کد خبر: 179453 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 21 خرداد 1402 - 14:00
اختصاصی اتحاد خبر
زنِ امروز در مطبخِ دیروز

اتحاد خبر - امید دریسی :حتماً شما نیز از طریق آگهی‌های فروش خانه در دیوار دیده‌اید که واژه‌ای به‌نام «مطبخ» خودنمایی می‌کند و یا اگر قصد خرید خانهٔ جدیدی داشته‌اید با چنین مکانی روبرو شده‌اید. مدتی بود که البته کاربرد واژهٔ «مطبخ» اقلاً در میان خانه‌ها رنگ باخته بود. به این بهانه یادداشتی که سال‌ها پیش از این قلم به رشتهٔ تحریر در آمد و از طریق همین تارنما منتشر گردید...

 امید دریسی

حتماً شما نیز از طریق آگهی‌های فروش خانه در دیوار دیده‌اید که واژه‌ای به‌نام «مطبخ» خودنمایی می‌کند و یا اگر قصد خرید خانهٔ جدیدی داشته‌اید با چنین مکانی روبرو شده‌اید. مدتی بود که البته کاربرد واژهٔ «مطبخ» اقلاً در میان خانه‌ها رنگ باخته بود. به این بهانه یادداشتی که سال‌ها پیش از این قلم به رشتهٔ تحریر در آمد و از طریق همین تارنما منتشر گردید با ویرایش تازه بازنشر می‌شود تا به رویکردی بپردازد که نشان از عدم پذیرش مدرنیته در کنار سنت دارد و شاید بهتر باشد که بگوییم سردرگمی چنین تلفیقی از سوی عده‌ای از هم‌وطنان در جامعهٔ ایرانی.

ابتدا لازم است اشاره کنم که این مقال نافی طیف متعدد سنت‌خواهان و سیاه یا سفید انگاشتن اصل سنت و یا مدرنیته نیست. بلکه بیشتر بنا دارد زوایا و خبایای رفتار آدمیان درون قالب سنتِ غلط را ببیند و الا کیست که نداند در کشورهای زادگاه مدرنیته نیز سنت‌گرایی حتی در تراز اندیشه‌ورزان وجود دارد و بنابراین کلیت مدرنیسم هم بلااشکال و بدون چالش و عیب نیست.

این گفتار اگر چه در پی آن نیست که سنتی‌ها را در کوبشِ دنیای مدرن سرزنش کند اما یادمان هم نرفته است که تفکر سنتی حتی با رایانه نیز در افتاد و با دیدهٔ تردید بدان نگریست، حال همان تفکر می‌بیند که مملکت بدون رایانه فلج است! و نیز می‌توان یادآور شد که هنوز هم برخی از آنان، هواداران مدرنیسم را به غرب‌زدگی متهم می‌کنند.

انگیزهٔ این نوشته بدان جهت است تا با مصادیق بیشتر بر مسئلهٔ فوق صحه بگذارد و از آن‌جا که این سیاهه نیز با استفاده از امکانات دنیای مدرن تنظیم شده و از طریق اینترنت قابل دست‌رسی است پس چه بهتر که شروع نوشتار از همین نقطه باشد. لذا ابتدا به سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌روم که شوربختانه احاطهٔ تفکر سنتی در استفاده از این ابزارِ مدرنِ امروزی بیشتر مایهٔ تعجب است.

