
اتحادخبر- محمد محتشمی: مقدمه: مقابله به معنای لغوی آن یعنی برابر کردن و روبرو شدن و در اصطلاح روبروی همدیگر نشستن است. چه روی زمین و چه بر روی تخت و یا هر جای دیگر باشد. مقابله از ماده «قِبِل» آمده است. یعنی پیش رو یا جلو هرچیزی قرار گرفتن میباشد که در سوره واقعه آیه 16 خداوند در کلام وحی فرموده است: در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه زدهاند...
محمد محتشمی
پژوهشگر برتر دینی و کارشناس نماز در استان
مقدمه: مقابله به معنای لغوی آن یعنی برابر کردن و روبرو شدن و در اصطلاح روبروی همدیگر نشستن است. چه روی زمین و چه بر روی تخت و یا هر جای دیگر باشد. مقابله از ماده «قِبِل» آمده است. یعنی پیش رو یا جلو هرچیزی قرار گرفتن میباشد که در سوره واقعه آیه 16 خداوند در کلام وحی فرموده است: در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه زدهاند.
مقابله در اصطلاح عُرف، به جلسه قرآنی که در ماه مبارک رمضان برگزار میشود میگویند. که در این جلسات قاریان قرآن روبروی یکدیگر می نشینند و به نوبت قرآن را تلاوت میکنند.
قرآن یعنی چه؟
قرآن در اصل مصدر است. یعنی خواندن حروف و کلماتی که کنار هم جمع میشوند، قرآن میگویند. این نام به کتابی که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است اختصاص دارد که به آن قرآن یا قرائت گفته میشود. برخی از علما گفتهاند وجه نامگذاری این کتاب مقدس در میان کتابهای آسمانی که به قرآن معروف گردیده آن است که این کتاب جامع فواید و آثار کلیهی کتاب آسمانی است. همچنین جامع آثار و فواید تمام علوم زمان میباشد. از ابنعباس روایت شده که قرآن به معنی قرائت و تلاوت کردن است. یکی از علمای اهل سنت بنام «قُتاده» گفته است مصدر به معنی مفعول است یعنی یعنی «مقروء» به معنی خوانده شده یا جمع کرده شده، پس از پراکندگی هنگام نزول قرآن است. قرآن دارای چند معنی است که عبارتند از: قرائت، خواندن، تلاوت کردن، ذکر و فرقان میباشد.
فلسفه مقابله قرائت قرآن:
مقابله درحقیقت به معنای بحث و گفتگو کردن، تبادل نظر کردن در مورد معنا و مفهوم هدایتی، تربیتی، و همه مسائل اقتصادی، دینی، فرهنگی و ناهنجاریها و کجرویهای دینی و اجتماعی و بهداشتی و ... که خداوند در این کتاب توحید به پیروان خود در هر موقعیتی که هستند امر به اصلاح نابرابریها در پرتو تبلیغ و معرفی آگاهانه دینی کرده است. زیرا تبلیغ ناآگاهانه دینی به زیان دین اسلام و به سود دشمنان دین و کشور است. ارزش معنوی و به تعبیری ثواب این جلسههای قرآنی هنگامی است که موجب اصلاح فرد و اجتماع گردد و با ارتقاء سطح فکر و آگاهی و هدایت مردم، جامعه را به سوی قانونمندی و احساس مسئولیت اجتماعی رهنمون سازد. آنچنان که نمونههای عینی و عملی آن در جامعه هویدا باشد.
قرائت به معنی خواندن است. مقصود از بیان کلمه قرائت، نه تنها خواندن، بلکه ادارک و دریافت مطلبی است که قرائت میکند. بعلاوه شکل دادن و حیات بخشیدن به معنا و مفاهیم خوانده شده است. وظیفه قاری قرآن، فقط قرائت تنها نیست بلکه وظیفه دارد که همه مفاهیم آموزشی و پرورشی و هدایتی که خداوند در کلام وحی به انسان امر کرده است الگوی خود در زندگی فردی و اجتماعی قرار داده و عملاً به اثبات برساند.
قرائت قرآن و اقامه نماز، ارتباط مستقیم و گفت و گو با مبدأ حیات دارد. اما از اینکه ما در ارتباط با خداوند صدای او را نمیشنویم به دلیل آن است که ما در قفس و زندان لفظها و زیر و بم حرکات و حروف مانده و به محیط بیرون آگاهی اجتماعی نداریم.
این ضعف مهم نتیجه نمازهای تکراری و قرائتهای بدون هدف، بدون تدبر، بدون تفکر و تعقل است. در صورتیکه قرآن میفرماید: «چرا در قرآن تدبر و اندیشه نمیکنید؟ چرا عقل خود را بکار نمیگیرید؟» پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «هر ذکر و عمل خیری که در آن فهمی نباشد و هر قرآن خواندنی که در آن تدبر نباشد هیچ خیر و ثوابی نیست.» و در حدیثی دیگر نسبت به کسانیکه توجه زیاد به الفاظ و حرکات و حروف قرآن دارند سوگند یاد کرده میفرماید: «وای به حال کسانی که الفاظ قرآن را میان دو فک خود بگردانند اما در آن تدبر و تعقل نکنند.»
قرآن تنها یک کتاب و یک معجزه برای پیامبر (ص) نبوده است. بلکه کاملترین کتاب علم و دانش و قانون برای اصلاح همه کجرویهای دینی و اجتماعی و نابرابریها در جهان است. چنانکه به خوبی میتواند همه نیازها و مجهولات فردی و اجتماعی را جواب علمی و منطقی داده و راهکار مفید اصلاحی برای سامان دادن به نابسامانی بدهد. چنانکه در سوره انعام آیه 60 میفرماید: «هیچ علم و دانشی نیست که در قرآن نباشد.» و در سوره انعام آیه 39 میفرماید: «ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردهایم.»
