
اتحاد خبر- حسین برازجانی: پورشایسته شادروان مرتضی انوشه در هنگامی که کمتر از ۵۱ بهار از زندگیش می گذشت پنگان عمرش پرشد و در واپسین روزهای اردیبهشت سال ۱۳۹۸خورشیدی بدرود زندگی گفت و بسوی نیلی آسمان بیکران خدا پرواز کرد.. مرتضا پیروز (موفق) شد با پشتکاری کم مانند کتابهای: ۱-خدا، شاه، میهن ۲-افسانه های خلیج فارس ۳-دختران باغتاج ۴-....
✍ حسین برازجانی
پورشایسته سردار شادروان مرتضی انوشه
سرآغاز زندگی ۱۳۴۷ / سرانجام زندگی ۱۳۹۸
"مرتضا" در هنگامی که هنگام مرگش نبود و کمتر از ۵۱ بهار از زندگیش می گذشت پنگان (ساعت آبی) عمرش پرشد و در واپسین روزهای اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۸ خورشیدی بدرود زندگی گفت و بسوی نیلی آسمان بیکران خدا پرواز کرد.
مرتضا فراگیری (تحصیلات) خود را در زادگاهش برازاجان سپری و پیروز (موفق) شد با پشتکاری کم مانند و کوششی خستگی ناپذیر کتابهای:
۱-خدا، شاه ، میهن به سال۱۳۹۱
۲-افسانه های خلیج فارس به سال۱۳۹۲
۳-دختران باغتاج به سال۱۳۹۳
۴-کرامات امام زادگان دشتستان بسال۱۳۹۳
۵-پشت دیوار اسارت به سال ۱۳۹۵
۶-نام آوران فوتبال برازجان سال ۱۳۹۶
۷-گریه به وقت انگور سال ۱۳۹۶
۸-هوای بی قراری سال۱۳۹۷
۹-گنجینه های فوتبال برازجان سال۱۳۹۷
۱۰- خاطرات رزمندگان فرهنگی دشتستان (دردست گردآوری (تالیف)
را نویسا و به زیورچاپ آراسته و از خود بیادگار گذارد.

اما چرا مرتضا یمان با این همه کنشگری (فعالیت) فرهنگی و پرکاری در نوشتار آنگونه که شایستگی داشت دیده و شنیده نشد؟ که جای جستار (بحث) دارد. از پیشگاهتان باز داد (رخصت) می خواهم این نهشته (موضوع) را با پاژنام (عنوان) "سرایندگان و نویسندگان بی رسانه" گفتار (بیان) کنم. اگر تیزنگری کنیم ما دو رسانه داریم، یکی رسانه های گروهی و دیگری رسانه ی یکایی (فردی) است.
تنی از نویسندگان و سرایندگان از رسانه ها ی گروهی بهرهمند می شوند و تنی دیگر به پشتوانه (اعتبار) رسانه ی یکایی که به منش (شخصیت) خودشان برمی گردد نامورند. مرتضی انوشه به ارزش کلک (قلم) خیال انگیز خود که حافظ نیز فرموده:
هرکو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز / نقشش به حرام ار خود صورتگرچین باشد
قد برافراشته است. گرچه ازبسیاری قلم بدستان روزگار ما قدبلندتر و دارای جایگاه والاتر(رفیع تر) بود و شایستگی این را داشت که بیشتر دیده و شنیده می شود اما بنا برفرنودها (دلایلی) این رخداد (اتفاق) برایش رخ نداد.
انگیزه (دلیل) این پرسمان (موضوع) به ویژگیها و منش وکردار (سلوک) انسانی مرتضا برمیگردد.
ایشان نویسنده و سراینده ای زلال، بی داوش (بیادعا) و بی پیرایه (بیتکلف) که پیدا و درونش (ظاهر و باطنش) یکی بود به گزاره (عبارت) دیگر، ایشان بدون آنکه دم و دستگاه فرهنگی (ادبی) داشته باشد، به جایگاه خود رسیده بود. این زمینه (موضوع) در حالی است که بسیاری از نویسندگان و سرایندگانی که به ویژند (برند) فرهنگی (ادبی) دگرگونی(تبدیل) شدند از سرشت(ذات) سرایندگی و نویسندگی خود بازه (فاصله) گرفتند و برای خودشان امپراطوری درست کردند. اما مرتضا یک کارگر ساده ساختمان بود که بافرتاش(وجود) کم توانی (معلولیت) زبان گرفتگی (لکنت زبان) و گران گوشی (کم شنوایی) که حافظ فرمود:
جام می و خون دل هریک به کسی دادند / در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب وگل حکم ازلی این بود / کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
بدون آنکه دم و دستگاه ادبی ومال منالی داشته باشد، به ارزش ها (اعتبار) سروده ها و نبشته های خود که بزرگترین و ارژمندترین رسانه در همودگاه (جامعه) ماست قد برافراشته است تنی ازچکامه سرایان و نویسندگان نیز به میان جی( واسطه) رسانه یکایی خود یعنی ویژگیهای بزرگ منشی (شخصیتی) شان به شهرت دست پیدا کردند. استاد انوشه در بین جای باش (اهل) شگرد(فن) وکارشناسان دیده شده و شعر و نوشته اش نیز ارژمند شمرده شده است. چه کنم که قلمم در دلداری (تسلی) دادن در این روزهای سال نو که پایان فروردین ماهش سالگرد مرگ پیررسانه *علی پیرمرادی* بود و نیمه اردیبهشت ماهش سالکوچ فردوسی دشتستان استاد *فرج الله کمالی* و پایانش سالمرگ نویسنده زحمت کشمان *مرتضی انوشه* کم توان است.
پس بجای نشستن به سوگ به گاه نیایش(دعا) که سرمست شده و حال خوشی دارم درآن حالت ربودگی و شادی (خلسه و نشاط) از آن یگانه دوست بی همتای مهربان می خواهم به ارزش (حرمت) خجستگی این روزان سال نو روح این سه عزیز سفرکرده را شاد و از گرامی داران (مقربان) درگاهش گرداند وعمر پربار و مهرگستر شما دوستان فرهیخته را دراز دارد و روزان و شب هاتان شاد و هیچگاه به اندوه مباد.
باپاسداشت(احترام)
خاک پای مردم پاک نهاد برازگون عزیز
حسین برازجانی - اردیبهشت۱۴۰۳