
اتحادخبر-حبیب اله نعمتی:خواجه شمس الدین محمد ملقب به ترجمان الاسرار، لسان العرفا، ناظم الاولیاء، خواجه عرفان، کاشف الحقایق،.... سهم غیر قابل انکاری بر فرهنگ و زبان این مرز و بوم دارد؛ شاعر شاعران از قرن هشتم تاکنون مورد تحسین سخن شناسان و زبان پژوهان بوده و عاشقان، عارفان و عاقلان به قدر وسع از اقیانوس لایزال و مملو از نور و...
حبیب اله نعمتی
خواجه شمس الدین محمد ملقب به ترجمان الاسرار، لسان العرفا، ناظم الاولیاء، خواجه عرفان، کاشف الحقایق،.... سهم غیر قابل انکاری بر فرهنگ و زبان این مرز و بوم دارد؛ شاعر شاعران از قرن هشتم تاکنون مورد تحسین سخن شناسان و زبان پژوهان بوده و عاشقان، عارفان و عاقلان به قدر وسع از اقیانوس لایزال و مملو از نور و معرفتش خوشه چینی می کنند و از ابراز عشق و دلدادگی به بلبل شیراز احساس خوشایند و روح افزا می نمایند.
واژه هایی همچون شاهد، ساقی، سیه چشم، می، روح القدس، دم مسیحا، آب حیات چنان بر دل و جان خواننده می نشیند که می پندارد این شعر در وصف او سروده شده و آن را متناسب با حال و هوا و شرایط روحی خود می داند.
بیستم مهر ماه گرامیداشت و بزرگداشت حافظ شیرین سخن است و به این جهت سخنان دلربا و شیوای دکتر کزازی گویاتر و رساتر از هر قلم و گفتاری است :
هیچ آشنای ادب ایران نیست که از بن جان و دندان باور نداشته باشد که حافظ سخن وری دیگر سان است. ما ایرانیان حافظ را سخنوری فراسویی و آسمانی می دانیم و سروده های او را زبان ترجمان جهان می دانیم. شعر حافظ آب گونه است و این ويژگي در اشعار اوست که از او سخنوری فسون گر ساخته است. آب گونگی به این معناست که شعر او چنان زنده و پویاست که از هر کالبدی می گریزد؛ هر کس حافظ را آن چنان در می یابد و می نهد که خود می خواهد و می پسندد.
شعر حافظ چشمه ای است که همواره می جوشد و هر زمان آبی نو و تازه تر از آن می تراود، سروده های حافظ تنها شعر نیست بلکه خنیا هم هست : هنگامی که آهنگی می شنوید در پی آن نیستید که معنایی در آن بجویید. ما خنیا را به دل می ستاییم و شعر را به سر؛ چرا که شعر از واژگان ساخته شده است و واژه باید دارای معنا باشد.
خنیای غزل حافظ آن چنان خرم است و پیوندهای آوایی در سروده هایش چنان است که هر غزل او پیش از آن که شاهکاری باشد ساخته خنیایی است و خنیا تنها هنری است که به یکباره از دل بر می خیزد و بر دل هنردوست می نشیند.
خواجه شیراز مردی شگرف که نه تنها در ایران که در پهنه گیتی سده هایی بسیار، هنگامه انگیخته است و سخنوری جهانی است. کدامین سخنوری را در پهنه گیتی نام می توانید برد که آن چنان دل از نام ورترین سخنور آلمان گوته برباید و او را بر انگیزد و به شور بیاورد که دیوانی در ستایش وی بسراید.
شعر حافظ آکنده از معناست، غزل های شاهوارش آیینه هایی اند که حافظ دوست نقش خود را در آنها می بیند و به آسانی می تواند حافظ را از آن خود کند.