بنابراین هر قاری و یا استاد قرآن باید با تعقل و تفکر در آیات خداوند، گوشهای از علوم مورد نیاز جامعه را بیابد و در حل معضلات و نارساییهای اجتماعی تلاش کند. چون هدف قرآن هدایت و نجات مردم از جهل و نابرابریها میباشد. اما متأسفانه بسیاری از پیروان قرآن بعد از 1400 سال قدمت نزول کلام وحی خداوند سبحان فقط روخوانی آن را ثواب دنیا و آخرت میدانند. در صورتیکه در معنای ثواب ماندهاند. زیرا هیچ چیز و هیچ عملی به خودی خود و بدون رعایت شرایط نتیجه مطلوب ندارد. قرائت قرآن، برگزاری نماز و دعا و ذکر صلوات هنگامی نتیجه معنوی و به تعبیری ثواب دارد که غذای ما حلال و پاک باشد. دوم داشتن نیّت الهی که آموختههای خود را بدون دریافت وجه مادی به دیگران یاد بدهیم.
عدهای از پیروان قرآن سالها اوقات خود را صرف حفظ آیات قرآن میکنند بدون آنکه معنا و مفهوم آیات را بدانند. در صورتیکه فلسفه نزول قرآن فهمیدن و فهماندن است. ناگفته نماند که حفظ کردن در قرآن نیامده است. و ما آنچه که خداوند و اولیای دین فرمودهاند مسئول هستیم و لاغیر. با آنکه کار بدی هم نیست. یک هنری است و اگر همراه با اصلاح اجتماعی باشد بسیار ارزشمند است اما حفظ کردن تنها تأثیر اصلاحی که هدف خداوند و اولیای دین است ندارد. جامعه در همهی زمانها نیاز به اصلاح دارد که با قانون اصلاح شود و نیازی به حفظ قانون ندارد. قرآن کاملترین قانون برای اصلاح جامعه است. قانون باید اجرا شود یا حفظ شود؟ اگر رانندگان خودروها قوانین رانندگی را حفظ کنند اما در مرحله عمل اجرا نکنند نتیجه چه میشود؟ جامعه نیاز به مجری آگاه قانون دارد تا با اجرای قوانین مشکلات و نابسامانیها را سامان دهد. نه اینکه قانون را حفظ کنند و برای مردم بخوانند! آنچه قرآن بر آن تکیه و تأکید دارد آموختن علم و دانش و رسیدن به آگاهیهای اجتماعی است. بسیاری از پیروان قرآن فقط به الفاظ و حرکات حروف توجه دارند و این شیوه را به مسابقه و رسیدن به امتیاز میگذارند. که همهی این شیوهها با اهداف علمی، هدایتی، جامعه شناسی و آیندهنگری قرآن همخوانی نداشته و باعث میشود تا پیروان آن از آگاهیهای اجتماعی، توسعه فرهنگی، اقتصادی و بهداشتی باز بمانند. چنانکه پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «روزی فرا رسد که قرآن را برای غیر هدفش میخوانند.» چرا که هدف قرآن حفظ کردن آیات قرآن و اصلاح لفظ نبوده است. بلکه اصلاح فکر و نیّت انسان به منظور رسیدن به آگاهیهای دینی، فرهنگی، اجتماعی، و همگامی با همهی آیات سماعی و ارضی میباشد.
رعایت لفظ، زیبایی قرائت و مرحلهی آغاز تلاوت قرآن است. اما هدف اصلی و فلسفه نزول قرآن رسیدن به مفاهیم اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و تربیت انسانهایی که باید باشند. چنانکه گفته شد قرآن جامع تمام علوم زمان و کاملترین کتاب در جهان است و تنها کتابی است که همیشه نو و تازه و برابر با زمان و مسائل روز، جوابهای مستند علمی و منطقی برای تمام مجهولات در جهان دارد. و بنا به علمی بودن و کامل بودن کلام وحی کهنه نمیشود.
مسلمانان با داشتن چنین کتاب کامل و نو که بیانگر زمانهای گذشته، حال و آینده جهان است به خوبی میتواند کلیهی مخلوقات عالم را هدایت کند باید برتر از تمام کشورها از لحاظ علمی و فرهنگی، صنعتی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی، و اختراع و اکتشاف در جهان باشند. اما چرا به این مهم دست نیافتهاند؟ استادان و قاریان قرآن و مبلغّین دینی باید جواب بدهند.
استادان و قاریان و مقابلههایی که هر ساله در ماه مبارک رمضان برگزار میشود باید با تعقل و تفکر در آیات کلام وحی و با برگزاری هر جلسهی قرآنی بتوانند گوشهای از علوم قرآن را بیابند و به جامعه تحویل دهند یعنی در واقع تولید علم کنند و همواره پیشتاز همهی ملتهای دنیا در اختراع و اکتشاف باشند آنچنان که ملتهای دیگر را در نوآوری به تعجب واداشته و نیازمند خود کنند. اما متأسفانه بعد از 1400 سال قدمت کتاب علم و دانش بسیاری قاریان قرآن در مقابلهها فقط روخوانی آیات پرداخته و بیشترین توجه به صحیح خواندن کلمات کتاب توحید میباشد. و نه تنها به فلسفه نزول قرآن و علوم بیپایان آن توجه ندارند بلکه به ترجمه آیات که زیر آنها نوشته شده نگاهی نمیکنند. یعنی در سی شب ماه مبارک رمضان سی کلمه که هیچ، سه کلمه جدید یاد نمیگیرند. چنانکه اگر از مستعمین مقابله سؤال شود که امشب چه موضوع و چه مطالب تازه و مهمی که گرهگشایی مشکلات شما در زندگی باشد یاد گرفتهاید؟ متأسفانه جواب ندارند! چون قاریان به زبان مردم صحبت نمیکنند. قرآن به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شده است. تا مردم هر کشوری قرآن را به زبان خودشان بخوانند. اما در مقابله پیروان قرآن بیشتر به روخوانی عربی قرآن بسنده میکنند و به ترجمه و معنا و مفاهیم و هدف اصلاحی قرآن توجه نمیکنند. که نه تنها مستعمین بلکه بسیاری از قاریان هم در مورد هدف اصلی قرآن توجه و سخنی ندارند و ترجمه فارسی آن را هم نمیخوانند. و این شیوه و این عمل را مقابله قرآن میگویند. در صورتیکه مقابله به معنای قرائت قرآن نیست بلکه به معنای بحث و گفتگوگو و تبادلنظر در مورد اجرای احکام دین که مشکلات مردم را بررسی و اصلاح کنند. مقابلهای که در آن بحث و تبادلنظر اهداف قرآن بیان نمیشود، مقابله نیست. بلکه قرائت قرآن است آنهم بدون هدف و بدون نتیجه!
