
اتحاد خبر- خان: قبل از آن که "اتحاد"، نگرخواهی در بابِ انتخابات پیش رو را کلید بزند و گزارشگرِ نشریه چند سوال پایان باز مطرح کند و ریش و قیچی را بسپارد به بزرگان، بنده پیش دستی می کنم و بر سبیلِ عاریت، نظرِ شخصیت هایِ تلخندِ دنیایِ ده!!! را در این مورد جویا می شوم."محمدو" کاسبِ تیغ زن و اقتصاددانِ تجربی با گرایشِ "رانت":..
خان
قبل از آن که "اتحاد"، نگرخواهی در بابِ انتخابات پیش رو را کلید بزند و گزارشگرِ نشریه چند سوال پایان باز مطرح کند و ریش و قیچی را بسپارد به بزرگان، بنده پیش دستی می کنم و بر سبیلِ عاریت، نظرِ شخصیت هایِ تلخندِ دنیایِ ده!!! را در این مورد جویا می شوم.
"محمدو" کاسبِ تیغ زن و اقتصاددانِ تجربی با گرایشِ "رانت":
راستش، من به هر آن چه به مقوله یِ انتخابات ارتباط پیدا می کند؛ آلرژی دارم. از ستادهایِ تبلیغاتی گرفته تا میتینگ ها و مناظره های پر جوش و خروشِ سرشار از وعده و وعیدهایِ رفاهی، رونقِ اقتصادی، انقلابِ اجتماعی، بازیِ یارانه ای، پته هایی که روی آب ریخته می شود تا صندوق، تعرفه و باقی ماجرا
آن چه عطسه به جان آدم می اندازد و آب ریزش را تشدید می کند؛ همانا کارهایِ تکراری و قی آورِ نامزدها در روزگار نزدیک به انتخابات است.
این موجوداتِ عشقِ خدمت! قبل از آن که بسپارند به خیّاط که دو دست کت و شلوارِ شیک در رنگ های سُرمه ای و مشکی مناسب قامت ایشان بدوزد؛ دوره می افتند و کوبه یِ حیاط خانواده، قوم و خویش، در و همسایه را از جا می کنند و اولین نطقِ تبلیغاتیِ خویش را در گوشِ مفتِ این بیچاره ها زمزمه می کنند. لُبِّ کلام شان هم "با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن است":
"دوستان و رفقا تکلیفی را بر دوش ما گذاشتند.اگر این بارِ امانت را بر زمین، آسمان و کوه ها عرضه می کردند؛ امتناع می ورزیدند لیکن ما علی رغمِ میلِ باطنی این دین را پذیرفیتم. در این طریقِ صعب و سنگلاخ، فریادِ "هَل من ناصر یَنصُرنی"بر می آوریم و چشم به راهِ دل هایِ دریایی و دستانِ سخاوتمند ولی نعمتان خود هستیم.
پس از دعوتِ عَشیره ی اَقربین، روزی یک کُت از آن ها-که ذکرشان گذشت- را به تن می زنند و با حواریان گردن کلفتِ مفت خور دعوت عمومی را علنی می سازند.
آیین های دیگر مانند؛ همدردی با بازماندگان متوفّی با حضورِ گسترده بادمجان دور قاب چینان و شیون گرم کنانِ چلاقِ شکم بشکه در عصرهایِ پنج شنبه، تشکیلِ جلساتِ متعدد شبانه روزی با هسته یِ مرکزی، قبل و نزدیک به انتخابات جهتِ زیرآب کردن سرِ رقبا بدون خون ریزی و درد، طرح ها و راهکارهای استراتژیک در ساعاتِ پایانی انتخابات مانند:
۱- نرخِ رأی را چند تعیین کنند؟
۲-شب قبل چه کالایی میان مردم توزیع کنند؛ بادمجان، سیب زمینی، ماهی و ...؟
۳- پیرزن و پیرمرد رو به موت، معتادان عشق چند نخ سیگار، بی خانمان ها و معلولین را چگونه وارد حوزه های رای گیری کنند؟
۴- رای دهندگان شهرهای مجاور را با چه وسیله ای و چگونه وارد حوزه ها کنند؟
۵-گروه های حامی را چگونه درب و درون حوزه ها سازماندهی کنند؟
"ننه قمر"؛ مامای نمره یک قدیم و کارشناسِ حوزه یِ رسانه یِ کوچه:
هر چیزی گَرده(روش) خود را دارد. من به جرأت می گویم بیش تر کسانی که نامشان از صندوق هایِ انتخابات بیرون می آید گَرده یِ آن را خوب می دانند.
از آن جا که برگِ مهرهایِ اضطراری شاسنامه یِ بنده دیگر جای خالی ندارد، عرض می کنم که؛ نامزدهای نمایندگی از یکی دو سال قبل علاوه بر کارهایِ معمول؛
شرکت در مراسمات به شکل جلوس روی صندلی هایِ ردیف اول، حضورِ فعّال در شبکه های مجازی و ... باید در تبلیغات قوی عمل کنند برای این که عقل بسیاری در چشم شان است. نخست: باید به یک آتلیه یِ شیک مراجعه کنند و عکس در ورژن هایِ مختلف مانند: زُل زدن به افقِ دور، دست زیر چانه در حال تفکّر، قلم به دست سرگرمِ نوشتن طرح، یخه بازِ زنجیر در گردن با عینکِ ریبن مثل "وثوقی" در "قیصر" با شعارِ حامیِ جوانان، پیراهن سفیدِ یقه سفارتی با انگشتر و چفیه با شعارِ"ما اهل کوفه نیستیم، مجلس خالی بماند." کت و شلوارِ شیک با جلیقه و خطِ اتوی تیزِ شلوار، سوار بر خودرویِ وطنی در حال خوردن چی توز موتوری با شعار "تولید ملی، افتخار ملی" و ...
ایضاً؛ یک آلبوم تهیه کند مرکّب از تقدیر نامه ها( از "صد آفرین" های کلاس اول شروع و به سپاس های ملی و حتی جهانی خاتمه یابد)، سلام و علیک با سَردمداران سیاسی و سلبریتی هایِ این ور و آن ورِ آب، کلنگ زدن ها و روبان قیچی کردن ها، دیدار با آحادِ جامعه، اردوهایِ دانش آموزی، رانندگی با تراکتور، بالا رفتن از نخل، جیلم کردن تا تایر بازی هایِ کودکی و ...
دو دهنه مغازه یِ گل و گشاد در خیابانِ اصلیِ شهر کرایه کند، یکی برای آقایان و دیگری برای خانم ها. چند باندِ علیه السلامی بگذارد رویِ پشت بام. یک زن و مردِ صدا طلا اجیر کند تا از بوقِ سگ تا ناله یِ شغال توی گوش مردم بکوبند که راهِ نجات از فقر و فلاکت در گرو انتخابِ نماینده یِ مستطاب است...
ادامه دارد...