
کد خبر: 182830 ، سرويس: داستان، شعر و ادب
تاريخ انتشار: 08 شهريور 1402 - 12:09
اختصاصی سرویس ادبی اتحادخبر
اشتهای چشم هایم
اتحادخبر- فرح عباسی : نگاهت باز کرده اشتهای چشمهایم را/ عسل مینوشم از چشمت، نکن کور اشتهایم را...
اشتهای چشم هایم
نگاهت باز کرده اشتهای چشمهایم را
عسل مینوشم از چشمت، نکن کور اشتهایم را
دلم بیمار عشقی بود، درمانش نمیجستم
تو را دیدم، گرفتم گُر، و ایضاً هم شفایم را
نه یک بار و هزاران بار دیگر هم اگر بینم
دهانم باز میمانَد، کنم گم دست و پایم را
مگردان روی خود از من، خدا را خوش نمیآید
پر از فریاد عشقم، گوش کن بشنو صدایم را
حضورت سایه گستر گشته بر افکار و احوالم
جمالت برده از یادم، خودم را هم خدایم را
و یادت گشته چون آتش، به رگهایم که یخ بسته
پر از گرمای احساسم، بکن روشن سرایم را
بمانی یک شبی با من پشیمان برنمیگردی
لب از لب بر نمیدارم، بچش طعم غذایم را
تمام هستیام هستی، بگیر از من همه هستی
در آغوشت اگر مُردَم بخور شام عزایم را
فرح عباسی
لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/182830