در مقابلهها بیشتر به الفاظ قرآن توجه دارند که قاری الفاظ را رعایت میکند یا خیر؟ این شیوه برخلاف فرمان پیامبر اسلام (ص) میباشد؛ زیرا نسبت به کسانی که به اهداف اصلی قرآن توجه ندارند و فقط به الفاظ آن توجه دارند فرموده است: «وای به حال کسانی که الفاظ قرآن را میان دو فک خود بگردانند اما در آن تعقل نکنند.»
رعایت تجوید و الفاظ قرآن دو بار در قرآن آمده است اما هدف قرآن حدود دو هزار بار به انسان امر شده است. هنگامیکه به مسئول مقابله پیشنهاد میشود که ترجمه آیات و تفسیر آیات را بخوانید (میگویند وقت میگیرد و جزء تمام نمیشود. و باید حتماً جزء تمام شود.) که این شیوه نه تنها سند و ریشهای ندارد بلکه برخلاف فرمان حضرت علی (ع) میباشد که فرموده است: «اگر یک آیه از قرآن را بخوانید و به آن عمل کنید بهتر از خواندن کل قرآن است.» مقابله نباید عادت باشد بلکه عبادت باشد. بهترین عبادت، هدایت و تفکر در آیات خداوند است.
بنابراین، چون نگارنده مقاله این روش بدون نتیجه و و تکراری مقابلهها را نمیپذیرفت پیشنهاد کرد که قاریان ضمن قرائت آیات، ترجمه آیات هم بخوانند و بعلاوه مطالب و احادیثی از اولیای دین در رابطه موضوع قرائت شده بیان کنند. همچنین درباره آیات توضیح داده شود. بعلاوه مشکلات روز جامعه نیز در مقابلهها بررسی و راهکارهای مفید به مسئولین ارائه دهند. اما متأسفانه بیشتر مقابلههایی که برگزار میشود هیچگونه ربطی با اهداف قرآن و مقابله ندارد. و این روش بدون هدف و بدون نتیجه را هر ساله تکرار میکنند! تکرار یعنی ماندن، یعنی مردود، یعنی بازماندن از توسعه علمی که در این خصوص رسول گرامی اسلام (ص) هشدار داده است: «مبادا دیگران از عمل کردن به قرآن از شما پیشی بگیرند.» اما چون پیروان قرآن در زندان لفظ و افکار مادی مانده و به اهداف علمی قرآن توجه نکردند سخن پیامبر را فراموش کردند در نتیجه دیگران پیشی گرفتند. اهداف قرآن ترویج پیام آن است که عبارتند از: توسعه علم و دانش؛ هدایت و آگاهی مردم، رعایت عدالت در قضاوتها، اصلاح اشتباهات در پرتو امر به معروف و نهی از منکر میباشد. همواره یادمان باشد که فلسفه نزول قرآن، بعثت اولیای دین، عاشورای خونین همه برای اصلاح جامعه از کجرویهای دینی و اجتماعی بوده است. چنانکه پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «هر کس صبح بیدار شود و به فکر اصلاح جامعه نباشد، مسلمان نیست.» امام حسین (ع) در مورد قیام عاشورا فرموده است: «هدف من اصلاح امت جدم میباشد.» لذا مقابله واقعی آن است که در جهت آگاهی و اصلاح جامعه تلاش فکری، علمی و عملی داشته باشد در غیر این صورت به فرموده امام علی (ع) فقط خود را خسته کردهاند.
خالق همه موجودات خداوند است. لذا بنده واقعی خداوند کسی است که در پرتو اقیانوس پهناور علوم قرآن و تحقیق در علوم قرآنی و اجتماعی که امر خداوند در سوره حجرات آیه 7 میباشد و سیره زندگی اولیای دین اسلام بتواند برای اصلاح نابرابریها و مجهولات و انحرافات و کجاندیشیهای دینی، راهکارهای مفید دینی خلق کند زیرا بنده خالق باید قدرت خلاقیت داشته باشد و این مهم با تفکر و تعقل در آیات خداوند در محافل و مقابلههای قرآنی باید میسّر و جامعه عمل بپوشد. چنانکه امام رضا (ع) فرموده است: «عبادت به نماز و روزه نیست؛ به تفکر در آیات خداوند است.»
در مقابلهها لازم است که موضوع دینگریزی و ضعیف شدن مجالس دینی و تعطیلی بسیاری از مقابلهها مورد بررسی قرار گرفته و با نوآوری و راهکارهای مفید جاذبیت دین و علاقهمندی و توسعه مقابلهها را خلق کنند. اما در مقابلههایی که بصورت فراگیر در منطقه و روستاها برگزار میشود بیشتر روخوانی و به صحیح خواندن و رعایت الفاظ و سعی در تمام کردن جزء قرآن دارند نه فراگیری و ترویج علوم قرآن که جوابگوی همهی مجهولات مردم است.
قرآن کتاب خودشناسی، خداشناسی، مردمشناسی و جامعهشناسی است. فرمان خداوند در این معجزه جاوید اجتماعی، پیامآور دین اجتماعی و جهانی، برگزاری نماز فریضهای اجتماعی، رو به خانه خدا ایستادن، سیره زندگی و اهداف اولیای دین همه اصلاح اجتماعی است.
