
اتحاد خبر- امید دریسی: وزنهبرداران سنگین وزن هر که باشند چنارها و پاچنارها نیستند زیرا بهرهای از توانایی و قدرت جهت بالا آوردن مشارکت نبردهاند و آن چه مبرهن است ورود بجا و مطلوب گزینههای کفِ اصلاحطلبان مانند جهانگیری بعلاوهٔ اشخاصی نظیر لاریجانی به کارزار پیشِ روست و اگر چه نسخهٔ شفابخش حل تمامی مشکلات مملکت نیست اما....
✍ امید دریسی
امروز دوشنبه ۱۴ خرداد مهلت نامنویسی در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم با ثبتنام چهرههایی نظیر جهانگیری، آخوندی، قالیباف، بذرپاش و پورمحمدی که برخی از آنها جزو گزینههای مورد گمانهزنی در رسانهها محسوب میشدند به اتمام رسید. سورپرایز این دوره از انتخابات را هم باید عدم حضور مرد همیشه در صحنهٔ انتخابات محسن رضایی دانست که البته با ثبتنام قالیباف در این دوره رکورد او شکسته شد و از این حیث قالیباف صدر جدول را به تنهایی به خود اختصاص داد. مخبر معاون اول رئیسجمهور که شایعهٔ کاندیداتوری او هم به گوش میرسید در نهایت اما نیامد. همو که چندی پیش در واکنش به سؤالی در بارهٔ شرکت در انتخابات پاسخ داده بود: ما که داریم حمالی میکنیم این حرفا چیه... قاضیزاده هاشمی ولی زحمت کشیده و مجدد آمده تا شاید دوباره بخواهد مشکل بورس را سه روزه حل کند! خدا را چه دیدید. مضاف بر این، ایشان تکلیف مضاعفی هم در این که به نفع دیگران کنار برود بر دوش خود احساس میکند. کما اینکه تا لحظهٔ نامنویسی به گفتهٔ خودش منتظر حضور آقای مخبر بوده و چون نیامده، برای ثبتنام حضور پیدا کرده است!
به لیست بالا در آخرین روز و نه از روز اول که امثال پزشکیان، زهره الهیان، همتی، شریعتمداری، میرتاجالدینی، کواکبیان، نیکزاد و... نامنویسی کردهاند، میتوان به انواعی از افراد چون صولت مرتضوی، شمسالدین حسینی وزیر اقتصاد دولت احمدینژاد، رویانیان و دیگر اشخاص نیز اشاره داشت تا نکتهٔ مشخصی که توی ذهن میزند و باید بدان پرداخت و انتقادی که به دو جریان اصلی کشور و متعاقباً حکومت وارد است، تعدد کاندیداهایی باشد که نشانهٔ ضعف مفرط کار تشکیلاتی است و نشأت گرفته از نبود احزاب سیاسی قوی به معنای واقعی کلمه است و البته بحثی جداگانه میطلبد که در این جستار نمیگنجد.
سهشنبه ۸ خرداد درست دو روز مانده به ثبتنام کاندیداهای ریاستجمهوری و در زمانی که انتخاب رئیس و هیأت رئیسه مجلس توسط نمایندگان مشخص گردید نوشتم: «آیا پیامِ واضح رأی مجلسِ خودی به قالیباف برای رئیس ماندن در بهارستان این است که به همینجا بسنده کند و بیخیال صندلی پاستور شود تا چنارها و پاچنارها که همگی اصولگرا و نو اصولگرا هستند زمام امور را به دست گیرند؟» و البته چنین تصمیمی را «تقسیمِ دُور همی» نام نهادم که جز باب مشارکت حداقلی امکانپذیر نیست و نیز نوشتم که گوشه چشمی به آبان ماه و روی کار آمدن ترامپ هم داشته باشند زیرا که او بایدن نیست تا بشود راحت نفت فروخت و ایضاً تجربهٔ چهار سالهٔ زمامداریاش نشان میدهد که به هیچ تعهد بینالمللی پایبند نیست و گویی دائم غل و زنجیر میدراند!
قالیباف مرد آزمونهای مکرر انتخابات ریاستجمهوری اما آمد تا هم رکورد بشکند هم بخت خود را برای بار پنجم بیازماید و هم گمانهزنیهایی که گفته میشد با مستقلین مجلس نیز بسته بود که در مجلس میماند رنگ ببازد و یا اگر قول و قراری هم بوده گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته و در مقابل سؤالات خبرنگاران مبنی بر تکلیف ریاستش بر مجلس دوازدهم صرفاً لبخند بزند! قالیباف البته مطالب جالبی هم گفت: اگر داوطلب انتخابات نشوم کاری که در چند سال گذشته در دولت مردمی و مجلس انقلابی برای حل مسألهٔ اقتصادی مردم شروع کردهایم و به زمان ثمردهی رسیده است، ناتمام میماند. بله درست خواندید! انگار که در این ۳، ۴ سالی که اقتصاد ترکید و مرغ ۱۰ برابر شد و دلار پرواز کرد او اصلاً کارهای نبوده و رئیس مجلس هم نبوده و ما مردم مسبب گرانی و تورم بودهایم! یا این که میگوید آمده تا رکود و سوء مدیریت دهه نود در کشور حاکم نشود! منظورش دههای است که به واسطۀ برجام برای دومین بار در تاریخ پس از انقلاب نرخ تورم تک رقمی شد و او و همفکراناش در مجلس با تصویب قانونی مانع از به سرانجام رسیدن مجدد برجام شدند و اکنون سه سال است که در دورهٔ ایشان با تورم بالای ۴۰ درصد مواجهایم تا بیسابقهترین اتفاق ممکن در تاریخ انقلاب افتاده باشد.(تورم بالای بالای ۴۰ درصد در سه سال متوالی)
اتفاقاً جناب دکتر خلبان سردار قالیباف، این انتخابات موقع پاسخ دادن شماست و دیگر کاندیداها منتظرتان هستند!