برای نویسندهٔ این سطور اعجاب‌انگیز است که پرده‌پوشی‌های برخی کاربران در شبکه‌های اجتماعی را باور کند یا رفتار به ظاهر روشنفکرانه و مدرن استفاده‌کنندگان از شبکه‌های پیش‌گفته را! بسیاری از ما بنا به دلایل مختلف که قطعاً ریشه در سنت دارد بدیهی‌ترین قوانین استفاده از صفحه‌های مجازی خود را پنهان نگه می‌داریم و از نام‌های مستعار استفاده می‌کنیم و در انواعی از این شبکه‌ها با چهره‌های غیر واقعی حضور داریم! پر واضح است که دنیای مدرن و تکنولوژی، مورد پذیرش واقع شده است اما کماکان گرفتار پنهان‌کاری و تغییر هویت‌ هستیم. در این بین بلاشک هم زنان و هم مردان گرفتار چنین تفکری‌اند و البته که محدودیت زنان به دلایل روشن و به خصوص در لایه‌های سنتی‌تر جامعه بیشتر است و گاه لاجرم با نام و تصاویر غیر واقعی در شبکه‌های اجتماعی عضو هستند و به خوبی قابل رصد است که برخی زنان بنا به ملاحظاتی که بالاتر از آن اشاره رفت ناخواسته با هویت‌هایی نصفه و نیمه و پنهان حضور دارند. یعنی همهٔ ابزارهایی که توسط شبکه‌های مدرن اجتماعی برای شفافیت بیشتر پیش‌بینی شده است برای ما در جهت پسِ پرده ماندنِ زن قطار شده‌اند! چرا؟ زیرا در فرهنگ ما همواره باور بر این بوده است که امنیت زن در سایهٔ دیده نشدن تأمین می‌شود!

اجازه دهید به کمی دورتر برگردیم. به زمانی که مرد خانه جلوی مهمان، همسرش را عیال یا مادرِ بچه‌ها صدا می‌زد و عجبا که هنوزم این رفتار و مقاومت وجود دارد. گویی امنیت خانم با فاش شدن نام کوچکش به خطر می‌افتد! هنوز از این چالش بیرون نیامده بودیم که تب آشپزخانهٔ اپن به طراحی معماری خانه‌ها سرایت کرد و همه در پیروی از این مد گوی سبقت را از هم می‌ربودند و بعد از رسیدن به این مهم، طبق همان رسم دیرینِ پنهان کردنِ زن پشت پرده، بین نشیمن و آشپزخانه پرده می‌کشیدند تا مادر بچه‌ها در معرض دید مهمان نباشد و خدای نکرده امنیت‌اش به خطر نیفتد! البته بعدها این سخت‌گیری تا حد زیادی تقلیل یافت ولی مثال پرده‌کشی آشپزخانه اپن مثال خوبی برای چیره شدن این سنت‌های سخت‌گیرانه جامعه ماست. نگارنده یاددشت فاقد علم معماری ا‌ست اما خالی از لطف نیست که بدانیم آشپزخانهٔ مدرن رسالتش این است که فضای نشیمن با آشپزخانه ترکیب شود تا از فضای خانه‌های آپارتمانی که روز به روز متراژ آن آب می‌رود استفادهٔ حداکثری شود اما زمانی که این معماریِ وارداتی وارد منازل ایرانی‌ها شد گویی تا حد زیادی به منظور تبعیت از مد بوده است. یعنی زن و مرد سنتی می‌رفتند در خانه‌ای که ایده‌های معماری مدرن داشت و برای آن ‌که زن خانه دیده نشود، آشپزخانه را پرده می‌کشیدند! که چه بشود؟ که زن در آن‌جا راحت‌تر باشد و دیده نشود! ببینید تقابل سنت و مدرنیتهٔ درهم آمیخته را در آن زمان و البته کماکان تا حدودی در این زمان با مطبخ‌های سر برآورده شده در خانه‌های به‌روز که جرقهٔ این یادداشت نیز بدین جهت زده شد.

به خوبی می‌شود مصادیق آشپزخانه و شبکه‌های مدرن اجتماعی را با هم آمیخت و نتیجه گرفت که تکنولوژی و مدرنیته را پذیرفته‌ایم اما به واسطهٔ استحکام سنت در تفکرِ غلط هم‌چنان پنهان‌کاریم. حال زمانی با آشپزخانه‌های مدرن و اکنون با شبکه‌های اجتماعی و تکنولوژی‌های دیگر، هر چند با نسل نو رو به کم‌رنگی گذارد. بنابراین مصداق آشپزخانه را شاید حتی نشانی از تضاد ناخواستهٔ سنت و مدرنیته بتوان نام نهاد که بدان اشاره شد.