لذا پیروان قرآن نیز باید دارای افکار و اهداف اجتماعی باشند و از تکروی و سلیقهای عمل کردن جداً پرهیز کنند و مصلحت جمع را بر فرد ترجیح دهند. اما متأسفانه بسیاری از پیروان قرآن برخلاف قرآن دارای افکار و اهداف فردی و سلیقهای هستند و همین امر باعث شده تا مسلمانان از جهانی شدن اسلام که یک دین جهانی است باز بمانند. این ضعف مهم نتیجهی بیتوجهی به علوم بیپایان قرآن است. زیرا مهمترین عامل پیشرفت و توسعه هر جامعهای علم و دانش است. چنانکه اگر جامعهای دارای امکانات مادی و رفاهی باشد اما علم و آگاهی نباشد این جامعه عصر جاهلیت قبل از اسلام است. بنا به ارزش حیاتی علم در جامعه، خداوند در اولین کلام وحی به رسول گرامی اسلام فرموده است: «بخوان» و پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «ز گهواره تا گور دانش بجوید» و «علم را بیابید حتی اگر در کشور چین باشد.» حضرت علی (ع) فرموده است: «پاداش دانشمندان نزد خداوند از پاداش روزهداران، شب نماز خوان که در راه خدا به جنگ میرود بزرگتر است.» پیامآور دین میفرماید: «کسانی که برای فراگیری علم از خانه بیرون میآیند ملائک به استقبال آنها میروند.»
قرآن معیار ارزشها و ضدارزشها در جامعه است لذا باید به عنوان اولین نیاز و در درون زندگی که کاملترین قانون برای کمبودها، نارساییها و بیعدالتیها در جهان است معرفی شود. نه در کنار زندگی که بخوانید تا به ثواب برسید. ثواب قرآن هنگامی است که در پرتو آیات وحی هدایت شده و بنده خدا شویم نه بنده خود! نه بنده انسانی گناهکار! اما متأسفانه هستند پیروان و قاریان قرآن که به جای اطاعت محض از خداوند، از یک انسان گناهکار اطلاعت محض میکنند و هرچه سرپرست یا رئیس گروه یا اداره گفت بدون آگاهی و بدون اعتراض انجام میدهند. که این عمل شرک به خداوند است و نه بنده پست و مقام، بنده زر و زور نشویم. اگر قرآن، نماز، دعا و ذکر صلوات ما بلند باشد اما مبتلا به وامهای ربوی و رشوه شویم. غذای مردم را احتکار کنیم، از خلافکاران حمایت کنیم، انتخاب و قضاوت ما ناآگاهانه باشد آیا در ذکر و ارتباط با خالق خود راست گفتهایم یا دروغ گفتهایم؟ زیرا در نماز خود به خدا میگوییم فقط تو را میپرستیم و فقط از تو یاری میخواهیم. آیا ربا گرفتن و رشوه دادن و احتکار کردن خود پرستیدن است یا خدا پرستیدن است؟ تأکید خداوند و اولیای دین برای رعایت غذای حلال و حرام این است که غذای حرام مهمترین عامل انحراف فکری و فساد در جامعه است.
حرام آرد به دل صد فکر باطل کند دل را زیاد دوست غافل
قرآن برای تمام امور زندگی، تربیتی، اقتصادی، بهداشتی، نظم و انضباط و ... برنامه دارد همه امور زندگی باید با معیار قرآن سنجیده شود هر برنامهای بدون معیار قرآن انجام بگیرد مردود بوده و به زیان روند تکامل دین اسلام است. مانند: تعزیهخوانی که هیچگونه سند دینی و رسمی ندارد و از طرف چندین مرجع دینی هم باطل و مردود و حتی حرام اعلام شده است. بنابراین باید همه فرامین قرآن در مقابلهها مطرح شده و الگوی زندگی فردی و اجتماعی قرار بگیرد.
نکته مهم: ارزش معنوی و به تعبیری ثواب قرائت قرآن در صحیح خواندن یا کامل خواندن نیست. بلکه فهمیدن و درک مفاهیم آیات و احکام قرآن میباشد. زیرا قرآن یک کتاب جامعهشناسی و مردمشناسی است. هم گذشته و تاریخ بشر را به ما میآموزد و هم زمان حال و معاصر را و هم آینده را برای ما روشن میکند که چگونه باشیم و چه گونه زندگی کنیم تا از دیگران عقب نگیریم. و همیشه نو و کهنه نمیشود. چنانکه پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «مبادا دیگران از عمل کردن به قرآن از شما پیشی بگیرند!» عمل کردن به قرآن، فراگیری علوم روز است چنانکه دیگران فرا گرفتند و به اختراع و اکتشاف و نوآوری پرداختند. و از ما پیشی گرفتند. اما ما با وجود علم بیکرانی که در اختیار داریم هنوز در زندان الفاظ ماندهایم! اگر تمام قرآن در سی شب ماه رمضان خوانده شود امّا سه کلمه جدید یاد نگیریم و سه اشتباه خود را اصلاح نکنیم! آیا این مقابله قرآنی ارزش معنوی دارد؟
ثواب و ارزش معنوی قرآن در اصلاح رفتار و گفتار و عملکردهای فردی و اجتماعی ما حاصل میشود نه در رعایت لفظ و تمام کردن جزء قرآن که پشتوانه علمی و عملی نداشته باشد! پیامبر اسلام (ص) میفرماید: «هر ذکر و عمل خیری که در آن فهمی نباشد و هر قرآن خواندنی که در آن تدبر و تعقل نباشد هیچ خیر و سودی نیست.» موضوع دیگری که برخلاف فلسفه مقابله قرآن صورت میگیرد آن است که بعضی از قاریان بخاطر آنکه بعضی مقابلهها قاری قرآن کم دارند در یک شب در چندین مقابله شرکت میکنند تا جزء قرآن تمام شود. این عمل نوعی همکاری در تمام کردن جزء است. اما فلسفه مقابله بحث و تبادلنظر پیرامون مسائل دینی و اجتماعی میباشد که هر کدام موضوعی را بیان کنند و مجهولات و شبهات روشن شود. در واقع فهمیدن و فهماندن هدف خداوند و اولیای دین است نه تمام کردن جزء قرآن. اگر سی جزء تمام شود اما هیچ اشتباهی اصلاح نشود نتیجه معنوی ندارد. افرادی که هر شب در چند مقابله شرکت میکنند، اگر هر شبی در یک مقابله شرکت کنند و تا پایان بمانند و در بحث و تبادلنظر حضور داشته باشند یقیناً نتیجه معنوی بهتری گرفته میشود.
