کد خبر: 190593 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 10 فروردين 1403 - 09:00
ویژه شناخت و پاسداشت دکتر مهدی یوسفی (15)
دکتر یوسفی؛ مدیری در کنار همکاران

اتحاد خبر- جعفر دیناروند: شرایط سختی داشتم. از یه طرف داشتم بعلت بیماری سرطان با پسر دوساله و خانمم خداحافظی می‌کردم و از طرف دیگه مطمئن بودم دیگه برای وزارت نفت سودی ندارم و توجهی به من نخواهد شد. تا روز قبل فرمانده بودم و امروز یه بیمار مستاصل.. ساعت ده صبح بود که دکتر یوسفی و دو همکار دیگه اومدن سمت ما.. دکتر یه جمله گفت: کنارتم...

جعفر دیناروند

افسر عملیات آتشنشانی

 

شرایط سختی داشتم. از یه طرف داشتم بعلت بیماری سرطان با پسر دوساله و خانمم خداحافظی می‌کردم و از طرف دیگه مطمئن بودم دیگه برای وزارت نفت سودی ندارم و توجهی به من نخواهد شد.
تا روز قبل فرمانده بودم و امروز یه بیمار مستاصل.
ساعت ده صبح بود که دکتر یوسفی و دو همکار دیگه اومدن سمت ما.
باور نمی‌کردم  دست پر اومده بود.
یه اسباب بازی قشنگ برا پسر دوساله ام.
رضا پسرم که ذوق می‌کرد دور و بر دکتر یوسفی با اسباب بازیش دور می‌زد.
انگاری اونم بو برده بود.
که هنوز هم هستند افرادی که بوی خدا بدهند.
دکتر یه جمله گفت: کنارتم
هیچ وقت صحبت دکتر یادم نرفت. تا لحظه آخر کنارم بود.
از دادن اجاره منزلم تا پیگیری های خانمش برای دادن آرامش به خانواده ام و خرید کولر و باقی.


دکتر اون موقعی که پیگیر اجاره و مشکلات خانواده‌ام بودن دیگه مدیر عامل نبود. بلکه یه دوست و همشهری بود.

 

اگر روزی مثل اصحاب رقیم  گرفتار غاری شوم، برای رهایی از گرفتاری مجبورم از محبت خودم صحبت نکنم و فقط از مردانگی دکتر یوسفی با خدا درد دل کنم!

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/190593