
اتحادخبر-قدرت مظاهری: یکی از روزهای تعطیلات عید کنار دریا رفتهایم. کنارمان کمی دورتر، جماعتی بیست سی نفره از میهمانان نوروزی روی ریگهای ساحلی نشستهاند و گپ میزنند. یکی دو سه نفر از جمع، روزهدارند و با باقیِ جماعت، توی صرفِ آجیل و میوه و چای و قلیان شریک نمیشوند. کمی که زمان میگذرد، اکثریتِ روزهخوار به ریشخندِ اقلیتِ روزهدار وارد شده و عقاید و...
قدرت مظاهری
یکی از روزهای تعطیلات عید کنار دریا رفتهایم. کنارمان کمی دورتر، جماعتی بیست سی نفره از میهمانان نوروزی روی ریگهای ساحلی نشستهاند و گپ میزنند. یکی دو سه نفر از جمع، روزهدارند و با باقیِ جماعت، توی صرفِ آجیل و میوه و چای و قلیان شریک نمیشوند. کمی که زمان میگذرد، اکثریتِ روزهخوار به ریشخندِ اقلیتِ روزهدار وارد شده و عقاید و افکارشان را قدیمی و بیمایه میدانند. اقلیت، ضمن دفاعی سطحی از خود و عقایدشان سعی بر این دارند که بحث را خاتمه دهند اما اکثریتِ معترض، با جوش و خروش وارد وادیهای دیگر عقیدتی شده و تا دربار ساسانیان و حملهی اعراب به ایران پیش میروند. برخیشان علی (ع) و حسنین (ع) را فرماندهی لشکر اعراب دانسته و خشونتهایشان با ایرانیان را یادآور میشوند! چند نفرشان از دختران یزدگرد میگویند که به اسارت اعراب درآمده و ذلیل میشوند! جمعی از آنان حتی با خروج از دایرهی انصاف، از پیامبر (ص) نیز بعنوان فردی خونریز و انتقامجو یاد کرده و شخصیت الهی او را زیر سؤال میبرند.
خانوادهها و خصوصاً بچهها که بیشترشان در سنین نوجوانی هستند، لابلای آدم بزرگها نشستهاند و بوضوح مشخص است که از مباحث آنها ایده و الهام میگیرند.
اقلیتِ روزهدار نیز با رفتاری که اغلب با سکوت همراه است، یا نمیتوانند و یا حال و حوصلهاش را ندارند که با تعقل و استدلال در مقام پاسخگویی برآمده و شُبهات فکری همراهانشان را برطرف کنند.
در این میان، مهمترین مورد اسفانگیزی که وجود دارد، استنادِ اکثریتِ روزهخوار به مطالب شبکههای اجتماعی و خوراکهای فکری سطحی و مبتذلی است که هرروزه مثل سیلی از ناکجاآباد میآید و تمامی اشیاء سطح دشت و بیابان را جارو میکند و با خودش میآورد.
بیآنکه وارد بحثشان شوم و یا حتی نگاهی آزارمندانه به جمعشان بیندازم، به این فکر میکنم که چه چیزی غیر از سوءاستفادهی کلان از مذهب و شاخصهای مذهبی میتواند این بلا را بر سر نسلی بیاورد که پدران و مادرانشان هنوز با شنیدن صدای اذان، اشک بر چشم میآورند!
چه عنصری بجز مذهب، میتواند چنین به جنگ خود رفته و با خشکانیدن ریشهی هزارسالهی خودش، روح و درونِ نورانیاش را استحاله کند!
چه عاملی فراتر و مهمتر از مذهب توانایی این را دارد که ایمان را از سلول به سلولِ آدمهایی با پشتوانههای سترگ مذهبی بیرون کشیده و به جایش یأس، دلمردگی، بیایمانی و خلاء مفرطی به شکل کنونی تزریق کند!
هیچ !
یقیناً هیچ عنصری _ درونی یا بیرونی _ غیر از تحلیل و روایت نادرست از مذهب و استفادههای فوقِابزاری از آن نمیتواند موریانهوار با جویدن درونِ درختی تنومند و استوار که سالیان سال نیاکان ما در زیر سایههای شاخسار پرپشت آن به آرامش میرسیدهاند، چنین آن را پوک و توخالی کند که با بادِ بیجان و کمرمقی نیز بر خود بلرزد و احتمالِ سقوطش فراهم آید!
غیر از تحلیلهای بیپشتوانه و تفسیرهای کممایه و آبکی از مناسبات مذهبی در شبکههای اجتماعی، دفاعیات نابخردانهی برخی از آخوندها در راستای چرب کردنِ نانشان در خمرهی پر از روغن حکومت نیز تیغههای تیز تبری هستند که پیاپی و دمادم در پوستهی نازک این درخت بینوا فرو میروند و هرروزه داغی تازه بر داغهایش میافزایند.
آخرین مورد که یکی از کاریترین ضربهها را بر پیکر نحیف این درخت وارد کرد، تحلیل سخیف و مبتذل آخوندی درباری از اخلاق پیامبر (ص) و امیرالمومنین علی (ع) در تلویزیون حکومتی است که آنها را ،،خشن،، و ،،گوشتتلخ،، معرفی کرده و حتی با بیانی کفرآمیز، نص صریح قرآن را نیز زیر سؤال برده که خداوند خطاب به پیامبرش میفرماید : « فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ۖ وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ... : به برکت رحمت الهی در برابر مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند ... »*
آشکارتر و واضحتر از این خطابهی الهی، میتوان چیزی در توصیف مهرورزی پیامبر بیان کرد !؟ کسی که خداوند، مهربانیاش را ستوده و دلیلِ گرد آمدنِ خلایق اطرافِ وی را مهربانی و نرمخویی او بیان نموده است، چگونه باید چنین مورد بیمهری جماعتی هتاک و بیسواد قرار گیرد!
بیتوجهی و عدم مقابله با چنین اراجیفی که ریشهی باورهای ایمانی مردم را نشانه رفته و بیاعتنایی به انحرافات سیستماتیک از سوی تریبونداران حکومتی که هرروزه تشت رسواییِ یکیشان از بالای بام افتاده و صدای آن، چون صورِ اسرافیل حتی به گوش اموات و رفتگان هم میرسد، میتواند همین ایمانِ کمرنگ و لرزان را نیز از مؤمنان حقیقی بگیرد.
خدایا، کاری کن که تا پایان عمرم بر دین و خدا و پیامبرِ این قوم که تو را و دین و پیامبرت را چنین تندخو، نامهربان و خشمگین مینمایانند، کافر شوم و کافر بمانم. آمین ...
* سوره آلعمران، آیه ۱۵۹