قرآن میفرماید: «ایمان و عمل صالح» آگاهی اجتماعی و اصلاحات اجتماعی هدف قرآن است و لاغیر. امام صادق (ع) میفرماید: «هرکس به اوضاع زمان خود آگاهی نداشته باشد یقیناً به اشتباه میرود.»حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «اگر یک آیه از قرآن را ترجمه شود و به معنای آن عمل شود بهتر از آن است که کل قرآن خوانده شود.» در مقابلهها باید فرمان خداوند و پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) نمونه عینی و عملی پیدا کند. اما متأسفانه شیوه برگزاری مقابلههای قرآنی براساس سلیقههای شخصی و آداب و رسومهای گذشته که تکرار مکررات و به منظور رسیدن به ثواب انجام میگیرد نه فراگیری علم و دانش روز که عامل توسعه و پیشرفت کشور است. که این روش با فرمان خداوند و اولیای دین همخوانی ندارد.
مهمترین فریضه دین (نماز) 103 بار در قرآن به انسان امر شده است و ستون دین نامیده شده است. اما آگاهی و هدایت بیش از سیصد بار و اصلاحات اجتماعی و دینی 187 بار، انسان به اجرای آن موظف شده است. همواره یادمان باشد که همه عبادات و دعاها و ذکر صلوات همه برای هدایت و آگاهی است. امام علی (ع) میفرماید: «جنگهای ما برای هدایت است.» مسلم است که هدف امام علی (ع) تسخیر مرزها و کشورگشایی نبوده است. بلکه تسخیر قلبها و پاکی فکرهای مردم از مظاهر فانی دنیوی و رهایی آنان از اسارت و بندگی انسان به بندگی خداوند رحمان بوده است.
گفتیم که هدف قرآن و اولیای دین در مرحلهی اول، آگاهی و هدایت و در مرحله دوم اصلاح جامعه است. چرا؟ زیرا تا هنگامی که جامعه انسانی آگاهانه راه هدایت و اصلاح را طی نکند توسعه و تعالیجویی که هدف قرآن است حاصل نمیشود. مانع دیگری که ما را از رسیدن به اهداف قرآن، یعنی جهانی شدن علم و دانش آن بازداشته است که قرآن کتاب زندگان است. و نازل شده تا جوابگوی بیعدالتیها و کمبودها و نابرابریهای زندگان باشد. اما ما برای مردگان قرائت میکنیم.! اینجا سؤالی پیش میآید که آیا کتاب راهنمایی و رانندگی را باید رانندگان زنده بخوانند یا رانندگان مرده بخوانند؟ آیا رانندهای که قانون راهنمایی و رانندگی را رعایت نکند و تصادف کند و بمیرد بعد از مردنش کتاب راهنمایی و رانندگی را بر سر آرامگاه او بخوانند چه نتیجهای دارد؟ آیا زنده میشود و قانون را رعایت میکند؟ او زنده بود، رعایت نکرد، حالا که مرده است میخواهد رعایت کند؟ این کار کمال بیعقلی است.
در قرآن فقط دو خطاب آمده است. (ای مردم دنیا، ای مؤمنین). خطاب به مردگان به هیچ وجه در قرآن نیامده است. و از آن ناگوارتراین است که کلام وحی خداوند را مورد تجارت و معامله قرار میدهند! و با بهای مادی ناچیز میفروشد. که این عمل تحقیر و بیاحترامی به فرمان خداوند یکتا میباشد. زیرا قرائت قرآن و ترویج علم و دانش آن در جامعه یک وظیفه الهی و انسانی است. مأموریت الهی شغل مادی نیست که بهای مادی داشته باشد. خداوند در سوره هود آیه 32 گرفتن بهای مادی برای قرائت قرآن و تبلیغ و رساندن پیام خداوند به بندگان را منع کرده حرام است. اما متأسفانه بسیاری از پیروان قرآن برخلاف فرمان خالق برای قرائت قرآن آنهم بدون ترجمه و تفسیر و بیان اهداف علمی و هدایتی و اصلاحی قرآن بهای گزاف میگیرند که این عمل به زیان دین و کشور و به سود دشمنان دین و کشور است. هر عملی که برخلاف امر خداوند در قرآن انجام بگیرد یقیناً به زیان دین خداوند است و هر عملی که به زیان دین خداوند باشد به زیان کشور هم میباشد. زیرا هدف دین فقط رعایت احکام ظاهری مانند: نماز، روزه، خمس، زکات و ... نیست. هدف دین جامعهای که باید باشد نه جامعهای که هست. و آن جامعه توحیدی است. جامعه توحیدی آن است که قدرت علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن بر تمام دنیا احاطه داشته باشد. و این مهم هنگامی عینیت مییابد که همه مردم عام و خاص مصلحت جمع را بر فرد ترجیح داده و تلاشهای آنان در راستای علمی و قانونمند شدن جامعه بوده و از تکروی و خودمحوری که عامل انحرافات و فساد در جامعه است جداً دوری کنند. جامعه توحیدی آن است که همه اقشار مردم عام و خاص بتوانند رهکارهای مفید برای اصلاح نابرابری ها در جامعه ارائه دهند و هیچکس در هر موقعیتی که باشد حق ندارد دیدگاههای شخصی خود را بر دیگران تحمیل کند و مانع افکار دیگران شود. در نظام توحیدی اتخاذ رویه عقلانی در امور دینی و تمام شئون زندگی بر پایه فریضه فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر که یک وظیفه الهی است و همه مردم حق دارند نسبت به نارساییها احساس مسئولیت کنند. انتقاد مهمترین عامل اصلاح و استحکام جامعه و انتقادکننده بهترین فرد از دیدگاه قرآن است. چون امر خداوند و اولیای دین است.
حضرت علی (ع) در مورد بیتجهی به اهداف تربیتی قرآن میفرماید: «روزی فرا رسد که قرآن کالایی بیارزش و بیمقدار است. زیرا استادن و حاملان قرآن، آن را از حفظ تلاوت میکنند اما هنگام عمل عدالت قرآن را از یاد میبرند.» بنا به فرمان امام علی (ع) استادان قرآن کسانی نیستند که قرآن را صحیح قرائت کنند و رتبه برتری دریافت کنند بلکه استادان قرآن کسانی هستند که اعمال و رفتاری فردی و اجتماعی و قضاوتهای آنها برابر با احکام قرآن و برای رساندن پیام قرآن به مردم تلاش نمایند.
