زاکانی در مورد طرح گوشت رسانی به مردم پایتخت است که حال میخواهد هنر کند و درِ منزل تحویل دهد و در سودای رئیسجمهور شدن به یک ایران تعمیم دهد!
و جلیلی که هنوز پس از یک دهه تشکیل دولت سایه تازه میگوید راههای فروش نفت را یافته و به دولتها ارائه داده است! چگونه؟ ناگفته پیداست که منظور او ارزانفروشی به چین است! فرصت فرصت و ظرفیت ظرفیتی هم که وی سالهاست دنبال میکند ختم به این است و همین نیز با رفتن ترامپ البته میسر شده است!
تا کی میخواهی نفت را ارزان بفروشی آقای جلیلی؟
قالیباف نیز دست کمی از زاکانی ندارد و او هم فکر میکند میخواهد دوباره شهردار شود اما این بار شهردار ایران! او هیچ برنامه و موضعی برای چالشهای سیاست خارجی و البته موضوعات محل اختلاف در داخل خاصه از حیث اجتماعی ارائه نمیدهد چون جایگاه ریاستجمهوری را با کرسی خیابان بهشت اشتباه گرفته است، آنچنان که با فشردن اهرم صندلی ریاست در خیابان بهارستان، آن را نیز تنزل داده و انواع شوراهای عالی به موازات مجلس در حال قانونگذاری هستند. همو که میگوید مهاجران افغانی را بیرون میکند و به قاعده میبایست در دولت «خدمت و پیشرفت»اش لایحه بدهد به مجلس تا مجلس تازه تصویب کند! خب چهار سال که در مجلس بودی طرح میدادی تا دولت اجرا کند! این چه کاری است حالا حتماً باید رئیسجمهور باشی و لایحه بدهی؟! البته نسبت به چالشهای اجتماعی در مجلسی که به ریاست او مستمر در آن تلاش شد تا لایحهٔ عفاف و حجاب تبدیل به قانون شود انتظار هم نمیرود که اکنون خود او بیاید و بگوید کی بود کی بود من نبودم و نگران دغدغههایی از این حیث و در این سطوح باشد.
میماند پورمحمدی و پزشکیان. اولی وقتی اقلاً در کلام هم که شده، سخن از مذاکره با قدرتهای بزرگ میزند یعنی خود را شهردار و سرباز نمیپندارد و درگیر توزیع گوشت نیست و حداقل جایگاه ریاستجمهوری که پیش از این کم لطمه ندیده است را بیش از این تنزیل نمیدهد. او البته از خاتمه دادن به فیلترینگ هم گفت و اگر چه محتمل اقبالی از سوی رأیدهندگان به وی نیست اما نشان داد که شناخت او از لایههای قدرت و نهادها در حکومت کافی است تا نه شهردار و نه سرباز که دقیقاً نامزد جایگاه ریاستجمهوری به معنای واقعی کلمه باشد.
پزشکیان اما با همان دیدارش با ظریف پیام خود را در موضوع سیاست خارجی صادر کرد و از گذشته نیز بارها چه عیان و چه تلویحی، بر دلجویی از مردم سخن رانده و خواستار این شده و میکوشد تا فاصله مردم و دولت و حاکمیت را کم کند و بنابراین او بیش از هر چیزی مشکل اولی را نه در ارزانفروشی نفت و شهردار شدن کشور و توزیع گوشت، که در قهر و کناره گرفتن مردم و عدم تأثیرگذاری بر مقدرات کشورشان یافته و به این میاندیشد تا با پشتوانهای قدرتمند از حضور مردم در صحنه، مشکلات اقتصادی را از طریق سیاست متوازن در عرصهٔ بینالملل پیگیری کند زیرا به درستی اعتقاد دارد این پنجهٔ تحریمها است که در گلوی اقتصاد ایران فرو رفته و عرصه را بر تنفس تولید، زیرساختها و زندگی مردم تنگ کرده است.
او آیا میتواند این فاصله را بردارد و دیوار قهر رو فرو بریزد؟