چنارها و پاچنارها از زاکانی تا جلیلی و دیگران هم آمدند با این تفاوت که حضور دیگر اضلاع و جریانهای سیاسی شامل لاریجانی از طیف اصولگرایان معتدل، احمدینژاد، جهانگیریِ اصلاحطلب و گزینهٔهای دیگری از کفِ اصلاحطلبان نیز پای در میدان گذاردهاند تا معادلهای اگر از سوی چنارها و پاچنارها که در مقدمهٔ یادداشت از آن اشاره رفت وجود داشته به هم بخورد!
هر چند جبههٔ اصلاحات به طور رسمی گزینهای معرفی نکرده یا به جمعبندی نرسیده اما بعید است شخصی چون جهانگیری بدون اطلاع و دریافت نشانه بیاید، چندان که لحظهٔ نامنویسی در پاسخ به سؤالی پیرامون حمایت جبههٔ اصلاحات از او، گفت: حتما حمایت میکنند.
«مردم جمع شوند و با آرای بالا، مسئول بعدی را انتخاب کنند» این جملهای که رهبر انقلاب نیز در سخنرانی امروز خود در سالگرد ارتحال امام نسبت به انتخاب رئیسجمهور و پس از ذکر حادثهٔ تلخ -اشاره به درگذشت رئیسجمهور فقید- بیان داشتهاند مؤید این نکته است که شور حضور مردم در مراسم تشییع رئیسجمهور فقید به یک باره فروکش نکند و ادامهٔ آن در انتخابات پیش رو نیز متبلور باشد و اکنون اما توپ در زمین شورای نگهبان است و این شورا میتواند با تأیید صلاحیت همهٔ سلایق، خط بطلانی باشد بر روی برخی تحلیلهای اشاره شده در ابتدای مقال و البته مهیا نمودن بستر مشارکت تا «مردم جمع شوند و با آرای بالا، مسئول بعدی را انتخاب کنند». اساساً عرصهٔ انتخابات، عرصهٔ ارائهٔ برنامهها و گذشتهٔ کاندیداها و جریانهاست دیگر، غیر از این است مگر؟ برنامه و گذشتهٔ هر فرد و جریانی با تشخیص مردم یا رأیآور هست یا نیست. همینقدر ساده به خدا!
نکتهٔ دیگر اما به موجب برگزاری انتخابات زودهنگام میتوان به ورود آرامبخش و نیکوی «عقلانیت» اشاره کرد که مشروط بر همراه کردن و مشارکت مردم همواره توانایی چیره شدن بر تفکر «اقلیتِ تمامیتخواه» را داراست و به اصطلاح زور منتخب شدن دموکراتیک آنان به آسانی میچربد. صندوق رأی به واقع برای این طیف به مثابهٔ وزنهٔ سنگینی است که تسلط بر آن صرفاً از عهدهٔ وزنهبرداران سنگین وزن بر میآید و رد پای این تسلط یا قدرت البته با «همراهی و مشارکت مردم» در ادوار مختلف انتخابات مجلس و ریاستجمهوری به وضوح قابل مشاهده است.
بنابراین وزنهبرداران سنگین وزن هر که باشند چنارها و پاچنارها نیستند زیرا بهرهای از توانایی و قدرت جهت بالا آوردن مشارکت نبردهاند و آن چه مبرهن است ورود بجا و مطلوب گزینههای کفِ اصلاحطلبان بعلاوهٔ اشخاصی نظیر لاریجانی به کارزار پیشِ روست و اگر چه نسخهٔ شفابخش حل تمامی مشکلات مملکت نیست اما از مستولی شدن امثال زاکانی و جلیلی و این دست افراد نیز بر مقدرات این مردم و مملکت جلوگیری میکند تا اندک باقیماندهٔ نفسهای بریدهٔ اقتصاد و نشاط اجتماعی، مثال رانش زمین بلعیده نشود.
مقایسهٔ شعار ضرورت در آزادیهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ارتفاع گرفتن از روشهای منسوخ و مردود دانستن دولتِ مداخلهگر از سوی امثال لاریجانی و یا سابقهٔ جهانگیری و رویکرد او در مواجهه با سیاستهای داخلی که میگوید آمدهام برای احیای سرمایه اجتماعی و پاسداشت کرامت زنان و جوانان در قیاس با دغدغههایی چون موضوعات چالش برانگیز عفاف و حجاب و اصرار بر ساخت مسجد در پارک از سوی حضرات با آن افتضاحاتی که بر کشور و ملت و برخوردهایی که مابین پلیس و دخترکان مردم رفت، خود گواهی بر مدعای این نویسنده است.