همه مراکز دینی، قرآنی، فرهنگی و مقابلهها باید محل تولید علم و دانش و ایجاد روحیهی علمی و افکار جامعهشناسی و پرورش انسانهای فکور و مصلح باشند. اما متأسفانه به علت بیتوجهی به اهداف اصلی قرآن، بعضی از استادان و قاریان نه تنها عامل اصلاحات اجتماعی نیسند بلکه خود عامل اختلاف و ناهنجاری در جامعه هستند و به علت ضعف اعتقادی به قرآن نمیدانند که هر نوع بیقانونی و هر نوع سهلانگاری در حل نارساییها و علمی شدن جامعه و حمایت غیرقانونی نسبت به هرکس که در هر موقعیتی باشد به زیان دین و کشور و به سود دشمنان دین و کشور است.
شرایط برگزاری مقابلههای قرآنی
اولین شرط برگزاری مقابلههای قرآنی رعایت غذای حلال و حرام است. زیرا قبولی همه احکام دین رعایت غذای حلال است. و غذای حرام باطلکننده اعمال عبادی انسان است. چنانکه پیامبر اسلام فرموده است: «یک لقمهی غذای حرام تا چهل شب هیچ عبادتی مقبول نیست.» در حدیثی دیگر فرموده است: «هر شب ملکی بر دیوار کعبه ندا میدهد ای مردم، هر ذکر و عمل خیری با غذای حرام مقبول نیست.»
حضرت علی (ع) به ابوذر فرموده است: «ای ابوذر! بنگر بر چه نماز میگذاری؟» منظور فرش و زمین زیرپای نمازگزار باید حلال باشد و هیچ کس حقی در آن نداشته باشد.
غذاهای حرام که عامل فساد در جامعه و باطلکننده عبادات هستند عبارتند از: ربا یا پول سودی که خداوند 3 بار در قرآن شدیداً نهی کرده است. زیرا عملی زشت و برخلاف انسانیت و ایجاد طبقه و تبعیض در جامعه است. عمل رباه، جنگ با خدا و کفر ورزیدن نسبت به خدا و عمل منافی عفت با مادر در خانه کعبه میباشد.
رشوه:
رشوه یک عمل غیرقانونی است که بعضی افراد برای حل مشکل خود وجه نقد یا جنس و یا امتیازی میدهند تا به خواسته غیرقانونی خود برسند. این عمل باعث غصب شدن حق دیگران شده و حرام است. پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «اَلرَّاشِيَ وَ اَلْمُرْتَشِيَ» (هم رشوه دهنده و هم رشوه گیرنده هر دو در جهنم هستند.)
دزدی یا اختلاس، کمفروشی، گرانفروشی، غش در معامله، احتکار، نگهداری و جمع کردن مواد غذایی یا هر جنس دیگر به منظور گرانتر شدن کالا که پیامبر اسلام (ص) این عمل را حرام و شخص احتکارکننده را ملعون نامیده است. هماکنون بسیاری از پیروان دین اسلام محصول کشاورزی خرمای خود را در سردخانه با نیّت گران تر شدن میگذارند که عملی حرام است. همچنین بسیاری از کاسبهای دیگر که اجناس خود را با نیّت گرانتر شدن نگه میدارند تا گرانتر شود: عملی حرام انجام میدهند.
دومین شرط برگزاری مقابله قرآنی داشتن نیّت الهی برای اصلاح کجرویهای دینی و اجتماعی در جامعه زیرا هیچ کاری بدون نیت الهی ارزش معنوی ندارد و همانطور که نماز بدون نیت باطل است کلیهی اعمال رفتار فردی و اجتماعی انسان هم بدون نیّت الهی باطل است. چرا که نیت در نماز باید در تمام امور فردی و اجتماعی جاری و ساری باشد.
سومین شرط برگزاری مقابله قرآنی آن است که برگزارکنندگان و مسئولان جلسههای قرآنی باید خودشان در مرحلهی اول قرآنشناسان باشند آنچانکه بتوانند قرآن را به صورت شفاهی، کتبی و عملی معرفی کنند. که قرآن چگونه کتابی است ولی چنانچه این آمادگی و آگاهی نداشته باشند در این باره تلاش کنند. تا با آگاهی و شناخت احکام قرآن را در جامعه قرآنی معرفی کنند نه تقلید کورکورانه از دیگران! زیرا تقلید عامل مهم رکود دین از جهانی شدن است.
چهارمین شرط برگزاری مقابله قرآنی: آن است که هنگام قرائت آیات کلام وحی خداوند همراه با ترجمه فارسی به زبان مردم باشد و سپس تفسیر و توضیح آیات انجام گیرد تا مستمعین قرآن، با اهداف علمی و اصلاحی قرآن آشنا شوند و در زندگی عمل کنند زیرا ثواب و ارزش معنوی شنیدن تلاوت قرآن هنگامی است که در فکر و عقل انسان تحول ایجاد کرده و افکار مادی را تضعییف و به پرورش و تقویت افکار معنوی توجه بیشتری کند. همواره یادمان باشد که برگزاری مقابله قرآن تنها قرائت قرآن نیست بلکه تبادلنظر، مشورت، در خصوص اهداف قرآن است. در مقابلهها باید تأکیدها و سوگندها و هشداری خداوند مورد توجه و بحث قرار گیرد چنانکه در چندین سوره و آیه قرآن فرموده است: «اَفَلاتَعقِلونَ» (چرا عقل خود را به کار نمیگیرید؟) «أَفَلَا يَتَدَبَّرُون» (چرا در اعمال خود تدبر و اندیشه نمیکنید؟) «اقْرَأْ» (بخوان) (ن وَالقَلَم) سوگند به قلم و آنچه که مینویسید. «وَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ» وای بر نمازگزاران. کدام نمازگزاران؟ نمازگزارانی که حلال و حرام را رعایت نمیکنند. نمازگزارانی که به فکر اصلاح جامعه نیستند. نمازگزارانی که عادلانه قضاوت نمیکنند. و از همه مهمتر نمازگزارانی که ناآگاهانه و کورکورانه و تقلیدوار نماز میخوانند و نمیدانند که نماز واقعی اعمال و رفتار فردی و اجتماعی ما میباشد نه خم و راستهای ناآگاهانه و تقلیدی که هیچگونه آثار و تبعات اصلاحی در جامعه نداشته باشد!
