
اتحادخبر - احمد خواجه حسنی:این نوشتار با تأسی از تفکرات جامعه شناسانه گذری فکورانه در تبیین رفتار مؤدیان مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات دارد تا به اختصار همگان به این مهم نائل گردیم که این جا در سرزمین عجایب، راه درست پرداخت مالیات را هم می توان با استفاده نادرست از درآمدهای مالیاتی ، خراب پیمود! این روزها خبر افزایش درآمدهای مالیاتی در...
احمد خواجه حسنی:
این نوشتار با تأسی از تفکرات جامعه شناسانه گذری فکورانه در تبیین رفتار مؤدیان مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات دارد تا به اختصار همگان به این مهم نائل گردیم که این جا در سرزمین عجایب، راه درست پرداخت مالیات را هم می توان با استفاده نادرست از درآمدهای مالیاتی ، خراب پیمود!
این روزها خبر افزایش درآمدهای مالیاتی در بودجه ۱۴٠۳ و تحلیل های پیرامونی ، انقلاب خاموشی در افکار عمومی به راه انداخته و نقل محافل است، امّا چرا مالیات ستانی در ایران همواره یک معضل بوده، با این که کمتر گمانی نیست، استفاده بهینه،اصولی و جامعه پسند از درآمدهای مالیاتی به فرآیند توسعه و پیش رفت منجر می گردد ولی جامعه ایرانی کمتر پذیرای پرداخت مالیات است و چرا این اخلاق مالیاتی شکل نگرفته ، به نظر می رسد یک دلیل واضح و کلّی پیش روی ماست، "فقدان اعتماد عمومی"، راه چاره نیز وضوح دارد، شفافیت و پاسخ گویی دولت ها در قبال استفاده صحیح از مالیات نیل به رفاه جامعه هدف.
برای درک و فهم بهتر به این نکته توجه فرمائید؛
به گواه مستندات موسسه غیرسیاسی و غیرانتفاعی MPI (Migration policy Institute)
«در تاريخ آمریکا، بالاترین سطح کیفی مهاجران متعلق به جامعه ایرانیان است که قریب به دو میلیون نفر هستند، جامعه ایرانی تبار از نظر مشاركت اجتماعی و پرداخت مالیات و اجرای قانون برترین مهاجرانی هستند که تاریخ امریکا تاکنون به خود دیده است...»
سؤال این است، چه مکانیسمی حادث شده تا شهروند ایرانی که در کشور خود تمایلی به پرداخت مالیات ندارد در ینگه دنیا این چنین ظفرمندانه ابراز وجود می کند و در پرداخت مالیات زبانزد و شهره می شود؟
پاسخ کوتاه است، در ایران مالیات دهندگان کمتر از مواجب اجتماعی برخوردار شده و رفاه اجتماعی و اقتصادی را تنها در حد یک سراب تجربه کرده اند...
رفتار مالیات دهندگان بی شباهت به رفتار رأی دهی نیست بدیت معنا که شاخص تمایل سیاسی رأی دهندگان و مؤدیان مالیاتی هر دو وضعیت گرا هستند، در تحلیل جامعه شناسی رفتار رأی دهی، فرد از نظر سياسي آنگونه می انديشد كه از نظر اجتماعی در آن به سرمي برد ، در تمکین مالیاتی مالیات دهندگان نیز همین اصل حاکم است، مادامی که پرداخت مالیات صرف به زیستی اجتماعی و رفاه مردم نگردد تمایل به پرداخت مالیات ضعیف است بنابراین متغیرهای اقتصادی اجتماعی و سیاسی در تمکین داوطلبانه مؤدیان مالیاتی تاثیر بسزایی دارد و مربوط به این دولت و آن دولت هم نیست لذا مادامی که استفاده از درآمدهای مالیاتی به صورت شفاف به جامعه اطلاع رسانی نشود، به شهادت دیباچه های تاریخی تحقق يک نظام مالياتی مطلوب و كارآمد هم واره یک چالش خواهد بود هم چنان که کتاب چه تنظیمات حسنه ناصرالدین شاه برای نظاممند کردن تدبیر امور مملکت و ترتیبات اخذ مالیات هم راه به جایی نبرد.
حاج سیاح شخصیت معروف قجری در کتاب خاطراتش با عنوان "دوره خوف و وحشت" به بحث مالیات می پردازد و می گوید: در ایران دولت و ملت هیچکس نمی داند که اصلا مالیات برای این است که دولت گرفته برای آبادی مملکت و منافع عموم صرف کند بلکه اعتقادِ دهنده و گیرنده این است که رعایا باید کار کرده، زیاد از قدر بخور و نمیر را بدهند به بزرگان تا به عیش و تجمل و راحت خود خرج کنند… مالیات اصلی کفایت نمی کند، رشوه و جریمه و هزاران وسایل دیگر برای گرفتن مال مردم اختراع می کنند!!!
در این باب خالی از فایده نیست بریده ای از کتاب "اختناق" در باره ایران و ایرانیان، اثر مورگان شوستر امریکایی که به منظور اصلاح امور مالی برای تنظیم نظام مالی و مالیاتی کشور به این دیار آمد را مروری داشته باشیم،
"فرار ایرانیان از مالیات، برایشان به صورت یک عادت درآمده و مجبورکردنشان به ترک این عادت آسان نخواهد بود. تا مساله مالیات گیری دقیق در ایران حل نشود، و در این باره دقت لازم به عمل نیاید، هیچ یک از مشکلات کشور بر طرف نخواهد شد. قدرت دولت ها از اخذ مالیات بر می خیزد، همان گونه که در بررسی تاریخ ملل، اضمحلال زمامداری ها نیز در پیوند با مالیات و کاهش آن بوده است..."
آورده اند که؛ در سال ١٣٠٤ قانونی تصویب شد كه از هر ٣ کیلو قندوشکر که به ایران وارد میشد ٢ ریال و از هر ٣ کیلو چای ٦ ریال جهت هزینه ساخت راه آهن دریافت گردد. ١١ سال بعد شمال وجنوب به یکدیگر اتصال یافت!
مخلص کلام، اعتماد به دولت از نظر ارزیابی ذهنی مبتنی بر تجربه شهروندان است، با توجه به این که دولت رفتار صادقانه شفافیت یا خدمات عمومی با کیفیتی را به شهروندان ارائه دهد شهروندان به سهولت با برنامه های دولت همکاری و مشارکت خواهند داشت هم چنان که جورج زیمل (جامعه شناس) معتقد است بدون اعتماد عمومی افراد نسبت به یکدیگر، جامعه تجزیه میشود.
بنابراین اعتماد یکی از مهمترین نیروهای انسجام جامعه است و اعتماد بین دولت و ملت هزینه کنترلهای اضافی را پایین میآورد و علاوه بر مزایای اجتماعی، منافع اقتصادی نیز به دنبال دارد.