
اتحادخبر - امید دریسی: با اندکی تأخیر پیرامون حواشی به وجود آمده پیرامون ورزشگاه نصف جهان اصفهان و البته ورزشگاه آزادی به عنوان میزبان بازیهای پرسپولیس و نساجی، نکاتی هر چند کوتاه به رشتهٔ تحریر در میآید.فوتبال جلوی چشم عوام و عام فهم است، انرژی هستهای نیست که صرفاً متخصصان و بازرسان آژانس آن را بفهمند. ایدئولوژی و...
امید دریسی
با اندکی تأخیر پیرامون حواشی به وجود آمده پیرامون ورزشگاه نصف جهان اصفهان و البته ورزشگاه آزادی به عنوان میزبان بازیهای پرسپولیس و نساجی، نکاتی هر چند کوتاه به رشتهٔ تحریر در میآید.
فوتبال جلوی چشم عوام و عام فهم است، انرژی هستهای نیست که صرفاً متخصصان و بازرسان آژانس آن را بفهمند. ایدئولوژی و یا مانند دیگر مسائلی نظیر حجاب و الی ماشاءالله دیگر مباحث هم نیست که با بمباران تبلیغاتیِ صدا و سیما بخواهید به خورد مخاطب دهید و انتظار پیروزی در مجامع بینالمللی داشته باشید! فوتبال و ورزشگاه و امکاناتی که جلوی دیدگان عموم است نتیجهٔ بیتدبیریِ مسؤولاناش میشود پُست نیمار و دنبالکنندگان میلیونیاش پیرامون چمن ورزشگاه آزادی که: «این غیرممکن است!»

میشود «لگدی که رونالدو حین بازی در اعتراض به چمن، به چمن میزند»!
میشود «سیستم ویایآر که بار وانت میشود و میآید»!
نویسندهٔ این سطور به یاد میآورد که در دوران نوجوانی وقتی تیمی از محلههای همجوار محل زندگیمان برای مسابقه در زمینهای خاکی دعوت میشد نیز حتیالامکان از تمام پیشبینیهای لازم جهت هر چه آبرومندانه برگزار شدن بازی دریغ نمیشد. حالا مقایسه کنید با مسؤولان ما با این سطح از پوشش مسابقات! مگر هدیهٔ فرش ایرانی تا چه حد میتواند سرپوش بر ضعفها بگذارد؟ با حضور چنین مهمانان سرشناسی، این یکی از اینترنت و آن دیگری از افتضاح چمن و سومی و چهارمی و پنجمی و آن ششمی و الی آخر از خرابی آسانسور ورزشگاه آزادی با حضور خارجیها تا قطع شدن برق سالن کنفرانس خبری و انواعی دیگر از اشکالات و این یعنی دقیقاً بدترین حالت ممکن از فرصت پیش آمده در جهت بهرهبرداری از حضور سوپر ستارهها برای معرفی ایرانِ زیبا در نگاه جهانیان. 
بنابراین فارغ از اقدام ارزشی و فرهنگی میزبان و فارغ از درستی یا نادرستی ترک ورزشگاه توسط تیم مهمان و نیز فارغ از اعلام رأی ایافسی به عنوان تنها مرجع رسیدگی، اولاً و ثانی و ثالثا فغان از دست بیتدبیریِ مسؤولان...
و اما در بُعد فنی هم پس از جام جهانی گذشته، با تمامِ ضد و نقیضهایش برای ما، طی یادداشتی که در همین رسانه منتشر شد جان کلام را در یک جمله خلاصه کردم که باید سطح انتظاراتمان را با سطح امکانات و هزینههایمان تنظیم کنیم و نوشتم تفنگ بادی دستمان گرفتهایم و به شکار گوزن رفتهایم! نوشتم که تفنگ بادی برای گنجشک است! نوشتم نمیشود درخت سدر کاشت و انتظار میوهٔ انبه داشت! از درخت سدر چیزی بیشتر از کُنار به دست نمیآید!