در ماه مبارک رمضان در بسیاری شهرها و روستاها مقابلههای قرآنی برگزار میشود. لذا نگارنده مقاله بنا به مأموریت الهی و وظیفه دینی و اجتماعی در بسیاری از مقابلهها در دورودگاه، آبپخش، زیارت، دهقاید، برازجان، سعدآباد، نظرآقا شرکت کردم اما متأسفانه بیشتر مقابله بدون نیت الهی بود زیرا بحث و تبادل در مورد آیات خداوند و احکام دین و هشدارهای قرآن و مسائل روز جامعه اتفاقی انجام میگیرد حتی توجه ترجمه فارسی که زیر آیات نوشته شده است به ندرت خوانده میشود. در جواب میگفتند (که اگر ترجمه بخوانیم یا توضیح بدهیم جزء تمام نمیشود!) در صورتیکه تمام شدن جزء سندی ندارد، که باید حتماً تمام شود. زیرا همهی ادعاها و اعمال و رفتار ما بخصوص امور دینی باید سند و مدرک داشته باشد. خداوند در سوره بقره آیه فرموده است: «حقیقت هر موضوعی با سند ثابت میشود. هدف قرآن فهمیدن و فهماندن و درس گرفتن و درس دادن و ترویج علوم قرآن است نه تمام شدن بدون علم!»
توجه مقابلهها بیشتر به صحیح خواندن الفاظ قرآن است. رعایت الفاظ و صحیح خواندن، دو بار در قرآن آمده است در صورتیکه تمام آیات قرآن و برگزاری نماز برای هدایت و آگاهی و اصلاح فرد و اجتماع نازل شده است.
پیامبر اسلام (ص) در مورد توجه زیاد به الفاظ و بیتوجهی به اهداف علمی، هدایتی و اصلاحی قرآن سوگند یاد میکند و میفرماید: «وای به حال کسانی که الفاظ قرآن را در میان دو فک خود بگردانند اما در آن تعقل نکنند.» در رابطه با شیوهی برگزاری مقابلهها که بیشتر به صحیح و رعایت الفاظ توجه دارند سؤالی پیش میآید که اگر تمام مردم ایران قرآن را صحیح بخوانند اما توجهی به اصلاحات اجتماعی و ترویج علم و دانش که اولین هدف قرآن است نکنند کدام مشکل جامعه حل و فصل میشود؟ در صورتیکه فلسفهی نزول قرآن اصلاح جامعه از تبعیض و نابرابری و تکبر و تظاهر و افکار مادی که از خصوصیات عصر جاهلیت قبل از اسلام است. چنانکه پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «هر کس صبح بیدار شود و به فکر اصلاح جامعه نباشد مسلمان نیست.» خداوند در سوره حجرات آیه 11 امر به اصلاح کرده است امّا هستند قاریانی که نه تنها اصلاح نمیکنند بلکه با اعمال غیرمعقول و برخلاف قرآن عامل اختلاف در جامعه هستند! بدون سند به املاک مردم تجاوز میکنند. سوگند دروغ بر زبان میآورند. راه عمومی مردم را با میخ و شیشههای شکسته میبندند. بعلاوه قاریانی که بدون مدرک ادعای املاک مستند مردم را میکنند و چندین سال باعث اختلاف در جامعه میشوند. با آنکه صاحب ملک دارای سند رسمی و دولتی میباشد. بدون داشتن مدرک به صاحب ملک میگوید اسناد تو را قبول ندارم! بنابراین قرآن با داشتن چنین پیروانی در جهان تحقیر میشود و از جهانی شدن باز میماند که خیانتی بزرگ به قرآن و پیروان آن است.
نتیجه شرکت در مقابلهها این است که بعضی مقابلهها از لحاظ کمی و کیفی فعال و قرائت قرآن همراه با ترجمه فارسی تفسیر و بیان احادیث اولیای و سپس خواندن زندگینامه اولیای دین و اشعار دینی انجام میگیرد. نمونه بارز مقابله زنانه در منزل حاج حسین فاتح در دورودگاه است. مقابلههایی که در منطقه برگزار میشود عموماً روخوانی و بدون نیّت معنا و مفاهیم و تفسیر و ترجمه هم به ندرت صورت میگیرد. و فقط تکرار و تقلیدی از سالهای گذشته صورت میگیرد. و همین شیوه را ثواب دنیا و آخرت میدانند. در صورتیکه فلسفه مقابله بحث و گفتوگو و تبادلنظر در خصوص اهداف علمی و هدایتی قرآن و اصلاح ناهنجاریها و معضلات و پاسخهای علمی و منطقی به شبهات دینی منقدان میباشد. ناگفته نماند که در بعضی مقابلهها درباره مسائل دینی چند دقیقهای صحبت میشود. در بعضی مقابلهها نه تنها توضیحی درباره فلسفه مقابله و نزول قرآن و اهداف هدایتی قرآن و اصلاح جامعه صورت نمیگیرد بلکه بسیار بینظم و بدون نتیجه و فقط تکرار مکررات است. که ضعیفترین مقابله در منطقه است. از دیدگاه قرآن تکرار مکررات اسراف است. در سوره اعراف آیه 31 خداوند میفرماید: «اسرافکنندگان را دوست ندارد.» یکی از سؤالات در قیامت این است که اوقات را چگونه گذراندید؟ بندهی خود بودی یا بنده خدا؟ در بعضی مقابلهها از لحاظ کمی بسیار ضعیف در حدود 4 تا 8 نفر و از لحاظ کیفیت هم مطالبی در خصوص فلسفه مقابله و عظمت علمی قرآن و اصلاح جامعه بسیار کم گفته میشود و اگر فردی در این مقابله شرکت کند و قصد توضیح دادن درباره اهداف قرآن و مقابله و وجوب رعایت احکام الهی و اصلاح جامعه داشته باشد رضایت نداشته و مخالفت میکنند. این مقابلهها برخلاف فلسفه مقابله و امر خدا و اولیای دین است. زیرا ناآگاهانه، تکراری، انجام میگیرد که مسئول مقابله خود نمیداند شیوه مقابله او برخلاف امر خدا و اولیای دین برگزار میشود. هنگامی که به نحوهی برگزاری مقابله او کتباً اعتراض شد، مسئول مقابله کتباً جواب کرد که مقابله ما قرائت جزء است! بنابراین مسئول مقابله اعتراف کرد که معنا و فلسفه نزول قرآن و مقابله را نمیداند و ناآگاهانه و کورکورانه و تقلیدوار فقط قرائت قرآن دارند نه مقابلهی قرآن! بنابراین مقابلهای که شرایط آن رعایت نمیشود هیچگونه تأثیر اجتماعی و معنوی نداشته و از نظر قرآن اسراف و از دیدگاه علی (ع) فقط خود را خسته کردهاند. موضوع دیگری که پیروان قرآن برخلاف آن انجام میدهند، حمایت از خلافکاران است. خداوند در سوره مائده آیه 4 فرموده است: «از خلافکار حمایت نکنید و با نیکوکاران و مصلحان اجتماعی همکاری کنید.» اما متأسفانه هستند افرادی که ظواهر احکام دینی را رعایت میکنند. در مراسمهای دینی هم فعالیت دینی دارند، اما با نزدیکان خود در اعمال خلاف همکاری میکنند! در صورتیکه قرآن میفرماید: «افراد خلافکار را باید اصلاح کنید.» سوره انفال آیه 2، زیرا حمایت از خلافکار خیانت به کل افراد جامعه است.
قرآن کتاب اصلاح اشتباهات است. اما بسیاری از پیروان اشتباه خود را نمیپذیرند. نپذیرفتن اشتباه از هر طرف هرکس در هر موقعیتی که باشد نشانه تکبر و شرک به خداوند است. هنگامی که اشتباهات بمانند و اصلاح نشود ناهنجاری و مشکلات روزافزون شده و روند تکامل جامعه ضعیف و از توسعه باز میماند که این عمل خیانت به کل جامعه است. قرآن یک کتاب جهانی است. چرا جهانی نشده است. عواملی که قرآن را از جهانی شدن باز داشته است باید در مقابلهها و جلسات دینی و فرهنگی بررسی شود نه قرائتهای تکراری بدون هدف!
مقابلههای تکراری همانند نماز و روزههای تکراری بدون هدف است که فقط در کنار زندگی انجام میگیرد. در صورتیکه در قرآن، نماز خواندن نیامده است، بلکه فرموده است برپا دارید نماز را. برپا داشتن، عمل کردن و در درون زندگی قرار گرفتن است که زندگی رنگ خدایی و مسیر معنوی و در نهایت تکامل انسانی که خدا میخواند.
و تأسفبارتر و دردناکتر این که، هستند پیروان و قاریان قرآن که نه تنها توجهی به علم و دانش و فرهنگ جهانی و بیپایان قرآن ندارند بلکه علم و فراوردههای علمی را حرام میدانند! حتی نوشتن مطالب و مقالههای قرآنی و دینی و چاپ کردن مطالب در روزنامهها را حرام میدانند! و آنقدر در جهل و ناآگاهی هستند که توجهی نمیکنند خود قرآن و علوم گوناگون چگونه از آغاز تا به حال به ما رسیده است؟ این اعتقادات واپسگرایی باقی مانده از مذهبییان در دوره قاجاریه است که علم روز و تحصیل علم در مدارس به سبک امروزی را علوم شیطانی و حرام میدانستند. بلندگو را بوق شیطان دانسته و در آن حرف نمیزدند. آسفالت خیابان را طاهرکننده نمیدانستند و روی آن راه نمیرفتند. میگفتند چون خاک نیست طاهر نمیکند! بیتوجهی به علوم قرآن نشانه روشن نشناختن اوامر حیاتی و هدایتی خداوند و اولیای دین و جهانبینی قرآن و مخالفت با نوآوری و نواندیشی و علم روز در جهان است.
قرآن کاملترین کتاب علم و دانش، قانون، فرهنگ، نوآوری و اختراع و اکتشاف در جهان است. اما متأسفانه هر گروهی از پیروان آن به دیدگاه شخصی خود مسائل غیرمعقولی را مطرح میکنند که برخلاف اهداف علمی، حیاتی و هدایتی قرآن است! در صورتیکه اولین هدف قرآن فراگیری علم و واجب کردن فریضههای دینی نیز برای شناخت و آگاهی میباشد. و آنچنان به علم و دانش روز اهمیت میدهد که در سوره طه آیه 130 دستور به سبقت از دیگران در علوم را میدهد. همچنین احادیث فراوان اولیای دین در همین راستا میباشد که در این گفتار آمده است. بنابراین بسیاری از پیروان قرآن که خود باید عامل ترویج اهداف علمی، تربیتی، اصلاحی و نوآوری قرآن باشند ولی هر گروهی به نوعی از توسعه و جهانی شدن و به روز بودن احکام آن جلوگیری کردهاند! همواره یادمان باشد که دنیای امروز دنیای علم و دانش، دنیای تحقیق و آزمایش، دنیای تجربه و به گفته شهید مطهری جنگ مغزها و فرهنگهاست. لذا همه پیروان قرآن بخصوص مبلغّان دینی، استادان قرآن، و مقابلههای قرآنی مسئولیت خطیری بر عهده دارند که قرآن را به عنوان کاملترین کتاب علم و دانش و فرهنگ و قانون در جهان معرفی کنند و خود نمونه عینی و عملی اهداف قرآن باشند. در غیر این صورت باید جوابگوی سهلانگاری خود در دادگاه الهی باشیم. و کلام آخر، مقابله محل تولید علم قرآن است نه تکرار الفاظ!