
اتحادخبر: با احترام و تشکر از زحمات تمام کسانی که در هر دوره مدیریتی تلاشی برای رفع مشکل آب بخش و شهر ریز داشتهاند.
اتحادخبر: با احترام و تشکر از زحمات تمام کسانی که در هر دوره مدیریتی تلاشی برای رفع مشکل آب بخش و شهر ریز داشتهاند.
شهر و منطقه ای آباد و سرسبز که اسمش《 از واژهای اوستایی و پهلوی «ریژ» گرفته شدهاست. این واژه به سرزمین یا سرزمینی در کنار رود یا دریاچه گفته شده و بعداً خود به معنای آب و رود و دریاچه به کار رفتهاست.》(وجه تسمیه ریز، ویکی پدیا) با سو مدیریت های کلان کشوری (برداشت بی رویه آب طی دهههای متوالی توسط پالایشگاه) و نا آگاهی و ناتوانی ما ساکنین در قبال این مهمان زورگو، چه مردم عادی و چه مسولین، وضعیت آب به نقطه بحران رسیده ... (روزی فقط ۳_۲ ساعت سهم آب)
بخش ریز دارای تعداد زیادی چشمه و قنات بود که از زیبایی ها این منطقه بودند، آن ها هم به لطف استفاده بی رویه و کمبود بارش خشکیدند و به تاریخ پیوستند...
نا گفته نماند استفاده نابجا و بی رویه بخش کشاورزی در دهه اخیر ضربه ای به شدت سهمگین تر از پالایشگاه به ذخایر زیر زمینی آب وارد کرده است که با یک محاسبه ساده قابل درک است. و متاسفانه شاید ضعف قانون یا اجرای آن این مشکل را ایجاد کرده است و گاها با چند حرکت نمایشی، نصب بنر محدودیت های بهره برداری آب، پلمپ چاه آبی به صورت موردی یا تخریب باغی صداها خاموش میشود ولی کسانی که همه مردم می دانند و آنها را می شناسند با چاههای عمیق، حفر غیر قانونی تونل، فروش غیر قانونی آب در این بحران سهیم هستند... و سهم بقیه مردم هم جیره بندی آب!
متاسفانه وقتی سو استفاده های صنعت را از بخش ریز می بینم، به یاد کشف قاره ی آمریکا توسط اروپایی ها میافتم (کشفی که سود کامل برای مهاجمین داشت) نه تنها ذخایر این قاره را تصاحب کردند بلکه ساکنین و صاحبان اصلی کل قاره شدند و حتی بومی ها دین و آیین و زبان خود را فراموش کردند و به رنگ و شکل مهاجمین در آمدند..
حال که بعد از سالیان دراز آبی برای استفاده صنعت در زیر زمین نمانده، سدی در بخش ریز، با اسم (باغان روستایی از شهرستان دشتی) که نامگذاری تنها برای فرار از حق و سهم بخش است، توسط میزبان ثروتمند منطقه احداث شده که به طریقی جدید شیرابه منطقه را بکشد و جوابگوی کسی نباشد... چون این سد باغان است، نه سرچشمه یا ریز...
متاسفانه ما ساکنین بومی، به جای اتحاد و همدلی و رسیدن به نتیجه مطلوب فقط سعی در تخریب یا کوبیدن همدیگر را داریم، چرا مردم و مسولین شهرها و روستاهای بخش با هم نیستند.
ما دو شهر ریز و انارستان داریم، دو برادر خوانده که جدای از ارتباطات نزدیک دوستانه، ارتباطات نزدیک فامیلی و خونی خود را نمیتوانیم انکار کنیم. هر دو شهر مشکل شدید آب دارند، ولی کاش همدل و همراه با هم یک بار برای همیشه این مشکل را حل میکردند. زمانی که لوله گذاری سد به سمت پالایشگاه صورت میگرفت
انارستان نتوانست انشعابی دریافت کند و با کمال قدرت و حق به جانبی لوله گذاری در کنار شهر انارستان انجام شد و ما نظاره گر بودیم.....
آیا شهرهای بزرگ هم که ما در مقایسه با آنها یک روستای کوچک بیش نیستیم، همین مشکلات دارند ¿¡
اگر قرار است از آب این سد بهره برداری صورت بگیرد، اولویت با بخش ریز است. صنعت چه حقی در این زمینه به ما پرداخت کرده است؟!
حالا هم باز دم و دستگاههای ویرانگر پالایشگاه کوهها و طبیعت زیبای کنار جنگل گلوبردکان را باز با اقتدار در هم میکوبد تا مسیر عبور برق فشار قوی برای تصفیه خانه سد را هموار سازد و هیچ عوارضی نه به شهرها یا بخش پرداخت نمیکند. آخر این پروژه ملی است و ما ملیت ایرانی نداریم، چون به قول آن مسؤل محترم لهجه داریم...
یک بار برای همیشه، همدل و همراه، مسئله باید حل شود، ساده نگیریم که هر سال موقع کم آبی به فکرش بیفتیم... بگوییم دو وجب لایروبی چاه مشکل امسال را حل کند
چندین سال قبل هم قرار بود آب از جایی به این بخش منتقل شود که تا جم لوله گذاری شد و طرح به جایی نرسید..
ما مردم بخش ریز خواهان حل این مسئله برای همیشه هستیم:
۱. استفاده شهرها و روستاهای بخش ریز از آب سد سرچشمه و همچنین پرداخت عوارض تخریب طبیعت توسط سد و مسیر برق سد، به این بخش
۲. بررسی و مشخص کردن حق آب هر باغ و گذاشتن کنتور و نظارت دقیق بر باغداری و کشاورزی، به جای تخریب و نابود کردن چند باغ ( این مورد حق آب از زمان باستان در اقلیم کم آب ایران رواج داشته و چیز جدیدی نیست)
۳. یه سلامی هم می کنیم به سنگ شکنهای غیور که افتخاری برای بخش هستند، و نبودنشان برای طبیعت و مردم مفید تره مخصوصا به خاطر مصرف زیاد آب
با تشکر
حسین میرزایی از بخش ریز