معتقدم جوامع به سه دستهٔ «مدرن، در حال گذار و سنتی» تقسیم می‌شود.
جوامع مدرن و سنتی البته محل بحث این مقال نیست و تکلیف آن روشن است.
اما جوامع در حال گذار نظیر جوامعی چون ما که بخشی مدرن و بخشی دیگر سنتی است به مرور با گسترش مدرنیزاسیون به سوی مدرنیته پیش می‌‏روند و گریز و گزیری هم ‌نیست. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و برای شخص نویسنده جای خرسندی است که تجربه در قالب تاریخ و زمان ثابت کرده در نهایت سنت هضم در مدرنیته خواهد شد و نمودش البته در کشورمان به وضوح قابل مشاهده است.

چنین جوامعی می‌توانند با بحران هویت دست به گریبان شوند که در بالا نکاتی را تشریح کردم. به زعم نویسندهٔ این سطور مادام که قطب مدرن تولید می‌کند و قطب سنتی مصرف می‌کند این مسائل نیز کمابیش در این‌گونه جوامع پابرجاست. این همه تولیدات مدرن، ماحصل جوامع مدرن است در حالی که جوامع سنتی با این‌که تقاضا در آن وجود دارد اما در این زمینه چیزی برای عرضه ندارد و بحران هویت و سردرگمی در مقاطع مختلف محتمل است که به وجود بیاید، چون فرهنگ پذیرش کالای تولیدی هم‌زمان به صورت یکسان در سطوح مختلف جامعه وجود ندارد.

باید بپذیریم که یکی از حسن‌های بزرگ مدرنیته رهایی از قالب و چارچوب است. مدام قالب شکنی می‌کند. سنت اما این‌گونه نیست. در قالب‌اش جا خوش می‌کند، به ندرت و به سختی حاضر به شکستن یا تغییر و اصلاح سنت قبلی است و گویی درجا می‌زند و مصرف‌کننده باقی می‌ماند و گاهی نیز بر سر مدرنیته و هوادارن مدرنیته نهیب می‌زند و عجبا که سنتی‌ها از ابزار مدرنیته استفاده می‌کنند و با همان ابزار بر سر مدرنیته می‌کوبند. مگر غیر از این است که جهان صنعتی ماحصل جهان مدرن است؟ پس مبنای این تقابل در چیست و برای چه حتی پا را فراتر می‌گذاریم و مدرنیته را مترادف با دشمن می‌دانیم؟ به گمان من این آشفته‌حالی مادام که عینک بدبینی بر چشم‌مان است و ارتباط مناسبی مابین تکنولوژی و مدرنیته با سنت‌گرایی برقرار نشود با ماست. ماییم و آن دسته از سنت‌های‌مان که قابل به‌روزرسانی است و باید قبل از هر لطمه‌ای نسبت به اصلاحات آن اقدام کنیم‌. چرا که استمرار چنین وضعیتی فقر فرهنگ را نیز در پی دارد و عدم پاسخ‌گویی به نیازهای شهروندان منجر به مهاجرت بیشتر می‌شود و معضلی به معضلات اجتماعی اضافه خواهد کرد. این ضعف قابل کتمان نیست و به خوبی می‌دانیم و به کرات شاهد بوده‌ایم که چه کوچ‌هایی از کشورمان صورت پذیرفته است.
در پایان دوباره لازم به یادآوری است که آن‌چه به قلم آمد نفی اصل سنت نیست بل به انتقاد از انسان‌هایی پرداخت که پیلهٔ سنت از نوع غلط به دور خود تنیده‌اند تا پَر در آورند بهر پریدنی...!

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/179453